استنباط: هنر فهمیدن از روی نشانهها
دو راه ساده برای استنباط کردن
برای اینکه بتوانی از روی نشانهها نتیجهگیری کنی، به دو چیز نیاز داری: نخست، نشانههایی که میبینی یا میشنوی؛ دوم، دانستههای قبلی خودت. بیا با دو مثال ساده این را ببینیم:
| نوع استنباط | یعنی چه؟ | مثال روزمره |
|---|---|---|
| استنباط از روی مشاهده | با دیدن چیزی، علت یا نتیجهٔ آن را پیدا میکنی | چتر خیس دوستت را میبینی → نتیجه میگیری بیرون باران میباریده |
| استنباط از روی گفتار | با شنیدن حرفها، به احساس یا منظور طرف مقابل پی میبری | مادر میگوید «آسمان خیلی تاریک شده» → میفهمد که باید زودتر به خانه برگردی |
استنباط در زندگی روزمرهٔ تو
فرض کن وارد کلاس میشوی. میبینی که تخته سیاه پاک شده، معلم لبخند میزند و همهٔ دفترهای ریاضی روی میزها باز هستند. تو با دیدن همین سه نشانه استنباط میکنی که: «احتمالاً امتحان ریاضی تمام شده و معلم از نتیجهٔ کار راضی است». یا مثلاً وقتی دوستت مدام به ساعت نگاه میکند و کیفش را بسته، تو استنباط میکنی که عجله دارد. حتی در بازی فوتبال حیاط مدرسه: اگر توپ از خط دروازه بیرون بیاید و دروازهبان ناراحت شود، هواداران تیم مقابل شادی کنند، تو استنباط میکنی که گل زده شده. برای این کار نیازی نیست کسی به تو بگوید؛ خودت از روی نشانهها میفهمی.
سه پرسش چالشی برای تو
پاسخ: استنباط میکنم که صاحب آن کفشها از جایی رد شده که گل بوده، مثلاً چمن خیس یا حیاط گلآلود. شاید هم تازه از مزرعه یا باغ برگشته است.
پاسخ: استنباط میکنم که فردا هوا سردتر از امروز خواهد بود، مادر نگران سرما خوردن من است و بهتر است لباس گرم بپوشم. او به من مستقیماً نگفت «بپوش»، اما نشانهها این معنا را میرسانند.
پاسخ: از این سه نشانه استنباط میکنم که او در حال ترک کردن مکان فعلی است و به جای دیگری میرود، شاید به خانه یا کلاس بعدی. اگر ساعت زنگ تفریح باشد، احتمالاً به کلاس ریاضی میرود.