جنگ تحمیلی: روایت هشت سال ایستادگی ایران در برابر حمله عراق
علتهای شروع جنگ از نگاه یک کلاس درس
فرض کنید در حیاط مدرسه، دوستی ناگهان با تو دعوا کند و بگوید: «این زمین مال من است!» بدون اینکه حق با او باشد. جنگ تحمیلی هم شبیه همین بود. رژیم بعثی عراق (به معنی حزب بعث که عراق را اداره میکرد[۱]) فکر میکرد ایران بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ضعیف شده است. سه علت اصلی برای شروع جنگ وجود داشت:
- عراق میخواست مرزهای آبی اروندرود (رودخانه مرزی بین ایران و عراق[۲]) را کامل تصاحب کند.
- صدام حسین، رئیسجمهور عراق، از تضعیف ارتش ایران سوءاستفاده کرد و خیال حملهی سریع داشت.
- عراق امیدوار بود استانهای غربی و جنوبی ایران مانند خوزستان را جدا کند. (مثل کسی که بخواهد دفتر مشق همکلاسی را پاره کند!)
برای روشن شدن موضوع، جدول زیر را ببینید که تفاوت ایران و عراق را در شروع جنگ نشان میدهد:
| موضوع | ایران | عراق |
|---|---|---|
| سال شروع حمله | ۱۳۵۹ (در دفاع) | ۱۳۵۹ (مهاجم) |
| تعداد سربازان در شروع جنگ | حدود ۱۵۰,۰۰۰ | حدود ۲۰۰,۰۰۰ |
| حمایت کشورهای بزرگ | کم (تنها تعداد کمی) | توسط بسیاری از کشورهای غربی و شرق عربی |
نقشه جنگ و شهرهای درگیر: مثل بازی شطرنج روی زمین
جنگ تحمیلی در مرزهای غربی و جنوب غربی ایران اتفاق افتاد. خرمشهر، آبادان، سوسنگرد و بستان از اولین شهرهایی بودند که عراق به آنها حمله کرد. عراق فکر میکرد ظرف یک هفته خوزستان را میگیرد، اما مردم و رزمندگان مثل یک دیوار محکم ایستادگی کردند. برای درک بهتر، یک مثال ساده میزنیم: فرض کنید یک تیم فوتبال حریف، از همان ابتدا به شدت حمله میکند. تیم مدافع (ایران) دروازه خود را رها نمیکند و کمکم ضدحمله میزند. آزادسازی خرمشهر در عملیات بیتالمقدس (اردیبهشت ۱۳۶۱) مثل گل پیروزی در دقیقه ۹۰ بود! مقاومت ۳۵ روزه خرمشهر (از آبان تا آذر ۱۳۵۹) یک نمونه از این غیرت ملی است.
برای نشان دادن طولانی بودن جنگ، میتوانیم بنویسیم: $T = 8 \text{ سال}$ و اگر هر سال را $365$ روز در نظر بگیریم: $T \approx 8 \times 365 = 2920 \text{ روز}$ یعنی جنگ تحمیلی حدود ۲۹۲۰ روز طول کشید که برای یک دانشآموز، یعنی تمام دوران دبستان و چند سال دیگر!
مردم چگونه به کمک جبههها آمدند؟ (مثال عینی از پشت جبهه)
در جنگ تحمیلی فقط سربازان نمیجنگیدند. حتی دانشآموزان، مادرها و پدرها در شهرهای دور و نزدیک کمک میکردند. مثلاً:
- اهدا کمکهای نقدی و طلا: مردم طلاهای خود را برای خرید مهمات به مساجد میآوردند.
- پخت نان و تهیه آذوقه: زنان روستاها برای رزمندگان نان محلی میپختند.
- بسیج دانشآموزی: خیلی از نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ ساله به عنوان نیروی امدادگر یا تدارکات ثبتنام میکردند.
جالب است بدانید که عملیات والفجر ۸ یکی از عملیاتهای مهم در سال ۱۳۶۴ بود که با استفاده از نیروهای مردمی، عراقیها را غافلگیر کرد. مثل این میماند که یک کلاس درس تصمیم بگیرد با همکاری یکدیگر یک نمایشگاه علمی بزرگ برگزار کند و همه نقش داشته باشند.
چالشهای مفهومی: سه پرسش و پاسخ ساده
پاسخ: چون ایران به عراق حمله نکرد؛ عراق یکطرفه حمله کرد و جنگ را به ما تحمیل کرد. یعنی «اجبار کرد جنگ را بپذیریم» در حالی که ما خواهان صلح بودیم.
پاسخ: خیر؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج مردمی، نیروی انتظامی و حتی داوطلبان عادی از همه سنین در جنگ حضور داشتند. این یک دفاع همگانی بود.
پاسخ: در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ ایران قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را پذیرفت و آتشبس برقرار شد. هرچند عراق هیچ غرامتی به ایران نداد، اما نتوانسته بود به هیچ یک از اهدافش برسد.
پاورقیها
[۱] رژیم بعثی عراق: حزب بعث به معنی «رنسانس» یا «تولد دوباره» (Ba'ath Party) بود که صدام حسین رهبری آن را در عراق بر عهده داشت. این حزب با روشهای دیکتاتوری کشور را اداره میکرد.
[۲] اروندرود: نام فارسی رودخانه مرزی بین ایران و عراق است که به انگلیسی Arvand Rud (Shatt al-Arab) نامیده میشود. این آبراه برای کشتیرانی و نفتکشها بسیار مهم است.
[۳] عملیات بیتالمقدس: عملیاتی که منجر به آزادسازی خرمشهر در اردیبهشت ۱۳۶۱ شد. یک پیروزی بزرگ برای ایران در جنگ تحمیلی.
معادل انگلیسی واژههای تخصصی:جنگ تحمیلی (Imposed War)، رزمندگان (Combatants)، بسیج (Basij - Mobilization Force)، قطعنامه (Resolution).