گرمابه؛ سفر به دنیای حمامهای قدیمی ایران
سه قسمت مهم هر گرمابه
گرمابههای قدیم مثل یک مدرسه یا یک خانهٔ بزرگ، بخشهای گوناگون داشت. هر بخش کار مخصوص خودش را انجام میداد. گرمابهها را طوری میساختند که آب گرم از زیر کف آنها جریان داشته باشد. برای درک بهتر، این سه قسمت اصلی را با هم مقایسه میکنیم.
| نام بخش | کاربرد آن | مثال ملموس برای دانشآموز |
|---|---|---|
| بینه یا سربینه | رختکن، جایی برای درآوردن لباسها و استراحت | مثل راهروی ورودی استخر مدرسه که کفشها را درمیآورید. |
| گرمخانه | جای اصلی شستوشو با حوضچههای آب گرم | مثل دستشویی بزرگ منزل تان که کف آن گرم است. |
| خزینه | تنگ پر از آب گرم، مانند یک وان بزرگ سنگی | مثل جکوزیِ عمومی که در آن مینشستند. |
جالب است بدانید کف گرمخانه با سنگ فرش پوشیده میشد و آب گرم از زیر آن به کل ساختمان گرما میداد. به همین دلیل، وقتی وارد گرمخانه میشدید، کف زیر پا گرم و مطبوع بود.
گرمابه در زندگی روزمرهٔ قدیمیها
در گذشته که در خانهها لولهکشی آب گرم نبود، مردم هر ۱ هفته یا ۲ هفته یک بار به گرمابه میرفتند. گرمابه فقط جای شستوشو نبود، بلکه یک مرکز اجتماعی به شمار میرفت. در گرمابه، افراد تازههایی از شهر را رد و بدل میکردند، برای بچهها قصه میگفتند و گاهی هم مراسم خواستگاری یا جشنهای کوچک برگزار میکردند. شما تصور کنید امروز در دستشویی مدرسه دوستانتان دور هم جمع شوند و دربارهٔ تکالیف ریاضی گفتگو کنند! درست مثل همان رفتاری که در گرمابهٔ قدیم انجام میشد. سنگ پا، کیسه کشیدن (لایهبرداری پوست)، شانهٔ چوبی و صابونهای گیاهی از ابزارهایی بودند که هر خانواده همراه خود به گرمابه میبرد.
چالشهای مفهومی: سه پرسش و پاسخ ساده
پاسخ: سقف گنبدی باعث میشد بخار آب به سمت بالا برود و قطرات آب به لباس افراد نچکد. همچنین گنبدها نورگیرهای کوچکی به نام «گلجام» داشتند که نور خورشید را بدون ایجاد سرما وارد گرمخانه میکردند. در واقع سقف گنبدی مثل کلاه ایمنی ورزشی، هم محکم بود و هم جریان هوا را تنظیم میکرد.
پاسخ: خیر، زمان رفتن زنها و مردها جدا بود. معمولاً صبحها گرمابه برای مردها و بعد از ظهرها برای زنها در نظر گرفته میشد. کیسهکشها (افرادی که پشت مشتریان را کیسه میکشیدند) هم همیشه همجنس مشتری بودند. این قانون برای حفظ حریم شخصی و رعایت ادب آن زمان اجرا میشد.
پاسخ: در زیر کف گرمابه اتاقکی به نام «تافون» یا «آتشخانه» وجود داشت که در آن هیزم و پیه حیوانات میسوختند. گرمای حاصل از آتش به زیر سنگهای کف منتقل میشد. آب خزینه نیز توسط دیگهای مسی بزرگی که روی آتش قرار داشتند، گرم میشد. مخزن آب سرد هم در بیرون گرمابه تعبیه میکردند تا آب گرم و سرد را با هم مخلوط کنند.
آنچه از گرمابه یاد گرفتیم: گرمابهها در گذشته مانند باشگاه اجتماعی محله بودند. آنها سه بخش اصلی داشتند: بینه (سردترین بخش)، گرمخانه (محل شستوشو) و خزینه (وان آب گرم). مردم برای شستوشو، گفتگو و تازه شدن به آن جا میرفتند. امروزه به جای گرمابه از حمامهای خانگی و استخرهای عمومی استفاده میکنیم، اما هنوز هم در برخی شهرهای قدیمی ایران میتوان گرمابههای تاریخی را دید که به موزه تبدیل شدهاند. پس اگر روزی از کنار یک گنبد سنگی گذشتید، بدانید شاید زیر آن، داستانهای زیادی از شستوشو و خندهٔ ایرانیان قدیم پنهان شده است.