آیتالله کاشانی؛ روحانی مبارزی که در کنار مردم برای ملی شدن نفت ایستاد
۱. نفت ایران؛ ثروتی که داشت از دست میرفت
فرض کن یک بطری آبمیوهی خوشمزه داری، اما یک همسایهی قدرتمند بیاید و بگوید: «من این آبمیوه را میفروشم، اما فقط 1 درصد از پولش را به تو میدهم!» این دقیقاً همان اتفاقی بود که برای نفت ایران افتاده بود. شرکت نفت انگلیس و ایران۱ سالها نفت ایران را میبرد و سود کلان میکرد، اما سهم ایران خیلی کم بود [۲].
در آن زمان، خیلی از مردم ایران عصبانی بودند. آنها میگفتند: «این نفت مال ماست، چرا خارجیها باید همهی سودش را ببرند؟» یکی از کسانی که این ناراحتی را به زبان آورد و رهبری مردم را به عهده گرفت، آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی بود. او یک عالم دینی بود، یعنی در مسجد به مردم درس میداد و خیلی از افراد به حرفهایش گوش میکردند [۳].
۲. آیتالله کاشانی و متحد شدن با دکتر مصدق
آیتالله کاشانی تنها مبارز نبود. در کنار او یک وکیل باهوش و رهبر ملی به نام دکتر محمد مصدق هم بود. کاشانی و مصدق با هم متحد شدند. یکی در مجلس (مثل پارلمان امروزی) صحبت میکرد و دیگری در میان مردم و بازاریها [۵].
در تاریخ 29 اسفند 1329 خورشیدی (سال 1951 میلادی)، مجلس شورای ملی قانون ملی شدن نفت را تصویب کرد. یعنی دیگر انگلیسیها نمیتوانستند به تنهایی نفت ایران را اداره کنند؛ این نفت به ملت ایران برگشت [۷].
❓ آیا میدانستی؟ آیتالله کاشانی حتی یک روز را هم به عنوان «روز نفرت از حکومت انگلیس» اعلام کرد و از مردم خواست در خیابانها راهپیمایی کنند تا صدایشان به گوش دنیا برسد [۷].
۳. روزهای سخت؛ قیام سیتیر و حمایت همهجانبه
انگلیسیها از این تصمیم عصبانی شدند. آنها دکتر مصدق را مجبور به استعفا کردند. اما آیتالله کاشانی دست از تلاش برنداشت. او در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۳۱ فریاد زد: «جهاد کنید!» و مردم به خیابانها ریختند. این روز در تاریخ به قیام سیتیر معروف است. بیش از ۲۵۰ نفر از مردم در این اعتراضات کشته شدند، اما مقاومتشان نتیجه داد و شاه دوباره مصدق را به نخستوزیری برگرداند [۱].
در این روزهای پرتنش، آیتالله کاشانی که رئیس مجلس (رئیس قوهٔ مقننه) هم بود، مانند یک سپر محکم پشت سر دولت ملی ایستاد [۳].
۴. جدول مهم: مقایسهٔ قبل و بعد از کمک آیتالله کاشانی
| وضعیت | قبل از حمایت کاشانی | بعد از حمایت و ملی شدن |
|---|---|---|
| کنترل نفت | دست انگلیس | دست دولت ایران |
| درآمد ایران از نفت | خیلی کم (مثل یک دانه آب نبات) | باید به جیب مردم میرفت |
| حس مردم | غمگین و عصبانی | امیدوار و متحد |
۵. چالشهای مفهومی برای درک بهتر
❓ چرا انگلیسیها نمیخواستند نفت ایران آزاد شود؟
پاسخ: چون نفت مثل طلا بود. ماشینها، کشتیها و کارخانههایشان با نفت ایران کار میکرد. اگر نفت را از دست میدادند، مجبور بودند پول زیادی بدهند یا کارخانههایشان از کار میافتاد. آنها عادت کرده بودند که نفت را تقریباً مجانی ببرند [۲].
❓ آیتالله کاشانی چگونه مردم را قانع میکرد؟
پاسخ: کاشانی از منبر مسجد استفاده میکرد. او به مردم میگفت: «دفاع از نفت ایران، دفاع از اسلام و عزت مسلمین است.» چون مردم به حرف روحانیون اعتماد داشتند، به خیابان میریختند و شعار میدادند. او حتی فتوا۲ (حکم دینی) میداد که همکاری با شرکت نفت انگلیس حرام است [۳].
❓ آیا مبارزه فقط در تهران بود؟
پاسخ: خیر! در شهرهای آبادان، اصفهان، کرمانشاه و همدان هم مردم قیام کردند. کارگرهای شرکت نفت در جنوب ایران دست از کار کشیدند و در بازار تهران (بازار بزرگ) همه مغازهها را بستند. آیتالله کاشانی از همهی این شهرها پیام میفرستاد و آنها را به مقاومت تشویق میکرد [۱].
پانویسها (توضیح واژههای سخت)
۱شرکت نفت انگلیس و ایران: نام شرکتی بود که تقریباً ۵۰ سال همهی نفت ایران را میفروخت. انگلیسیها سهم بسیار کمی از سود آن را به دولت ایران میدادند. معادل انگلیسی آن Anglo-Iranian Oil Company (AIOC) است.
۲فتوا: حکمی که یک روحانی بزرگ (مرجع تقلید) بر اساس قوانین دینی صادر میکند. مثلاً اگر بگوید «دزدی حرام است»، مسلمانان به آن گوش میکنند. معادل انگلیسی آن Fatwa است.
۳کودتا: یعنی گروهی از افراد (مثل سربازان یا سیاستمداران) نقشه میکشند تا یکدفعه حکومت را عوض کنند، بدون اینکه مردم به آنها رأی داده باشند. متأسفانه در سال ۱۳۳۲ آمریکا و انگلیس باعث سقوط دولت دکتر مصدق شدند. معادل انگلیسی آن Coup d'état است.
منابع الهامبخش: اطلاعات این مقاله بر اساس اسناد تاریخی و گزارشهای معتبر مانند ویکیپدیا [۱]، گزارشهای وزارت خارجه آمریکا [۱۰] و مقالات دانشگاهی [۵] تنظیم شده است.