گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!

دوست و دشمن: تقسیم‌بندی شخصیت‌ها به گروه‌های همسو و مخالف در بازی

بروزرسانی شده در: 14:56 1404/11/13 مشاهده: 7     دسته بندی: کپسول آموزشی

دوست و دشمن: نقش‌ها در جهان بازی

بررسی چگونگی گروه‌بندی شخصیت‌های بازی به هم‌پیمانان و رقیبان و تأثیر آن بر پیشبرد داستان و گیم‌پلی.
خلاصه: در این مقاله به مفهوم «دوست و دشمن» در بازی‌های ویدیویی می‌پردازیم. خواهیم دید که چگونه طراحان، شخصیت‌ها را به گروه‌های (Faction) همسو و مخالف تقسیم می‌کنند تا بازی را جذاب‌تر کنند. با مثال‌هایی ساده از بازی‌های معروف و حتی گروه‌های دوستی در مدرسه، این مفهوم را بررسی کرده و مزایا، معایب و تأثیر آن بر تجربهٔ بازیکن را تحلیل می‌کنیم. کلمات کلیدی مهم این مقاله شامل گروه‌بندی شخصیت‌ها1، ایجاد تعارض، پیشبرد داستان و مکانیک بازی است.

چرا شخصیت‌ها گروه‌بندی می‌شوند؟

تصور کنید وارد یک بازی می‌شوید و همهٔ شخصیت‌ها بی‌هدف این طرف و آن طرف می‌دوند. این خیلی گیج‌کننده و خسته‌کننده می‌شود! دقیقاً مثل این است که به یک مهمانی بروید و هیچ‌کس را نشناسید. تقسیم‌بندی شخصیت‌ها به گروه‌های دوست و دشمن، یک چارچوب و نظم به دنیای بازی می‌دهد. این کار چند هدف اصلی دارد:

  • ساده‌سازی درک بازی: بازیکن به سرعت می‌فهمد با چه کسی باید همکاری کند و از چه کسی دوری کند.
  • ایجاد چالش و هدف: وجود یک دشمن مشخص (مثل یک گروه شرور) به بازیکن انگیزه می‌دهد تا مأموریت‌ها را انجام دهد و قوی‌تر شود.
  • غنی‌سازی داستان: کشمکش بین گروه‌ها، پایهٔ یک داستان جذاب است.

در زندگی واقعی هم ما ناخودآگاه آدم‌ها را دسته‌بندی می‌کنیم: دوستان صمیمی، هم‌کلاسی‌ها، تیم‌های ورزشی رقیب. بازی‌ها فقط این مفهوم را بزرگ‌تر و واضح‌تر نشان می‌دهند.

نوع گروه‌بندی توضیح مثال ملموس
دوست/هم‌پیمان ثابت گروهی که از ابتدا با بازیکن همراه است و روابطش تغییر نمی‌کند. مانند اعضای اصلی یک تیم. هم‌تیمی‌های شما در یک بازی فوتبال مثل فیفا. همه برای یک هدف (گل زدن) با هم همکاری می‌کنند.
دشمن/رقیب ثابت گروهی که از ابتدا دشمن بازیکن است و معمولاً تا پایان بازی همین‌طور باقی می‌ماند. ارتش شروری که می‌خواهد دنیا را تصرف کند (مثل گروه کوجیما در بازی‌های متال گیر).
گروه خنثی نه دشمن هستند و نه دوست. رفتارشان به عملکرد بازیکن بستگی دارد. اگر به آنها حمله کنید، دشمن می‌شوند. فروشندگان و شهروندان عادی در یک شهر بازی. مثل مغازه‌دارها در بازی The Legend of Zelda.
گروه قابل تغییر2 وضعیت دوستی یا دشمنی این گروه‌ها بر اساس انتخاب‌های بازیکن تغییر می‌کند. در بازی فوتبال دستی، اگر با دوستتان هم‌تیمی شوید، دوست هستید. اگر روبروی هم باشید، رقیب می‌شوید!

چگونه این گروه‌ها روی گیم‌پلی تأثیر می‌گذارند؟

گروه‌بندی فقط برای داستان نیست، بلکه مستقیماً روی شیوهٔ بازی کردن شما اثر می‌گذارد. این تأثیر را می‌توان با یک فرمول ساده نشان داد:

فرمول سادهٔ تعامل:
$ اقدام\ بازیکن + وضعیت\ گروه = نتیجه\ (همکاری، نبرد، بیتفاوتی) $

برای مثال، اگر به یک سرباز دشمن نزدیک شوید، او بلافاصله به شما حمله می‌کند. اما اگر به یک هم‌پیمان نزدیک شوید، ممکن است به شما سلام کند یا حتی کمک‌تان کند. این قانون در بازی‌های نقش‌آفرینی3 پیچیده‌تر هم می‌شود. ممکن است برای جلب دوستی یک گروه، باید برایشان ماموریت انجام دهید. این دقیقاً شبیه این است که برای عضو شدن در یک تیم خاص در مدرسه، باید مهارت‌های خاصی نشان دهید یا دوستی‌ها را حفظ کنید.

