انفعال؛ ایستادن در ساحل زندگی
ریشههای انفعال در زندگی روزمره
انفعال میتواند از جاهای مختلفی سرچشمه بگیرد. گاهی ترس از شکست، ما را به این وضعیت میکشاند. مثلاً دانشآموزی که از نمرهٔ ضعیف در امتحان ریاضی میترسد، ممکن است بهجای درس خواندن، خود را سرگرم تماشای تلویزیون کند تا با شکست احتمالی روبهرو نشود. در چنین شرایطی، پذیرش وضعیت موجود، آسانتر از تلاش برای تغییر به نظر میرسد.
منبع دیگر انفعال، عادت به انجام کارهای تکراری است. وقتی هر روز سر کلاس مینشینیم، تکالیف را بهسختی انجام میدهیم و بدون انگیزه به خانه برمیگردیم، کمکم این روند به یک عادت تبدیل میشود. در این حالت، حتی اگر فرصتهای خوبی برای پیشرفت پیش بیاید، ممکن است بهخاطر عادت به بیتحرکی، آنها را نادیده بگیریم. مانند کسی که هر روز از یک مسیر مشخص به مدرسه میرود و حتی اگر راه کوتاهتری وجود داشته باشد، باز هم همان مسیر قدیمی را انتخاب میکند.
همچنین، باورهای اشتباه دربارهٔ تواناییهای خود میتوانند ما را به انفعال بکشانند. بعضی از ما فکر میکنیم که «بههرحال تغییر چندانی در زندگیام ایجاد نمیشود» یا «تلاش کردن فایدهای ندارد». این نوع نگرش، مانند زرهی سنگین، ما را از حرکت بازمیدارد و هر روز را شبیه به روز قبل میکند.
پیامدهای انفعال بر آیندهٔ تحصیلی و شخصیتی
انفعال فقط به روزهای مدرسه محدود نمیشود؛ بلکه میتواند شخصیت ما را در بلندمدت شکل دهد. دانشآموزی که بهجای تلاش برای یادگیری یک درس دشوار، آن را رها میکند، کمکم به فردی تبدیل میشود که در مواجهه با هر مانعی، تسلیم میشود. این رفتار، اعتمادبهنفس را کاهش میدهد و تصویری منفی از تواناییهای خود در ذهنمان میسازیم. بهمرور زمان، ممکن است از شرکت در فعالیتهای گروهی، مسابقات علمی یا حتی بیان نظر خود در کلاس خودداری کنیم.
از سوی دیگر، انفعال میتواند بر روابط اجتماعی ما هم تأثیر بگذارد. وقتی در گروههای درسی یا پروژههای علمی نقشی فعال نداریم، دوستان و همکلاسیها ممکن است ما را فردی بیانگیزه و غیرقابل اعتماد بدانند. این برداشت، فرصتهای همکاری و دوستیهای عمیقتر را از ما میگیرد و باعث انزوا میشود. در مقابل، کسانی که با وجود سختیها، دست به اقدام میزنند، معمولاً احترام بیشتری کسب میکنند و شبکهٔ حمایت اجتماعی قویتری دارند.
برای روشنتر شدن تفاوت رفتار فعال و منفعل، به جدول زیر توجه کنید:
| موقعیت | رفتار فعال | رفتار منفعل (انفعال) |
|---|---|---|
| دریافت نمرهٔ کم در یک درس | برنامهٔ مطالعهٔ جدید میچینیم و از معلم کمک میخواهیم. | نمره را میپذیریم و خود را بیکفایت میدانیم. |
| دعوت به همکاری در یک پروژهٔ علمی | با اشتیاق میپذیریم و مسئولیت بخشی از کار را بر عهده میگیریم. | با بهانههایی مانند «وقت ندارم» یا «از عهدهاش برنمیآیم» کنار میکشیم. |
| مواجهه با یک مسئلهٔ ریاضی دشوار | مسئله را چندبار میخوانیم، راهحلهای مختلف را امتحان میکنیم و از دوستان میپرسیم. | میگوییم «این مسئله از من برنمیآید» و آن را رها میکنیم. |
پرسشهای کلیدی دربارهٔ انفعال
انفعال در مواقعی که واقعاً کنترلی بر اوضاع نداریم، مانند انتظار برای بهبودی از یک بیماری، میتواند نوعی خردمندی باشد. اما در بیشتر موقعیتهای زندگی روزمره، مانند درس خواندن یا بهبود روابط، انفعال به معنی از دست دادن فرصتهاست. تفاوت در این است که بدانیم چه زمانی باید اقدام کنیم و چه زمانی صبر کنیم.
اگر متوجه شدید که اغلب از انجام کارهای مهم طفره میروید، برای شکستهای خود بهانههای بیرونی میآورید، یا نسبت به آینده احساس بیتفاوتی میکنید، احتمالاً درگیر انفعال شدهاید. همچنین، اگر دیگران از شما میخواهند که فعالتر باشید و شما این پیامها را نادیده میگیرید، این نشانهٔ دیگری است.
انفعال و تنبلی شباهتهایی دارند، اما یکسان نیستند. تنبلی بیشتر به بیمیلی برای انجام کار اشاره دارد، در حالی که انفعال میتواند ناشی از ترس، ناامیدی یا عادت باشد. ممکن است فردی بسیار پرانرژی باشد، اما بهخاطر ترس از شکست، دست به هیچ اقدامی نزند. بنابراین، ریشههای انفعال عمیقتر از تنبلی ساده است.
اولین قدم، پذیرش این مسئله است که ما میتوانیم تغییر ایجاد کنیم. سپس، بهتر است با کارهای کوچک شروع کنیم؛ مثلاً بهجای اینکه بگوییم «میخواهم همهٔ درسها را یکشبه بخوانم»، تصمیم بگیریم که امروز فقط یک صفحه از کتاب را با دقت مطالعه کنیم. این پیروزیهای کوچک، موتور حرکت ما را روشن میکنند.