زبان گفتوگو؛ آیینهٔ شخصیت
گونههای زبان گفتوگو در داستان
زبان گفتوگو را میتوان به چند دستهٔ اصلی تقسیم کرد که هرکدام ویژگیهای خودشان را دارند. شناخت این گونهها به ما کمک میکند تا وقتی داستان میخوانیم، بهتر بفهمیم شخصیتها چه کسانی هستند و در چه شرایطی قرار دارند.
| گونهٔ زبان | ویژگیها | مثال در داستان |
|---|---|---|
| تاریخی | استفاده از واژههای کهن، تعارفات و رسمیهای قدیمی | «ای برادر، چه نیک آمدی! بفرما که چشمها بهراه توست.» |
| اجتماعی | بستگی به طبقه، شغل و جایگاه شخصیت دارد | یک معلم با ادب و شمرده حرف میزند، اما یک بقال محلهای خیلی خودمانی و با اصطلاحات کوچهبازاری صحبت میکند. |
| رسمی | جملات کامل، پرهیز از کلمات عامیانه و رعایت ادب | «جناب آقای مدیر، این گزارش عملکرد ماهیانهٔ واحد ماست.» |
| محاورهای (گفتاری) | مختصر، روان، همراه با واژههای روزمره و گاهی ناقص | «سلام، چطوری؟ دیروز ندیدمت مدرسه، مریض بودی؟» |
| طنزآمیز | بازی با کلمات، کنایه و مبالغهٔ خندهدار | «قربان، این کیفم آنقدر سنگین است که فکر میکنم تویش یک آجر هم هست!» |
هرکدام از این گونهها در جای خودش زیبا و کاربردی است. مثلاً وقتی نویسندهای میخواهد شخصیتی باسواد و اهل مطالعه را نشان بدهد، از زبان رسمیتر و واژههای دقیقتری استفاده میکند، اما برای شخصیت یک نوجوان شاد و پرانرژی، زبان محاورهای و صمیمی انتخاب مناسبی است.
چطور زبان گفتوگو شخصیتها را میسازد؟
زبان گفتوگو مثل لباسی است که شخصیتها به تن میکنند. وقتی در یک داستان، شخصیت اصلی با پدرش حرف میزند، کلماتش با وقتی که با دوست صمیمیاش حرف میزند، فرق دارد. این تغییر لحن به ما نشان میدهد که او به مخاطبش احترام میگذارد یا با او راحت است. همچنین انتخاب واژهها نشاندهندهٔ میزان تحصیلات، منطقهٔ جغرافیایی و حتی روحیهٔ آن شخصیت است. مثلاً شخصیت خجالتی ممکن است خیلی کوتاه و با مکث حرف بزند، در حالی که شخصیت پرحرف، جملههای بلند و پرشور دارد.
به یاد داشته باشید که حتی نوع غلطهای گرامری عمدی در گفتوگوی یک شخصیت میتواند نشانهٔ بیسوادی، خستگی، شتاب یا حتی طنز بودنِ موقعیت باشد. مثلاً وقتی کسی بهجای «من رفتم» میگوید «من رفتمم»، این تکرار حرف، لهجهٔ محلی یا شیوهٔ گفتار کودکانه را به ما نشان میدهد.
چالشهای درک زبان گفتوگو
پرسش: چطور بفهمیم یک شخصیت دارد جدی حرف میزند یا شوخی؟
پاسخ: معمولاً نویسنده با توضیحات کنار گفتوگو، مثل (با خنده گفت) یا (با لحن جدی گفت) این را مشخص میکند. همچنین بافت داستان و موقعیت کمک میکند. اگر شخصیت قبلاً شوخ بوده، احتمالاً الان هم شوخی میکند.
پرسش: زبان تاریخی و رسمی چه فرقی با هم دارند؟
پاسخ: زبان تاریخی بیشتر به دورهٔ قدیم مربوط میشود و واژههای کهن و تعارفات خاص آن دوره را دارد. ولی زبان رسمی، همان زبان ادبی و محترمانهٔ امروزی است که در مدارس، ادارات و نامهنگاریها استفاده میشود.
پرسش: آیا گفتوگوی محاورهای غلط است؟
پاسخ: نه، در داستاننویسی عیبی ندارد. غلطهای گرامری اگر عمدی و برای نشان دادن شخصیت باشند، هنری هستند. اشکال زمانی است که همهٔ شخصیتها یک جور حرف بزنند یا زبان محاوره در جایگاه رسمیِ متن داستان بهکار رود.
راهنمای پایانی
زبان گفتوگو یکی از ابزارهای مهم نویسندگی است که شخصیتها را از هم متمایز میکند و داستان را باورپذیرتر میسازد. با شناخت گونههای تاریخی، اجتماعی، رسمی، محاورهای و طنزآمیز، میتوانیم هم لذت بیشتری از خواندن داستان ببریم و هم اگر روزی بخواهیم خودمان داستان بنویسیم، شخصیتهایمان را بهتر بهتصویر بکشیم. بهیاد داشته باشید که هر شخصیت، زبانی مخصوص به خودش دارد و انتخاب درست آن، هنر یک نویسندهٔ خوب است.