ارزش اجتماعی؛ چراغی که راه زندگی را روشن میکند
ارزشهای اجتماعی در زندگی روزمره
ارزشهای اجتماعی را میتوان در سادهترین کارهای روزانه دید. برای نمونه، وقتی در صف نانوایی یا بوفهٔ مدرسه میایستیم و نوبت را رعایت میکنیم، در واقع به ارزشی اجتماعی به نام «عدالت» یا «برابری» احترام گذاشتهایم. یا وقتی به بزرگترها کمک میکنیم و با کوچکترها مهربان هستیم، ارزش «احترام» و «همدلی» را به کار گرفتهایم. این ارزشها مانند قوانین نانوشتهای هستند که همهٔ ما آنها را میدانیم و بدون اینکه کسی به ما بگوید، آنها را رعایت میکنیم.
برخی از مهمترین ارزشهای اجتماعی که در زندگی روزمره با آنها سروکار داریم، عبارتند از:
| ارزش اجتماعی | مثال ملموس در زندگی دانشآموزی |
|---|---|
| راستگویی | گفتن حقیقت دربارهٔ انجام ندادن تکلیف به جای دروغ گفتن به معلم |
| مسئولیتپذیری | نگهداری از وسایل گروه در پروژهٔ علمی و تحویل بهموقع آن |
| همکاری | تقسیم کار در فعالیت گروهی و کمک به اعضایی که عقبتر هستند |
| گذشت | بخشیدن دوستی که سهواً دفترچهٔ ما را خیس کرده است |
چرا ارزشهای اجتماعی را حفظ میکنیم؟
ارزشهای اجتماعی به زندگی ما نظم و معنا میدهند. اگر این ارزشها نباشند، جامعه مانند زمین بازی بدون قوانین میماند که در آن هر کس هر کاری دوست دارد انجام میدهد و نتیجهٔ آن فقط هرجومرج و ناراحتی است. وقتی دانشآموزان در حیاط مدرسه به ارزش «احترام به حریم شخصی» پایبند باشند، کمتر پیش میآید که کسی کیف یا وسایل دیگری را بردارد. همچنین ارزش «پشتکار» باعث میشود دانشآموزی که در درس ریاضی مشکل دارد، ناامید نشود و تلاش خود را ادامه دهد تا موفق شود.
نکتهٔ مهم این است که ارزشهای اجتماعی تنها به نفع دیگران نیستند؛ بلکه خود ما نیز از آنها سود میبریم. وقتی در جمعی راستگو باشیم، دیگران به ما اعتماد میکنند و این اعتماد، باعث میشود روابط دوستانهٔ ما عمیقتر و پایدارتر شود. یا وقتی به ارزش «بخشش» عمل میکنیم، نه تنها دیگران را از رنجش نجات دادهایم، بلکه خود نیز از سنگینی کینه و دلخوری رها میشویم. به همین دلیل است که ارزشهای اجتماعی نه فقط یک «باور»، بلکه یک «نیاز» هستند؛ نیازی که برای زیستن در کنار دیگران، ناگزیر از آن هستیم.
پرسشهایی برای روشنتر شدن مفهوم
خیر. قانونها توسط نهادهای رسمی مانند دولت یا مجلس نوشته میشوند و پشت سرشان مجازات یا جریمه وجود دارد. اما ارزشهای اجتماعی معمولاً نوشته نشدهاند و بیشتر از طریق فرهنگ، خانواده و آموزش به ما منتقل میشوند. اگر کسی ارزشی را رعایت نکند، ممکن است از سوی جامعه طرد شود، اما به زندان نمیافتد. برای نمونه، درست است که در قانون نوشته نشده «به همکلاسی خود کمک کن»، اما این یک ارزش اجتماعی است که اگر کسی آن را رعایت نکند، دیگران از او خوششان نمیآید.
جامعه مانند یک موجود زنده است که تغییر میکند. با پیشرفت دانش و تغییر شرایط زندگی، ارزشها نیز دگرگون میشوند. مثلاً در گذشته «سکوت و گوشهگیری» ممکن بود ارزش محسوب شود، اما امروزه «ابراز نظر و مشارکت» ارزش بیشتری پیدا کرده است. این تغییرات به این معنا نیست که ارزشهای قدیمی اشتباه بودهاند؛ بلکه جامعه به سمت ارزشهایی حرکت میکند که با نیازهای جدید هماهنگتر هستند.
بله، گاهی پیش میآید که دو ارزش مهم در یک موقعیت با هم روبهرو میشوند. برای نمونه، ارزش «راستگویی» ممکن است با ارزش «احترام به احساسات دیگران» در تضاد باشد. فرض کنید دوستتان از شما پرسیده که آیا موهایش را کوتاه کرده و خوشتیپ شده است؟ در حالی که شما نظر دیگری دارید. در چنین مواقعی، افراد باید با درایت و بر اساس موقعیت، یکی از ارزشها را مقدم بدانند. معمولاً در این گونه موارد، ارزشهایی که به حفظ روابط و سلامت روان کمک میکنند، اولویت پیدا میکنند.
ارزشهای اجتماعی مانند ستونهای نامرئی، ساختمان جامعه را استوار نگه میدارند. این ارزشها به ما کمک میکنند تا در کنار دیگران زندگی کنیم، به هم احترام بگذاریم و مسئولیت کارهای خود را بپذیریم. هر یک از ما با رعایت این ارزشها در مدرسه، خانه و خیابان، نه تنها جامعهٔ بهتری میسازیم، بلکه شخصیت خود را نیز پرورش میدهیم. پس بیایید هر روز با یک کار ساده، مثل کمک به یک دوست یا راستگویی در یک موضوع کوچک، این ارزشها را در خود زنده نگه داریم، چون آیندهٔ جامعه به دست ما ساخته میشود.