امانتداری: نگهداری درست از چیزی که به انسان سپرده شده است
امانت فقط قرض گرفتن نیست؛ یک مسئولیت بزرگ است
بعضی از دانشآموزان فکر میکنند امانت یعنی فقط یک کتاب یا خودکار را قرض بگیری و بعد پس بدهی. ولی امانتداری خیلی بیشتر از این حرفهاست. وقتی دوستت مدادتراش خود را به تو میدهد، در حقیقت بخشی از اعتمادش را به تو سپرده است. اگر مدادتراش را نشکنی، گم نکنی و تمیز برگردانی، نشان دادهای که آدم قابل اعتمادی هستی. امانت میتواند یک وسیلهٔ کوچک مثل پاککن باشد یا یک مسئولیت بزرگ مثل مراقبت از کیف دوستت در زنگ ورزش. در هر دو صورت، تو موظفی مثل یک نگهبان خوب از آن محافظت کنی.
در کتابهای درسی خواندهای که «امانتداری از صفات پیامبران بوده است». شاید این جمله کمی سخت به نظر برسد، اما یعنی حتی کارهای کوچک ما میتواند شبیه کارهای بزرگترین انسانها باشد. مثلاً وقتی مادر از تو میخواهد برای چند دقیقه از گوشیاش مراقبت کنی و تو آن را روی لبهٔ میز نمیگذاری، یعنی داری یک صفت بزرگ را تمرین میکنی.
| رفتار درست (امانتدار) | رفتار نادرست |
|---|---|
| کتاب امانتی را در کیف مخصوص قرار میدهی تا گوشهاش خم نشود. | کتاب را زیر دفترها له میکنی یا روی نیمکت رها میسازی. |
| خودکار دوستت را زودتر از وقت مقرر پس میدهی. | خودکار را تا چند روز فراموش میکنی و جوهرش تمام میشود. |
| اگر وسیلهای را اشتباهی شکستی، صادقانه به صاحبش میگویی. | وسیله را پنهان میکنی یا میگویی «نمیدانم چه شد». |
چهار موقعیت واقعی که در آنها امانتدار بودهای
حتماً برای تو هم پیش آمده که معلم از تو خواسته دفتر مشق همکلاسی را به دفتر تحویل بدهی. در این لحظه، تو امانتدار آن دفتر هستی. اگر در راه رفتن به دفتر، دفتر را در بغل بگیری و نگذاری خیس بخورد یا پاره شود، کار درستی انجام دادهای. یا فرض کن دوستت سیدی فیلم آموزشی را به تو میدهد تا در خانه کپی کنی. اگر سیدی را بدون خش برگردانی، نشان دادهای که به امانت احترام گذاشتهای. حتی مسئولیت نگاه کردن به وسایل کوچکتر مثل ساعت مچی، عینک یا شارژر تلفن همراه نیز امانت محسوب میشود. گاهی هم امانت غیروسیلی است؛ مثلاً راز یک دوست. وقتی دوستت به تو میگوید «این را به هیچ کس نگو»، راز او یک امانت حساس است. گفتن آن راز به دیگران، مثل شکستن یک وسیلهٔ گرانبهاست.
سه پرسش چالشی دربارهٔ امانتداری
پاسخ: نه، اصلاً اینطور نیست. یک مداد نوکی ساده یا حتی یک خمیر بازی که دوستت به تو داده، امانت است. ارزش وسیله مهم نیست؛ مهم این است که صاحبش به تو اعتماد کرده است. اگر یک وسیلهٔ بیارزش را هم خراب کنی، باز هم به اعتماد آن شخص آسیب زدهای.
پاسخ: مثلاً فرض کن کیف دوستت از دستت لیز خورد و افتاد روی آب. تو مقصر نبودی، اما وظیفه داری موضوع را راستش را بگویی. صادقانه بگو «ببخشید، کیف تو افتاد و خیس شد. دوست دارم کمک کنم خشکش کنم». پنهانکاری بدترین کار است، چون هم امانت را خراب کردهای هم امانتداری را.
پاسخ: خیر، مگر اینکه صاحب اصلی اجازه بدهد. اگر دوستت دفتر خاطراتش را به تو داده تا یک صفحه از آن کپی کنی، حق نداری آن را به خواهرت یا همکلاسی دیگر بدهی. امانت مثل یک کلید است که فقط به تو سپرده شده. در غیر این صورت، دیگر امانتدار نیستی.