پرسش کلی؛ سفری از یک ایدهٔ بزرگ تا یک پژوهش دقیق
تقسیم یک پرسش بزرگ به بخشهای کوچک
فرض کن میخواهی دربارهٔ «آب و هوا» پژوهش کنی. این یک پرسش کلی است چون خیلی گسترده است. برای محدود کردن آن، باید ببینی دقیقاً چه چیزی تو را بیشتر جذب میکند. مثلاً:
| پرسش کلی (گسترده) | پرسش محدودشده (مناسب برای پژوهش) |
|---|---|
| آب و هوا چیست؟ | در شهر ما، در فصل پاییز چند روز بارانی داریم؟ |
| چرا بعضی جانوران مهاجرت میکنند؟ | پرستوهای تهران در چه ماهی به جنوب پرواز میکنند؟ |
همان طور که میبینی، پرسش دوم هم کوچکتر است و هم میشود آن را با مشاهده یا جستجو در کتابها پاسخ داد.
یک مثال زنده از حیاط مدرسه
فرض کن میخواهی پژوهشی دربارهٔ «بازی در زنگ تفریح» انجام بدهی. پرسش کلی این است: «بچهها در زنگ تفریح چه بازیهایی میکنند؟» این پرسش خیلی گسترده است. اما اگر آن را محدود کنی به: «دانشآموزان پایهٔ ششم مدرسهٔ ما در زنگ تفریح چه بازیهای گروهی انجام میدهند؟» حالا میتوانی یادداشت برداری کنی، از همکلاسیها بپرسی یا نمودار بکشی. نکته این است که پرسش باید جوری باشد که بتوانی برای آن پاسخ مشخصی پیدا کنی.
چالشهای مفهومی: سه پرسش و پاسخ ساده
پاسخ: نه! پرسش کلی مثل نقشهٔ یک شهر بزرگ است. برای شروع خوب است اما برای پیدا کردن یک خیابان خاص باید بزرگنمایی کنی. پرسش کلی به تو کمک میکند ببینی چه موضوعاتی وجود دارد، بعد یکی را برای پژوهش دقیق انتخاب میکنی.
پاسخ: میتوانی، اما شاید پاسخ آن خیلی زود پیدا شود و چیز جدیدی یاد نگیری. پژوهش خوب جایی است که پرسش نه خیلی بزرگ باشد که دست نیافتنی شود و نه خیلی کوچک که پاسخش یک کلمه باشد. مثلاً «رنگ آسمان در چهار فصل سال در شهر ما چه فرقی میکند؟» بهتر است.
پاسخ: ابتدا پرسش را روی کاغذ بنویس. سپس زیر آن سه سؤال بپرس: «کجا؟»، «کی؟» و «چه کسی؟». مثلاً اگر پرسش کلی «فواید ورزش» است، بپرس: «فواید ورزش برای دانشآموزان دبستانی در زمستان چیست؟» میبینی که چقدر دقیقتر شد.