عناصر داستان: اجزای اصلی روایت
شخصیتها: قهرمانان و بازیگران داستان
شخصیتها افرادی هستند که داستان دربارهٔ آنهاست. آنها میتوانند انسان، حیوان یا حتی اشیاء خیالی باشند. هر داستان معمولاً یک شخصیت اصلی دارد که بیشتر ماجراها برای او پیش میآید. برای نمونه، در داستان «خروس زریپری» خروس، شخصیت اصلی است. شخصیتها ویژگیهایی مانند شجاعت، ترسویی، مهربانی یا بدجنسی دارند. گاهی دو شخصیت با هم تضاد دارند، مثل قهرمان و ضدقهرمان1.
مثال ملموس: داستان «سفیدبرفی» را در نظر بگیرید. شخصیت اصلی، سفیدبرفی است. شخصیتهای دیگر: هفت کوتوله (دوست و یاور)، ملکهٔ بدجنس (دشمن). هر کدام از این شخصیتها کاری میکنند که داستان پیش برود.
رویدادها: زنجیرهٔ ماجراها از آغاز تا پایان
رویدادها یعنی همان اتفاقهایی که در داستان میافتد. این اتفاقها معمولاً به ترتیب زمانی کنار هم چیده میشوند و یک ماجرای بزرگ را میسازند. رویدادها سه بخش اصلی دارند: آغاز (مقدمه)، میانه (گرهافکنی و اوج) و پایان (گرهگشایی). در بخش میانه معمولاً هیجانانگیزترین بخش داستان رخ میدهد که به آن «نقطهٔ اوج» میگوییم.
| بخش داستان | توضیح | مثال (شنگول و منگول) |
|---|---|---|
| آغاز | معرفی شخصیتها و موقعیت اولیه | شنگول و منگول در خانه تنها هستند. |
| میانه (اوج) | بحران و بالاترین تنش | گرگ میآید و میخواهد آنها را بخورد. |
| پایان | حل شدن مشکل و نتیجه | شنگول و منگول فرار میکنند و گرگ تنبیه میشود. |
زمان و مکان: دنیای واقعی و خیالی داستان
زمان یعنی مشخص کردن اینکه داستان در چه فصلی، چه سالی یا چه ساعتی اتفاق میافتد. مثلاً «یکی بود، یکی نبود، روزی از روزهای زمستان...» یا «سالی 1320 در یک شب بارانی». مکان یعنی محل وقوع ماجراها: جنگل، مدرسه، خانهٔ مادربزرگ، یک سیارهٔ دورافتاده. داستانها میتوانند در چند مکان مختلف جابهجا شوند. ترکیب زمان و مکان، فضای داستان را میسازد.
پیام: آنچه داستان به ما یاد میدهد
پیام یا درون مایه2، آن حرف اصلی است که نویسنده میخواهد به مخاطب بگوید. پیام مستقیماً در داستان نوشته نمیشود؛ بلکه مخاطب با خواندن ماجراها آن را متوجه میشود. برای مثال، داستان «کفشهای جدید» ممکن است پیام «به داشتههایت قانع باش» را داشته باشد. بعضی داستانها پیام آشکار دارند، مثل داستانهای کلیله و دمنه که پایان هر قصه یک نتیجهٔ اخلاقی میگویند.
مقایسهٔ انواع پیام در دو داستان متفاوت:
| داستان | پیام اصلی | نوع پیام |
|---|---|---|
| لاکپشت و خرگوش | آرام و پیوسته برنده میشود (تداوم بهتر از سرعت عجولانه است) | اخلاقی - آموزشی |
| پسر چوپان دروغگو | دروغ باعث از دست دادن اعتماد دیگران میشود | اخلاقی - هشداردهنده |
کاربرد عملی: چگونه از عناصر داستان در نوشتن انشا استفاده کنیم؟
فرض کنید میخواهید یک داستان کوتاه بنویسید. ابتدا یک شخصیت انتخاب کنید: مثلاً یک گربهٔ باهوش. سپس برای او مکان و زمان مشخص کنید: «در شیراز، روز جمعهٔ بارانی». بعد یک رویداد اولیه بسازید: گربه کیف پول صاحبش را گم کرده است. سپس میانهٔ داستان: گربه به دنبال کیف میگردد و با ماجراهایی روبهرو میشود. نقطهٔ اوج را در جایی بگذارید که گربه کیف را پیدا میکند ولی یک سگ بزرگ جلوی راهش ایستاده است. در پایان مشخص کنید گربه چطور سگ را گول میزند و کیف را برمیگرداند. آخر سر یک پیام بنویسید: «هوش و صبر میتواند بسیاری از مشکلات را حل کند». با این روش، انشای شما ساختار منظمی پیدا میکند.
چالشهای مفهومی
سوال ۱: آیا هر داستانی حتماً باید پیام داشته باشد؟
پاسخ: نه لزوماً. بعضی داستانها فقط برای سرگرمی ساخته میشوند و پیام مشخصی ندارند. اما بیشتر داستانهای خوب و ماندگار، یک پیام ساده و عمیق در دل خود پنهان کردهاند که خواننده را به فکر وا میدارد. حتی داستانهای طنز هم گاهی پیام دارند.
سوال ۲: آیا شخصیتها باید حتماً انسان باشند؟
پاسخ: خیر. در داستانهای فانتزی و کودکانه، حیوانات، گیاهان یا حتی اشیاء مانند مداد یا ماشین هم میتوانند شخصیت باشند. در این حالت به آنها «شخصیتهای انسانانگاری شده»3 میگویند؛ یعنی ویژگیهای انسانی مثل حرف زدن یا فکر کردن به آنها نسبت داده میشود.
سوال ۳: اگر مکان و زمان داستان مشخص نباشد، چه اتفاقی میافتد؟
پاسخ: داستان ممکن است گیجکننده شود. خواننده نمیفهمد ماجرا در کدام دنیا یا چه زمانی رخ میدهد. البته بعضی داستانهای مدرن عمداً زمان و مکان را مبهم میگذارند تا حس رمزآلودگی ایجاد کنند، اما برای داستانهای ساده و آموزشی بهتر است زمان و مکان به روشنی گفته شود.
پاورقیها
1 ضدقهرمان (Antagonist): شخصیتی که در برابر شخصیت اصلی (قهرمان) قرار میگیرد و مانع رسیدن او به هدفش میشود. معادل فارسی: رقیب یا دشمن داستان.
2 درون مایه یا پیام (Theme): مفهوم اصلی و نهفته در داستان که نویسنده قصد انتقال آن را به خواننده دارد. این مفهوم معمولاً یک ارزش اخلاقی یا انسانی است.
3 انسانانگاری (Anthropomorphism): نسبت دادن ویژگیها، احساسات و رفتارهای انسانی به موجودات غیرانسان یا اشیاء. در داستانهای کودکانه بسیار رایج است.