خوداتکایی؛ توانایی ایستادن بر پای خود
خوداتکایی در مدرسه، خانه و روابط دوستانه
در مدرسه، خوداتکایی یعنی این که دانشآموز برای یادگیری مطالب درسی فقط به معلم یا دوستانش تکیه نکند، بلکه خودش دفترچههایش را مرتب کند، برنامهٔ مطالعه داشته باشد و برای حل مسائل ریاضی یا نوشتن انشا ابتدا تلاش خودش را بکند و سپس از دیگران راهنمایی بگیرد. برای نمونه، وقتی دانشآموزی تکلیف شب را بدون این که از دوستش کپی کند، خودش انجام میدهد و فقط در بخشهای سخت از پدر یا مادرش سؤال میپرسد، در حال تمرین خوداتکایی است.
در خانه نیز خوداتکایی به شکلهای سادهای مانند مرتب کردن اتاق خود، آماده کردن کیف مدرسه، یا حتی کمک در کارهای منزل مانند چیدن سفره یا آب دادن به گلها نمود پیدا میکند. این کارها به دانشآموز میآموزد که برای امور شخصیاش نباید همیشه منتظر دیگران باشد. در روابط دوستانه نیز خوداتکایی یعنی این که فرد بتواند نظر خود را با احترام بیان کند، بدون این که برای تأیید شدن وابسته به نظر دیگران باشد. برای نمونه، وقتی دوستان یک دانشآموز برای تفریح به سینما میروند و او به دلایلی نمیتواند همراهشان شود، یک فرد خوداتکا بدون ناراحتی یا احساس طردشدگی، برنامهٔ جایگزین برای خودش پیدا میکند.
| زمینهٔ زندگی | رفتار خوداتکا | رفتار غیرخوداتکا |
|---|---|---|
| تکالیف مدرسه | ابتدا خودم تلاش میکنم، بعد در صورت لزوم سؤال میپرسم. | همین اول کار از دیگران میخواهم برایم حل کنند یا جواب را کپی میکنم. |
| کارهای روزمرهٔ خانه | کیف و میز تحریرم را خودم مرتب میکنم و در کارهای سادهٔ خانه کمک میکنم. | همیشه منتظرم دیگران وسایلم را جمع کنند و کاری برای خانه انجام نمیدهم. |
| تصمیمگیری و روابط | نظر خود را مطرح میکنم، اما به نظر دیگران هم احترام میگذارم. | همیشه کارهایی را انجام میدهم که دیگران دوست دارند، حتی اگر خودم نخواهم. |
چرا خوداتکایی مهارتی حیاتی برای آینده است؟
خوداتکایی فقط یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه مهارتی عملی است که آیندهٔ انسان را میسازد. وقتی دانشآموزی از همین حالا تمرین کند که برای یادگیری، حل مسئله و مدیریت وقت به خودش تکیه کند، در حقیقت دارد پایهٔ موفقیتهای بزرگتر را در آینده میریزد. برای نمونه، دانشآموزی که عادت کرده تکالیفش را بدون نظارت دائمی والدین انجام دهد، در دوران دانشگاه و شغل آینده نیز فردی مسئول و قابلاعتماد خواهد بود.
از سوی دیگر، خوداتکایی به انسان کمک میکند تا در برابر شکستها و ناکامیها مقاومتر باشد. فردی که همیشه به دیگران وابسته است، با کوچکترین مانعی دچار سردرگمی و درماندگی میشود، اما کسی که به تواناییهای خود ایمان دارد، برای هر مشکل راهحلی جستجو میکند. برای نمونه، اگر دانشآموزی در امتحان ریاضی نمرهٔ خوبی نگرفت، یک فرد خوداتکا به جای سرزنش معلم یا سخت بودن سؤالها، نقاط ضعف خود را شناسایی میکند و برای جبران آن برنامهریزی مینماید. همچنین خوداتکایی باعث میشود فرد در بزرگسالی روابط سالمتری داشته باشد، زیرا نه به دیگران تحمیل میشود و نه از آنها احساس وابستگی خردکننده دارد.
پرسشهای چالشی دربارهٔ خوداتکایی
خیر. خوداتکایی به معنای طلب نکردن کمک نیست، بلکه به این معناست که پیش از درخواست کمک، حداکثر تلاش خود را بکنیم. انسان موجودی اجتماعی است و در بسیاری از مواقع به راهنمایی و یاری دیگران نیاز دارد. تفاوت در این است که فرد خوداتکا کمک را به عنوان یک منبع مکمل میبیند، نه جایگزین کامل برای تواناییهای خودش. برای نمونه، یک دانشآموز خوداتکا ممکن است از معلم خود دربارهٔ یک مسئلهٔ دشوار سؤال بپرسد، اما پیش از آن خودش چندین بار آن را حل کرده باشد.
به هیچ وجه. خوداتکایی و همکاری دو روی یک سکه هستند. در کار گروهی، هر عضو باید بتواند بر بخشی از کار مسلط شود و به تواناییهای خود تکیه کند تا سهم خود را به درستی انجام دهد. اگر همهٔ اعضا خوداتکا باشند، تیم قویتر و کارآمدتر خواهد بود. برعکس، اگر یک نفر مدام کارش را به دیگران واگذار کند، نه تنها خودش چیزی یاد نمیگیرد، بلکه بار گروه را سنگینتر میکند. بنابراین خوداتکایی پایهٔ همکاری مؤثر است.
بله، اما با هوشمندی. خوداتکایی یعنی شناخت دقیق تواناییها و محدودیتهای خود. اگر در زمینهای واقعاً تخصص نداریم، بهترین شکل خوداتکایی این است که با فروتنی از یک متخصص کمک بخواهیم و همزمان تلاش کنیم تا آن مهارت را یاد بگیریم. برای نمونه، اگر دانشآموزی در درس علوم تجربی ضعف دارد، خوداتکا بودن یعنی این که خودش مطالعه کند، سؤالهایش را یادداشت نماید و سپس از معلم یا یک دوست آگاه راهنمایی بگیرد، نه این که به کلی از یادگیری آن درس منصرف شود.
خوداتکایی به معنای تکیه بر خود است، نه نپذیرفتن کمک. تفاوت در این است که فرد خوداتکا کمک را یک فرصت برای پیشرفت میداند، نه یک وسیله برای فرار از مسئولیت. برای نمونه، وقتی یک دانشآموز در خواندن یک متن انگلیسی مشکل دارد، میتواند از معلم خود بخواهد نحوهٔ تلفظ کلمات را به او بیاموزد، اما خودش باید تمرین کند تا مهارت خواندن را به دست آورد. پس کمک گرفتن هوشمندانه، نشانهٔ خوداتکایی است، نه نقطهٔ مقابل آن.