گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

قوه تخیل: توانایی ذهن برای تصور چیزها یا موقعیت‌هایی که در برابر چشم نیستند.

بروزرسانی شده در: 14:08 1405/03/23 مشاهده: 30     دسته بندی: کپسول آموزشی

قوه تخیل: توانایی ذهن برای تصویرسازی بدون چشم

ذهن ما یک سینمای شخصی دارد؛ حتی وقتی چشم‌ها بسته باشند.
چکیده

قوه تخیل یعنی توانایی ساختن تصویر چیزهایی در ذهن که در همان لحظه جلوی چشم ما نیستند. در این مقاله با سه کلیدواژهٔ «تصویر ذهنی»، «خلق موقعیت» و «تمرین روزانه» آشنا می‌شوید. یاد می‌گیرید چطور تخیل به شما در درس خواندن، حل مسئله و حتی سرگرمی کمک می‌کند.

تخیل یعنی ساختن دنیای درون ذهن

تخیل مثل یک صفحهٔ نقاشی نامرئی در مغز شماست. وقتی معلم از شما می‌خواهد داستان یک دانشمند را تصور کنید، ذهنتان بی‌آنکه کسی را ببیند، چهره و لباس و اتاق کار او را می‌سازد. حتی بوها، صداها و احساسات هم می‌توانند در تخیل حضور داشته باشند. مثلاً وقتی کتاب می‌خوانید و جمله «باران شدیدی می‌بارید» را می‌بینید، صدای چکیدن قطرات باران را در ذهنتان می‌شنوید. این یعنی تخیل در کار است.

دو نوع تخیل ساده داریم: تخیل بازآفرین (مثل تصور خانه‌ای که قبلاً دیده‌اید) و تخیل آفریننده (مثل ساختن شهری عجیب در ذهنتان که هیچ‌وقت وجود نداشته). هر دو نوع برای یادگیری و حل مسئله لازم هستند.

نوع تخیل مثال برای دانش‌آموز
تخیل بازآفرینتصور کردن خانهٔ مادربزرگ که تابستان رفته‌اید
تخیل آفرینندهاختراع یک سیاره با درختان آب‌نباتی و باران شکلات

تخیل در مدرسه و خانه چگونه به کار می‌آید؟

در درس ریاضی، وقتی مسئلهٔ کسر را حل می‌کنید، تخیل به شما کمک می‌کند یک سیب فرضی را به چند قسمت تقسیم کنید. در انشا، تخیل صحنه‌های داستان را می‌سازد. حتی در ورزش: یک فوتبالیست پیش از ضربه زدن در ذهنش مسیر توپ را تصور می‌کند. در خانه هم وقتی مادر می‌گوید «بیست دقیقهٔ دیگر غذا حاضر می‌شود» شما بوی خورشت را در تخیل خود حس می‌کنید و آب دهانتان جمع می‌شود. این یعنی تخیل روی احساسات و تصمیم‌های روزانهٔ شما اثر می‌گذارد.

نکته

هر روز می‌توانید تخیل خود را تمرین دهید. مثلاً بدون نگاه کردن به ساعت، شکل صفحهٔ ساعت را در ذهن ببینید و عقربه‌ها را حرکت دهید. یا مسیر خانه تا مدرسه را با چشم‌های بسته در ذهن مرور کنید.

سه پرسش چالشی دربارهٔ تخیل

پرسش نخست: آیا تخیل با دروغ گفتن یکی است؟

نه. تخیل در ذهن شما می‌ماند و به شما کمک می‌کند ایده‌های تازه بسازید. ولی دروغ گفتن یعنی حرفی بزنید که خلاف واقع است و به کسی آسیب برساند. در تخیل، شما می‌دانید که چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی ساختهٔ ذهنتان است.

پرسش دوم: چرا گاهی در کلاس خیال می‌بافیم و درس را از دست می‌دهیم؟

ذهن برای فرار از یک فعالیت خسته‌کننده یا سخت، سریع به سراغ تخیل می‌رود. این یک عادت طبیعی است. اما شما می‌توانید تخیل را کنترل کنید: مثلاً به جای خیال بافی دربارهٔ بازی رایانه‌ای، شکل یک سلول یا نقشهٔ تاریخی را در ذهن بسازید. این کار هم تمرین تخیل است هم به یادگیری کمک می‌کند.

پرسش سوم: آیا بزرگ‌ترها تخیل ضعیف‌تری دارند؟

نه لزوماً. فقط بزرگ‌ترها کمتر از تخیل خود در بازی و سرگرمی استفاده می‌کنند. ولی خیلی از مخترعان، پزشکان و مهندسان برای حل مسائل سخت از تخیل خود کمک می‌گیرند. پس تخیل هیچ وقت از بین نمی‌رود، فقط باید آن را تمرین دهید.

آنچه در این مقاله خواندید

قوه تخیل یعنی توانایی دیدن چیزها با چشم ذهن، حتی وقتی آن چیزها جلوی ما نیستند. تخیل دو نوع اصلی دارد: بازآفرینی (تصویرسازی از چیزهای دیده شده) و آفریننده (ساختن چیزهای تازه). این توانایی در درس خواندن، نوشتن انشا، حل مسئله و حتی بازی به کار می‌آید. با تمرین‌های سادهٔ روزانه مثل تصور کردن مسیر خانه یا شکل ساعت می‌توانید تخیل خود را قوی‌تر کنید. پس دفعهٔ بعد که مشق می‌نویسید یا به یک داستان گوش می‌دهید، به یاد بیاورید که دارید از یکی از مهم‌ترین توانایی‌های ذهنتان استفاده می‌کنید.