درک و دریافت؛ هنر فهمیدن
درک و دریافت در زندگی روزمره
هر روز با حجم زیادی از پیامها، متنها و صحبتها روبرو هستیم. از خواندن یک پیامک گرفته تا شنیدن صحبتهای معلم یا دیدن یک فیلم، همه جا نیاز به درک و دریافت داریم. اما این دو کلمه دقیقاً به چه معنا هستند؟
درک کردن یعنی توانایی فهمیدن ظاهری و سطحی یک مطلب. مثلاً وقتی جمله «امروز هوا بارانی است» را میخوانیم، متوجه میشویم که هوا ابری است و باران میبارد. اما دریافت کردن یعنی به عمق مطلب برویم و برداشت شخصی خود را از آن داشته باشیم. برای مثال، از جملهٔ بارانی، ممکن است دریافت کنیم که بهتر است امروز چتر به همراه داشته باشیم یا برنامهٔ کوهپیمایی را به روز دیگری موکول کنیم.
برای روشنتر شدن تفاوت این دو، به مثال زیر توجه کنید:
| مفهوم | تعریف ساده | مثال برای جملهٔ «امروز هوا بارانی است» |
|---|---|---|
| درک | فهمیدن معنی ظاهری و واژهها | متوجه میشوم که هوا ابری است و باران میبارد. |
| دریافت | برداشت شخصی، نتیجهگیری و تفسیر بر اساس درک | نتیجه میگیرم که امروز هوای سردی داریم و بهتر است لباس گرم بپوشم و چتر بردارم. |
پس درک، پایه و اساس است و دریافت، برجی است که روی آن ساخته میشود. برای داشتن یک دریافت خوب، باید اول درک درستی از موضوع داشته باشیم.
چگونه دریافت خود را عمیقتر کنیم؟
برای اینکه از یک متن یا موضوع، دریافت عمیقتری داشته باشیم، میتوانیم از چند راهکار ساده استفاده کنیم. این راهکارها به ما کمک میکنند تا از یک خواننده یا شنوندهٔ سطحی، به یک دریافتکنندهٔ ماهر تبدیل شویم.
اولین راهکار، پرسشگری است. وقتی مطلبی را میخوانیم یا میشنویم، باید از خود بپرسیم: «نویسنده یا گوینده چه هدفی داشته؟»، «چرا این کلمه را به کار برده؟»، «آیا میتوانم این موضوع را با مثال دیگری برای خودم روشن کنم؟» این پرسشها، ذهن ما را فعال میکنند و مانع از پذیرش منفعلانهٔ مطالب میشوند.
دومین راهکار، ارتباط برقرار کردن با دانستههای قبلی است. هر موضوع جدیدی را به چیزهایی که قبلاً میدانستیم، وصل کنیم. مثلاً اگر دربارهٔ یک اتفاق تاریخی میخوانیم، آن را با فیلم یا کتابی که قبلاً دیده یا خواندهایم، مقایسه کنیم. این کار، به ما کمک میکند تا جایگاه موضوع را در ذهن خود پیدا کنیم و دریافت بهتری داشته باشیم.
سومین راهکار، خلاصهنویسی و بازگو کردن است. بعد از خواندن یک متن، سعی کنیم آن را با زبان خودمان برای کسی دیگر تعریف کنیم یا خلاصهای از آن بنویسیم. این کار نشان میدهد که ما چقدر از متن را فهمیدهایم و چه برداشتی از آن داشتهایم. اگر در بازگویی، گیر کنیم، یعنی جای کار دارد و باید دوباره به متن برگردیم.
چالشهای رایج در مسیر دریافت درست
گاهی در مسیر درک و دریافت یک متن، با موانعی روبرو میشویم که باعث میشود برداشت نادرستی داشته باشیم. در این بخش، به چند پرسش چالشی پاسخ میدهیم که به رفع این اشتباهات کمک میکند.
پرسش: آیا دریافت من همیشه باید با نظر نویسنده یکسان باشد؟
پاسخ: نه، دریافت، برداشت شخصی شماست و میتواند با نظر نویسنده فرق داشته باشد، به شرطی که بر پایهٔ درک درست از متن باشد. گاهی یک متن، چندین لایهٔ معنایی دارد و هر کس بر اساس تجربه و دانش خود، دریافت متفاوتی از آن دارد. این تفاوتها، نشانهٔ غنای یک متن است و ارزشمند محسوب میشود. اما اگر برداشت شما با متن تناقض داشته باشد یا بخشهایی از آن را نادیده گرفته باشد، احتمالاً دریافت شما ناقص یا اشتباه است.
پرسش: چطور بفهمم که دریافت من، یک دریافت «سنجیده» است یا نه؟
پاسخ: یک دریافت سنجیده، مبتنی بر شواهد و مدارکی از خود متن است. یعنی شما برای برداشت خود، دلیل و مثال از متن دارید. همچنین یک دریافت سنجیده، جنبههای مختلف موضوع را در نظر میگیرد و نتیجهگیری عجولانه و یکطرفه ندارد. اگر بتوانید دریافت خود را برای دیگری توضیح دهید و او را قانع کنید، احتمالاً دریافت شما سنجیده و منطقی است. در مقابل، دریافت غیرسنجیده، بیشتر بر پایهٔ احساسات لحظهای یا قضاوتهای سریع است و از پشتوانهٔ کافی در متن برخوردار نیست.
پرسش: آیا احساسات ما روی دریافت ما تأثیر میگذارند؟
پاسخ: بله، قطعاً. احساسات و پیشداوریهای ما، عینکی هستند که از طریق آن به موضوع نگاه میکنیم. اگر از موضوعی خوشمان بیاید، ممکن است نکات مثبت آن را بیشتر ببینیم و اگر از آن بدمان بیاید، ممکن است فقط به نکات منفی توجه کنیم. برای اینکه دریافت ما سنجیده باشد، باید سعی کنیم این عینکهای احساسی را تا حدی کنار بگذاریم و با نگاهی بیطرفانهتر به موضوع نگاه کنیم. این کار سخت است، اما باعث میشود به درک عمیقتری برسیم.
درک و دریافت، دو بال پرواز ما در دنیای اطلاعات هستند. با درک، وارد دنیای متن میشویم و با دریافت، از آن دنیا، گنجینهای از معانی را با خود بیرون میآوریم. یک دریافتکنندهٔ خوب، کسی است که نه تنها کلمات را میفهمد، بلکه پیام پشت کلمات را نیز حس میکند، به آن فکر میکند و آن را با زندگی خود پیوند میزند. پس از امروز، هنگام خواندن یک کتاب، شنیدن یک آهنگ یا دیدن یک فیلم، سعی کنید فراتر از سطح آن بروید و دریافت شخصی خود را بسازید. این گونه است که هر موضوعی برای شما منحصر به فرد و ارزشمند خواهد شد.