حکایت زیر را در یک بند بازنویسی کنید.
هنوزم ز خُردی به خاطر دَرَست / که در لانهٔ ما ماکیان، بُرده دست
به منقارم آنسان به سختی گزید / که اشکم چو خون از رگ، آن دم، جهید
پدر، خنده بر گریهام زد که هان! / وطن داری آموز از ماکیان
پاسخ تشریحی :
نمایش پاسخ
با گذشت سالها، هنوز از دوران کودکیام به خاطر دارم که روزی دستم را در لانهٔ مرغهای خانگی کردم. مرغ آن چنان به شدّت با منقارش دستم را گزید که اشک از چشمانم مانند خونی که از رگ بیرون میزند، سرازیر شد. در این هنگام که من در حال گریه بودم، پدرم به گریهٔ من خندید و گفت: «وطن دوستی را از مرغ یاد بگیر.»
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!
محتواهای آموزشی مشابه
فایل های پاورپوینت، ویدئو، صوتی، متنی و ...
پرسش و پاسخ های مشابه
سوال کنید یا به سوالات دیگران پاسخ دهید ...