افسوس که جوان نمیداند و پیر نمیتواند
نیروی جوانی و ناتوانی در تشخیص درست
دوران جوانی، دورهٔ اوج تواناییهای بدنی است. یک نوجوان میتواند ساعتها بدود، وزنه بلند کند، یا تا دیروقت بیدار بماند و درس بخواند. این نیروی خدادادی، سرمایهای بزرگ برای ساختن آینده است. اما مشکل اصلی این است که در این سن، دانش و تجربهٔ کافی برای استفادهٔ درست از این نیرو وجود ندارد.
برای نمونه، بسیاری از جوانان در انتخاب رشتهٔ تحصیلی یا دوستان خود دچار اشتباه میشوند، چون هنوز پیامدهای بلندمدت تصمیمهای خود را نمیبینند. یا ممکن است با دوستان ناباب آشنا شوند و وقت و انرژی خود را صرف کارهای بیفایده کنند. یک جوان ممکن است فکر کند که میتواند با شبزندهداری و کمخوابی، هم درسش را بخواند و هم به تفریحاتش برسد، اما نمیداند که این کار در بلندمدت به سلامت جسم و روانش آسیب میزند. به عبارت دیگر، جوان «نمیداند» که چه کاری برای آیندهٔ او بهتر است.
تجربهٔ پیری و کمبود توان انجام
در سوی دیگر، دوران پیری همراه با انباشته شدن تجربه و دانش است. یک پیرمرد یا پیرزن، سالهاست که سختیها و شیرینیهای زندگی را چشیده و میداند که در هر موقعیتی بهترین کار چیست. او میداند که با چه کسانی باید دوست شد، چه رشتهای ارزش تحصیل دارد، و چگونه باید پول پسانداز کرد. اما مشکل اینجاست که بدنش دیگر توان انجام بسیاری از کارها را ندارد.
برای نمونه، پدربزرگ شما ممکن است بهترین راههای باغبانی را بلد باشد، اما دیگر نمیتواند مثل گذشته بیل بزند یا خاک را جابهجا کند. یا مادربزرگ شما دقیقاً میداند که چه غذاهایی برای سلامتی مفید هستند، اما به دلیل درد مفاصل، نمیتواند برای مدت طولانی در آشپزخانه بایستد. حتی در کارهای فکری هم گاهی پیری با کاهش سرعت یادگیری یا فراموشی همراه میشود. بنابراین، پیر «نمیتواند» آنچه را که میداند، به مرحلهٔ اجرا بگذارد.
| ویژگی | دوران جوانی | دوران پیری |
|---|---|---|
| توان بدنی | بسیار بالا | کاهش یافته |
| تجربه و دانش | کم و ناقص | بسیار زیاد و کامل |
| توانایی تشخیص درست | پایین (ندانستن) | بالا (دانستن) |
| فرصت برای تغییر | بسیار زیاد | محدود |
پرسشهای چالشی دربارهٔ این حکمت
خیر، این یک قاعدهٔ قطعی نیست. بسیاری از جوانان با مطالعه و مشورت با بزرگترها، میتوانند تجربهٔ لازم را زودتر به دست آورند. همچنین بسیاری از پیران با حفظ سلامت جسم و ذهن، تا سالها توانایی انجام کارهای مهم را دارند. این حکمت بیشتر به یک روند کلی اشاره دارد، نه یک قانون شکستناپذیر.
بله، بهترین راه این است که جوانان از تجربهٔ پیران استفاده کنند. گوش دادن به نصیحتهای پدربزرگ و مادربزرگ، مطالعهٔ زندگی نامهٔ بزرگان، و مشورت با معلمان و والدین، میتواند دانش جوانان را افزایش دهد و مانع از اشتباهات بزرگ شود. از سوی دیگر، پیران نیز میتوانند با انجام کارهای سبکتر و متناسب با توان خود، همچنان مفید باشند.
این حکمت بیشتر دربارهٔ کارهای عملی و تصمیمگیریهای مهم زندگی است. اما در کارهای فکری نیز تا حدی دیده میشود. مثلاً یک جوان ممکن است ریاضیات را سریعتر یاد بگیرد (توانایی بیشتر)، اما یک استاد ریاضیِ پیر، مسائل را عمیقتر میفهمد (دانش بیشتر). با این حال، در بسیاری از مشاغل فکری، پیری با کاهش سرعت پردازش ذهن همراه است.