پیام داستان: معنای اصلی و نتیجهای که از یک داستان دریافت میشود
معنی اصلی و برداشت شخصی چه فرقی دارند؟
گاهی فکر میکنیم هر برداشتی از داستان، همان پیام نویسنده است. اما این دو با هم تفاوت دارند. پیام اصلی همان حرف اصلی داستان است که نویسنده قصد داشته به همهٔ خوانندهها بگوید. ولی برداشت شخصی تو، نتیجهای است که بر اساس تجربههای خودت از داستان میگیری. برای روشن شدن فرق این دو، به جدول زیر نگاه کن:
| پیام اصلی داستان | نتیجه یا برداشت شخصی |
|---|---|
| یک حرف ثابت و همانند برای همه است. | از خوانندهای به خوانندهٔ دیگر فرق میکند. |
| نویسنده آن را در لابهلای قصه گذاشته است. | خواننده آن را از روی احساس و اندیشهٔ خود میسازد. |
| مثال: داستان «مورچه و ملخ» میگوید تلاش در تابستان برای زمستان مفید است. | تو نتیجه میگیری که نباید دوست تنبل خود را تنها بگذاری. |
یک مثال از زندگی مدرسه
فرض کن داستان کوتاهی میخوانی دربارهٔ دانشآموزی به نام امیر که دفتر نقاشی دوستش را پاره میکند، اما بعد عذرخواهی میکند و دوستی آنها دوباره گرم میشود. پیام اصلی این داستان میتواند این باشد: «عذرخواهی صادقانه میتواند اشتباه را جبران کند.» اما نتیجهای که تو به عنوان یک دانشآموز کلاس ششمی میگیری، شاید این باشد: «هیچ وقت با عصبانیت دفتر کسی را پاره نکنم، چون دلخوری آن سخت است.» یا «اگر خطایی کردم، زودتر بگویم متاسفم.» پس پیام اصلی یکی است ولی برداشت هر کس بر اساس کارهای خودش کمی فرق دارد.
پرسش و پاسخهای چالشی
پاسخ: چون هرکس بر اساس تجربهٔ زندگی خودش به قصه نگاه میکند. مثلاً اگر کسی قبلاً دروغ گفته و جریمه شده، از داستان «چوپان دروغگو» بیشتر به فکر عواقب دروغ میافتد. ولی کسی که دروغ نگفته، شاید به وجدان چوپان فکر کند.
پاسخ: به گفتوگوهای شخصیتها و نتیجهای که داستان میگیرد توجه کن. ببین نویسنده در پایان قصه چه نظری دارد. همچنین میتوانی از معلم یا دوستت بپرسی نظر او چیست.
پاسخ: بله، بعضی داستانها چند پیام اصلی دارند. مثلاً داستان «شنگول و منگول» هم دربارهٔ گوش ندادن به حرف بزرگترهاست و هم دربارهٔ هوشیاری در برابر غریبهها. اما معمولاً یک پیام پررنگتر از بقیه است.