نتیجهگیری پژوهش: برداشت نهایی بر پایهٔ دادهها
در هر پژوهش، پس از گردآوری اطلاعات، باید یک برداشت نهایی نوشت که تنها بر پایهٔ واقعیتها باشد. این برداشت به ما نشان میدهد اطلاعات چه پاسخی به پرسش اولیه دادهاند. در این مقاله میآموزیم چگونه نتیجهگیری کنیم بدون این که علاقه یا نظر شخصی خودمان را دخالت دهیم. کلیدواژههای مهم: داده، واقعیت، پرسش اولیه.
اطلاعات خام در برابر نتیجهگیری
نتیجهگیری پژوهش مانند جواب آخر یک معماست. فرض کن میخواهی بدانی کدام میوه در میانوعدهٔ مدرسه بیشتر خورده میشود. اگر اطلاعات نشان دهد از ۳۰ دانشآموز، ۱۸ نفر سیب خوردهاند و ۱۲ نفر موز، نتیجهگیری درست این است: «سیب بیش از موز خورده شده است». این نتیجه هیچنظر شخصی ندارد. اما اگر بگویی «سیب خوشمزهتر است» این سلیقهٔ توست، نه نتیجهٔ پژوهش. در جدول زیر تفاوت را ببین:
| نوع مطلب | مثال (دربارهٔ ساعت مطالعه) | آیا سلیقه دخیل است؟ |
|---|---|---|
| اطلاعات خام | از ۵ شب، ۳ شب مطالعه داشتم و ۲ شب نه | خیر، فقط ثبت داده |
| نتیجهگیری درست | در بیشتر شبها (سه شب از پنج شب) مطالعه کردهام | خیر، منطبق بر داده |
| نتیجهٔ سلیقهای (نادرست) | مطالعه خیلی خوب است و همه باید شب مطالعه کنند | بله، نظر شخصی است |
مثال عینی از زندگی مدرسه
فرض کن در کلاس علوم، میخواهی بدانی «آیا گیاه لوبیا در جای تاریک رشد میکند؟» دو گلدان لوبیا میکاری: یکی در نور و یکی در کمد تاریک. هر روز اندازهٔ گیاه را با خطکش میگیری. بعد از دو هفته، برگهٔ یادداشت تو نشان میدهد گیاهِ درون نور ۱۲ سانتیمتر و گیاهِ تاریک ۳ سانتیمتر رشد کرده است. نتیجهگیری پژوهش تو باید این باشد: «گیاه لوبیا در محیط تاریک رشد بسیار کمی دارد و برای رشد خوب به نور نیاز دارد.» حتی اگر دوست داری گیاه در تاریکی رشد کند، نمیتوانی این واقعیت را تغییر دهی.
در پژوهشهای گروهی هم گاهی یک نفر فکر میکند نتیجه باید فلان باشد، اما اگر دادهها چیز دیگری بگویند، باید همان را پذیرفت. نتیجهگیری مثل قاضی دادگاه است که تنها به مدارک نگاه میکند.
سه چالش مفهومی دربارهٔ نتیجهگیری
پرسش ۱: اگر اطلاعات کم باشد، چه کار کنیم؟
پاسخ: نمیتوان نتیجهٔ بزرگ گرفت. مثلاً اگر فقط از دو نفر پرسیده باشی کدام خوراکی مدرسه را دوست دارند، نمیگویی «همهٔ دانشآموزان فلان خوراکی را دوست دارند». در عوض میگویی «بر پایهٔ این دو نظر، ...» و یادآوری میکنی که اطلاعات کم است.
پرسش ۲: آیا نتیجهگیری میتواند پیشنهاد بدهد؟
پاسخ: بله، اما نه به عنوان دستور سلیقهای. مثلاً پژوهش نشان داده که دانشآموزانی هر شب ۱۰ دقیقه مرور میکنند، نمره بهتری میگیرند. نتیجهگیری: «به نظر میرسد مرور کوتاه شبانه میتواند به یادگیری کمک کند.» این پیشنهاد بر پایهٔ داده است.
پرسش ۳: اگر دادهها ضد هم باشند چه؟
پاسخ: در آن صورت نتیجهگیری میکنی که «اطلاعات کافی برای یک نتیجهٔ روشن وجود ندارد» یا «نیاز به پژوهش دوباره با دقت بیشتر است». مثلاً اگر در یک هفته نمازخانهٔ مدرسه شلوغ باشد و در هفته دیگر خلوت، نمیتوانی نتیجه بگیری دانشآموزان نماز نمیخوانند.
برداشت نهایی
نتیجهگیری پژوهش مانند پلی است بین پرسش اولیه و پاسخ واقعی. هر دانشآموز پژوهشگر باید یاد بگیرد که پیش از نوشتن نتیجه، یک بار دیگر به همهٔ اطلاعات گردآوریشده نگاه کند و بپرسد: «آیا این نتیجه فقط از دل دادهها بیرون آمده؟» اگر پاسخ مثبت باشد، آن نتیجه درست و قابل اعتماد است. اگر سلیقه یا نظر شخصی در آن باشد، دیگر یک نتیجهٔ پژوهشی نیست، بلکه یک عقیدهٔ فردی است. پس در گزارش کارهای علمی همیشه بگذار دادهها حرف آخر را بزنند.