تو نیکی میکن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز
نیکی کردن حتی به کسانی که قدردان نیستند، باز هم بینتیجه نمیماند
چکیده: در این مقاله میخوانیم که چرا گاهی باید بدون منتظر تشکر بودن، کار خوب انجام دهیم. با کلیدواژههای «نیکی کردن»، «بینتظری»، «پاداش در زمان مناسب» و «تأثیر کار خوب بر خودمان» آشنا میشویم. میفهمیم که نیکی مانند دانهای است که اگر در جای نامناسب هم بیفتد، روزی جوانه میزند.
معنی ضربالمثل و داستان پشت آن
این ضربالمثل معروف ایرانی میگوید: کار نیک را انجام بده، حتی اگر کسی آن را نبیند یا قدر آن را نداند. «دجله» نام رودخانهای بزرگ است و «بیابان» جای خشک و بیآب. معنای کلی این است که شاید کار خوبت را در جایی انجام دهی که به نظر میرسد بیفایده است (مثل انداختن چیزی در رودخانه)، اما روزی در جای دیگری که نیاز داری، نتیجه آن را میبینی. این مثل به ما یاد میدهد که نیکی کردن همیشه پاداش دارد، حتی اگر آن پاداش را بلافاصله نبینی.
نکته: خیلی وقتها انسانهای نااهل (یعنی کسانی که قدر خوبی دیگران را نمیدانند) باعث میشوند که ما از کار خیر دست بکشیم. اما این مثل میگوید: تو فقط کار خوبت را بکن، نتیجهاش با خداست.
تقسیم موضوع: سه نوع نیکی در زندگی دانشآموزی
| نوع نیکی |
مثال ملموس برای دانشآموز |
نتیجه در بیابان (زمان مناسب) |
| نیکی به همکلاسی رقابتگر |
مدادت را به کسی قرض میدهی که قبلاً به تو نخ داده است. |
یک ماه بعد در مسابقهٔ گروهی همان شخص به تو کمک میکند. |
| نیکی به خواهر یا برادر کوچک |
اسباببازی خود را به خواهرت میدهی، گرچه او قبلاً وسیلهٔ تو را شکسته است. |
پدر و مادر از تو راضی میشوند و بعداً هدیهٔ بهتری به تو میدهند. |
| نیکی به دوستی که غیبتت را کرده |
به او در درس ریاضی کمک میکنی بدون اینکه از کار بدش یادآوری کنی. |
بقیهٔ بچههای کلاس تو را فرد بزرگی میبینند و به تو اعتماد میکنند. |
چگونه در زندگی روزمره این مثل را اجرا کنیم؟
فرض کن در حیاط مدرسه، کیف کسی روی زمین افتاده و محتویاتش ریخته است. آن دانشآموز قبلاً یک بار به تو بیاحترامی کرده است. طبق این ضربالمثل، تو باز هم کمک میکنی وسایلش را جمع کنی. چرا؟ چون اولاً وجدانت آرام میشود، دوماً دیگران نگاه مثبتی به تو پیدا میکنند، سوماً شاید خود آن شخص از کارش پشیمان شود. نتیجهی نیکی همیشه مستقیم و فوری نیست؛ گاهی مانند بذری میماند که زیر خاک میروید و بعد از مدتی سبز میشود.
مثال دیگر
نوشتن یک برگهٔ کوچک تشویقی برای معلم، کمک به پیرمرد همسایه برای حمل خرید، بخشیدن خوراکی ات به کسی که یک بار به تو نخ داده است. همهٔ این کارها مثل انداختن نیکی در «رودخانهٔ دجله» هستند. شاید آن شخص خاص جواب نیکی تو را ندهد، اما جای دیگری (همان بیابان) آن کمک به خودت برمیگردد؛ مثلاً وقتی خودت چیزی را گم میکنی، یک غریبه به تو کمک میکند.
سه پرسش چالشی برای فکر کردن
پرسش ۱: اگر کسی بارها به من بدی کرده باشد، باز هم به او نیکی کنم؟
پاسخ: ضربالمثل میگوید «تو نیکی میکن» یعنی کار خوب را رها نکن. اما این به معنای اجازه دادن به بدی نیست. تو میتوانی به او نیکی کنی بدون اینکه خودت را مقصر بدانی. برای نمونه، به سوالش جواب بده، اما اجازه نده دوباره به تو زور بگوید.
پرسش ۲: مگر نتیجهٔ نیکی حتماً باید به خودم برگردد؟ هدف از نیکی چیست؟
پاسخ: هدف اصلی نیکی، خوب بودن و آرامش درون است. اما این مثل به ما امید میدهد که هیچ کار خوبی بیپاداش نمیماند. گاهی پاداشش را در دنیا میبینی (مثل دوستی پیدا کردن) و گاهی فقط حس خوب کمک کردن به تو برمیگردد.
پرسش ۳: «در دجله انداختن» یعنی کار خوب را دور ریختن؟
پاسخ: نه! رودخانه آب را به جاهای دیگر میبرد. نیکی هم همینطور است. شاید در همان لحظه نتیجه ندیده باشی، اما جریان زندگی آن را به جایی میرساند که به کارت بیاید. پس «دجله» نماد جایی است که نتیجه را نمیبینی، نه محل دور ریختن.
نتیجهٔ نهایی: در مدرسه، خانه و کوچه، هر روز فرصت داری که نیکی را حتی به کسانی که قدردان نیستند هدیه کنی. لازم نیست فوراً نتیجه ببینی. کافی است بدانی که کار خوب، هیچوقت گم نمیشود. گاهی پاداش آن مهربانی دیگران است، گاهی آرامش خودت و گاهی روزی که خیلی به کمک نیاز داری، از جایی که انتظارش را نداری یاری میرسی. پس به یاد داشته باش: «تو نیکی میکن و در دجله انداز» و نگران نباش، روزی در بیابان زندگیت، سبز میشود.