جنجال رسانهای: نمایشی بزرگتر از واقعیت
جنجالسازی چگونه کار میکند؟ (شیوههای رایج)
رسانهها مانند یک فروشندهی بزرگ عمل میکنند. محصول آنها «توجه شما» است. برای فروش بهتر این محصول، از تکنیکهای خاصی استفاده میکنند. در زیر، برخی از رایجترین این تکنیکها را با مثالهای ملموس بررسی میکنیم:
| شیوه | توضیح | مثال ملموس |
|---|---|---|
| استفاده از عناوین هیجانانگیز | عنوانی که کنجکاوی را برمیانگیزد یا ترس ایجاد میکند، حتی اگر محتوای خبر چندان مهم نباشد. | «فاجعه در یک رستوران!» درحالیکه خبر فقط در مورد یک قطعی برق کوتاه مدت است. |
| تکرار پی در پی یک موضوع | وقتی یک خبر ساده بارها و بارها در بخشهای مختلف پخش میشود، ذهن مخاطب آن را بسیار مهم و گسترده میپندارد. | پوشش خبری مداوم یک درگیری کوچک لفظی بین دو چهرهی ورزشی، طوری که انگار یک بحران ملی است. |
| استفاده انتخابی از تصاویر و ویدیو | نمایش تنها بخشی از واقعیت که حساسیتر است، مثلاً فقط صحنههای شلوغی و درگیری در یک راهپیمایی آرام. | برای نشان دادن گرانی، فقط از تصویر یک میوهی فروشگاه لوکس استفاده کردن، نه میوهفروشی محله. |
| قالبسازی دوقطبی | نمایش موضوع به صورت یک جنگ بین دو گروه کاملاً مخالف («ما» در مقابل «آنها») تا احساسات را برانگیزد. | تبدیل یک بحث معمولی دربارهی برنامهی درسی به «جنگ بین سنتگرایان و نوآوران». |
چرا رسانهها جنجال میسازند؟ (انگیزههای پشت پرده)
انگیزههای اصلی را میتوان در یک فرمول ساده خلاصه کرد:
$ \text{(تعداد بیننده/خواننده)} \uparrow \rightarrow \text{(قیمت آگهی)} \uparrow \rightarrow \text{(سود)} \uparrow $
هرچه مخاطب بیشتری جذب کنند، برای تبلیغاتکنندگان جذابتر شده و پول بیشتری دریافت میکنند. این قانون طلایی اقتصاد رسانهای است.
علاوه بر این، رقابت شدید بین شبکههای مختلف و کانالهای خبری، آنها را مجبور میکند که برای «اولین بودن» یا «جذابتر بودن»، مرز واقعیت را کمی جابجا کنند. گاهی نیز سادهسازی افراطی یک موضوع پیچیده، منجر به تحریف آن میشود.
از صفحهی نمایش تا زندگی واقعی: تأثیر جنجال بر ما
این برجستهسازیهای اغراقآمیز، فقط یک نمایش نیستند. آنها به طور مستقیم روی افکار و احساسات ما تأثیر میگذارند:
مثال عینی: فرض کنید در یک ماه، پنج گزارش مختلف در مورد سرقت گوشی در مترو میبینید. رسانهها ممکن است از کلماتی مانند «موج سرقت» یا «ناامنی گسترده» استفاده کنند. حتی اگر آمار واقعی نشان دهد که تعداد این سرقتها نسبت به سال قبل تغییر چندانی نکرده، احساس ناامنی در شما به شدت افزایش مییابد. ممکن است شما از استفاده از مترو هراسان شوید یا به اطرافیان خود بیاعتماد گردید. اینجا رسانه با برجستهکردن یک رخداد، واقعیت ذهنی شما را تغییر داده است.
تأثیرات دیگر شامل افزایش اضطراب جمعی، قطبیشدن افکار (فکر کردن به صورت سیاه و سفید)، بیاهمیتشدن مسائل واقعاً مهم و خستگی روانی ناشی از بمباران خبری منفی است.
راهنمای کاربردی: چگونه در برابر جنجال مقاوم شویم؟
حالا که با مکانیسم جنجال آشنا شدیم، میتوانیم مثل یک محقق کوچک عمل کنیم و اخبار را تحلیل کنیم. این مراحل را دنبال کنید:
- منبع را بررسی کن: این خبر از کجا آمده؟ آیا منبع معتبری است یا فقط یک صفحهی شایعهپراکنی؟
- عنوان را با متن مقایسه کن: آیا محتوای خبر واقعاً به هیجان عنوان آن میارزد؟ غالباً پاسخ منفی است.
- به دنبال منابع دیگر باش: یک خبر واقعاً مهم قطعاً توسط چندین رسانهی معتبر پوشش داده میشود. فقط به یک گزارش اکتفا نکن.
- اعداد و آمار را رصد کن: به جای عبارتهای کیفی مثل «خیلی زیاد»، به دنبال ارقام واقعی بگرد. مثلاً به جای «آلودگی هوای وحشتناک»، شاخص کیفیت هوا (AQI)1 را ببین.
- از خودت بپرس: «چه کسی از این خبر سود میبرد؟» این سؤال ساده، میتواند انگیزهی پشت یک جنجال را برای شما آشکار کند.
$ \text{(محتوا)} \div \text{(منبع + شواهد)} = \text{(ضریب اعتماد)} $
هرچه شواهد عینی و اعتبار منبع بیشتر باشد، ضریب اعتماد به خبر بالاتر میرود.
پرسشهای مهم و اشتباهات رایج
پاسخ: خیر. هدف از این مقاله، القای این تفکر که همهی رسانهها بد هستند، نیست. مشکل اصلی، اغراق و برجستهسازی یکجانبه است. بسیاری از رسانههای معتبر سعی میکنند استانداردهای حرفهای را رعایت کنند، اما حتی آنها نیز گاهی برای جذب مخاطب ناچار به سادهسازی یا ایجاد هیجان میشوند.
پاسخ: بزرگترین اشتباه، مصرف منفعلانه اخبار است. یعنی هرچه را میبینیم و میخوانیم، بدون هیچ سوال و تردیدی میپذیریم و بلافاصله دربارهی آن نظر میدهیم یا آن را برای دیگران فوروارد میکنیم. این رفتار، سوخت مورد نیاز جنجالها را تأمین میکند.
پاسخ: قطعاً خیر. این یک رفتار فرار است. راه حل، تبدیل شدن به یک مصرفکنندهی فعال و هوشمند خبر است. یعنی انتخاب آگاهانهی منابع، تحلیل محتوا و توقف انتشار اخبار تأیید نشده.
پاورقی
1AQI: شاخص کیفیت هوا (Air Quality Index). عددی است که میزان آلودگی هوا را نشان میدهد.
2اقتصاد توجه (Attention Economy): مفهومی است که در آن توجه انسان به عنوان یک کالای کمیاب و ارزشمند در نظر گرفته میشود.
3تفکر انتقادی (Critical Thinking): توانایی تحلیل و ارزیابی اطلاعات به شیوهای مستقل و بدون تعصب.
