توصیف؛ هنر دیدن جزئیات و بهتصویر کشیدن پدیدهها
توصیف در برابر گزارش: دو رویکرد متفاوت
خیلی وقتها توصیف را با گزارش اشتباه میگیریم. در حالی که این دو تفاوت اساسی دارند. برای روشن شدن تفاوت، به دو نمونه توجه کنید:
| گزارش ساده | توصیف کامل |
|---|---|
| روی میز یک گلدان گل رز قرمز است. | گلدان سفالی کدر با طرحهای برجستهٔ آبی، میز چوبی کهنه را مزین کرده و درون آن، سه شاخه گل رز سرخ با گلبرگهای نرم و مخملی، بوی خوش بهار را در فضا پخش کردهاند. |
| امروز هوا سرد است. | آسمان خاکستری، باد تندی که برگهای زرد را از درختان میکند و هوای نمناکی که نفس را به صورت دود سفید نشان میدهد، همگی از روز سرد پاییزی خبر میدهند. |
همانطور که میبینید، گزارش فقط اطلاعات خام میدهد، اما توصیف، با افزودن جزئیات حسی (بافت، بو، صدا و رنگ)، تصویر واضحتری از پدیده ارائه میدهد. برای توصیف یک شیء، باید به این پرسشها پاسخ دهیم: اندازهاش چقدر است؟ رنگ و شکل آن چگونه است؟ جنس آن از چیست؟ چه بویی دارد یا چه صدایی از آن تولید میشود؟ برای مثال، اگر بخواهیم یک خودکار را توصیف کنیم، فقط نمیگوییم «روی میز خودکار است»، بلکه میگوییم «خودکار نقرهفامی با بدنهٔ فلزی و گیرهٔ آبی که نوک ظریف و گردی دارد و وقتی مینویسی، صدای خشخش آرامی از آن بلند میشود.»
چرا توصیف دقیق مهم است؟
توصیف کردن فقط یک تمرین مدرسهای نیست؛ بلکه مهارتی است که در زندگی روزمره کاربردهای زیادی دارد. وقتی یک اتفاق را برای دوستمان تعریف میکنیم، اگر جزئیات را خوب بیان کنیم، دوستمان میتواند احساسات و لحظات را بهتر درک کند. در علم و فناوری هم توصیف دقیق، کلید موفقیت است. برای نمونه، پزشک برای تشخیص بیماری، باید نشانهها را بهدقت توصیف کند. یک مهندس برای تعمیر دستگاه، باید اجزای معیوب را دقیقاً شرح دهد. آشپز وقتی دستور پخت جدیدی را یاد میدهد، از توصیف برای بیان مقدار مواد، رنگ غذا و زمان پخت استفاده میکند.
توصیف خوب، به مشاهدهٔ دقیق بستگی دارد. یک دانشآموز خوب، باید پیش از نوشتن توصیف، زمان کافی را به دیدن و شنیدن اختصاص دهد. یکی از راههای تمرین، این است که هر روز یک شیء ساده مثل یک میوه یا یک وسیلهٔ تحریر را انتخاب کنیم و برای خودمان، تمام ویژگیهای آن را بیان کنیم.
چالشهای معمول در توصیف کردن
پاسخ: این مشکل معمولاً به دلیل کمبود دقت در مشاهده است. سعی کنید پیش از نوشتن، چند دقیقه به پدیده خیره شوید و حتماً از همهٔ حواس پنجگانه (بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی) کمک بگیرید. بعد، یک جملهٔ اولیه بنویسید و سپس آن را با افزودن صفتهای توصیفی (مثل رنگ، اندازه، جنس) و فعلهای پویا، گسترش دهید.
پاسخ: نه، صفتها مهم هستند، اما وقتی با مثالهای عینی و مقایسه همراه شوند، اثر بهتری دارند. مثلاً بهجای گفتن «برگ بسیار سبز است»، بگویید «برگ آنقدر سبز است که انگار تازه با آبرنگ نقاشی شده است.» استفاده از تشبیه و استعاره به ذهن خواننده کمک میکند که تصویر روشنتری بسازد.
پاسخ: یک توصیف کامل است که اگر خواننده یا شنونده، چشمهایش را ببندد، بتواند پدیده را دقیقاً مثل یک فیلم در ذهنش ببیند. برای محک زدن توصیف خود، آن را برای یکی از دوستانتان بخوانید و از او بپرسید که چه تصویری در ذهنش ساخته شده است. اگر تصویر او به واقعیت نزدیک بود، یعنی توصیف شما موفق بوده است.