از زمین بازی تا زندگی واقعی: کاربرد یک مفهوم

شاید فکر کنید این تقسیم‌بندی فقط مربوط به بازی‌های کامپیوتری است، اما در زندگی روزمره هم نمونه‌های زیادی دارد. به تیم‌های ورزشی در مدرسه فکر کنید. وقتی تیم والیبال مدرسه شما با تیم مدرسهٔ رقیب مسابقه می‌دهد، یک تقسیم‌بندی واضح «ما در مقابل آنها» شکل می‌گیرد. این تقسیم‌بندی، رقابت را جذاب و هدفمند می‌کند. حتی در یک کار گروهی درسی، اگر دو زیرگروه داشته باشید که هر کسر روی بخشی از پروژه کار می‌کنند، یک همکاری و در عین حال تقسیم مسئولیت دارید. بازی‌ها از همین الگوهای اجتماعی استفاده می‌کنند تا برای ما آشنا و جذاب باشند.

نکتهٔ جالب اینجاست که در برخی بازی‌های پیشرفته، مرز بین «دوست» و «دشمن» محو می‌شود. ممکن است شخصیتی که فکر می‌کردید دشمن است، به کمک شما بیاید یا برعکس. این شبیه موقعیتی است که در زندگی واقعی، یک رقیب درسی ناگهان به شما در فهم یک مسئله کمک می‌کند. این پیچیدگی، بازی (و زندگی) را غیرقابل پیش‌بینی و جالب‌تر می‌کند.

اشتباهات رایج و پرسش‌های مهم

سؤال ۱: آیا همیشه یک گروه به طور کامل «خوب» و گروه دیگر کاملاً «بد» است؟

خیر. این یک اشتباه رایج در درک اولیه است. در بسیاری از بازی‌های مدرن، هر گروه دلایل و انگیزه‌های خود را دارد. گروهی که دشمن اصلی معرفی می‌شود، ممکن است از نگاه خودش قهرمان باشد. مثل دو تیم فوتبال که هر دو برای بردن بازی تلاش می‌کنند، هیچ‌کدام ذاتاً «شرور» نیستند.

سؤال ۲: اگر همهٔ شخصیت‌ها دوست بودند، بازی خسته‌کننده نمی‌شد؟

بله، معمولاً همین‌طور است. تعارض4 موتور محرکهٔ بسیاری از داستان‌ها و بازی‌هاست. بدون وجود چالش و دشمنی، انگیزه‌ای برای پیشروی، قوی‌تر شدن یا کشف دنیای بازی باقی نمی‌ماند. درست مثل یک داستان کتاب که بدون مشکل یا antagonist5 جذابیت خود را از دست می‌دهد.

سؤال ۳: آیا من به عنوان بازیکن می‌توانم گروه جدیدی ایجاد کنم؟

در اکثر بازی‌های خطی، خیر. شما در نقش از پیش تعیین شده‌ای بازی می‌کنید. اما در بازی‌های جهان‌باز6 یا سبک سندباکس7، گاهی این امکان وجود دارد. مثلاً می‌توانید با انتخاب‌های خود، دشمنان سابق را به متحد تبدیل کنید یا برعکس. این ویژگی، اختیار و حس مالکیت بیشتری به بازیکن می‌دهد.

جمع‌بندی: تقسیم شخصیت‌های بازی به گروه‌های دوست و دشمن، یک ابزار ضروری برای طراحان بازی است. این کار به بازی ساختار، هدف و عمق داستانی می‌بخشد. همان‌طور که در زندگی واقعی، روابط ما ترکیبی از همکاری و رقابت است، دنیای بازی‌ها نیز با همین الگوها زنده و مهیج می‌شود. درک این مکانیسم نه تنها لذت بازی کردن را بیشتر می‌کند، بلکه به ما کمک می‌کند تا روابط اجتماعی پیچیده‌تر را نیز بهتر تحلیل کنیم.

پاورقی

1گروه‌بندی شخصیت‌ها (Character Factionalization): فرآیند تقسیم شخصیت‌های یک داستان یا بازی به گروه‌ها یا جناح‌های مجزا با منافع مشترک یا متضاد.

2قابل تغییر (Dynamic): چیزی که ثابت نیست و می‌تواند تغییر کند.

3بازی نقش‌آفرینی (Role-Playing Game - RPG): نوعی از بازی که در آن بازیکن نقش یک شخصیت را در یک دنیای خیالی بر عهده می‌گیرد و بر رشد و انتخاب‌های آن شخصیت کنترل دارد.

4تعارض (Conflict): درگیری یا تقابل بین نیروها، شخصیت‌ها یا ایده‌ها که پایهٔ بسیاری از داستان‌هاست.

5Antagonist: شخصیت، گروه یا نیرویی که در مقابل قهرمان (پروتاگونیست) قرار می‌گیرد و منبع اصلی تعارض است.

6جهان‌باز (Open World): سبکی از بازی که در آن بازیکن می‌تواند آزادانه در یک دنیای مجازی بزرگ جست‌وجو کند و مسیرهای مختلفی برای پیشبرد بازی داشته باشد.

7سندباکس (Sandbox): سبکی از بازی که تأکید بر آزادی عمل زیاد بازیکن در خلق و تغییر محیط بازی دارد، شبیه بازی در یک جعبهٔ شن.

مکانیک بازیداستان‌سرایی تعاملیطراحی شخصیتروان‌شناسی بازیگیم‌پلی