گونههای نمایشنامه؛ از تاریخ تا تخیل
گونههای اصلی بر اساس محتوا و درونمایه
هر نمایشنامهای یک داستان را روایت میکند، اما داستانها میتوانند از دل تاریخ، زندگی روزمره، تخیل یا آینده بیرون بیایند. بر اساس این که نویسنده از چه منبعی الهام گرفته، گونههای مختلفی شکل میگیرند.
| گونه | ویژگی اصلی | مثال ملموس |
|---|---|---|
| تاریخی | بر اساس رویدادهای واقعی گذشته نوشته میشود و شخصیتهایش معمولاً چهرههای شناختهشدهٔ تاریخی هستند. | نمایشی دربارهٔ نبرد شاه عباس با ازبکان |
| اجتماعی | به مسائل و مشکلات جامعه مانند فقر، نابرابری یا فرهنگ شهرنشینی میپردازد. | نمایشی دربارهٔ خانوادهای که در حاشیهٔ شهر زندگی میکنند |
| تخیلی | داستان در دنیایی خیالی، آیندهٔ دور یا با موجودات افسانهای رخ میدهد و از قوانین طبیعت فراتر میرود. | نمایشی دربارهٔ سفر به سیارهٔ دیگر یا موجودات فضایی |
| رازآلود | داستان حول یک راز یا معما شکل میگیرد و تماشاگر تا پایان با شخصیتها همراه میشود تا راز را کشف کند. | نمایشی دربارهٔ گمشدن یک گردنبند قدیمی در یک عمارت |
برای نمونه، نمایشنامهٔ تاریخی میتواند ما را به دوران صفویه ببرد و نشان دهد که مردم آن زمان چگونه زندگی میکردند. در مقابل، یک نمایشنامهٔ تخیلی ممکن است دربارهٔ شهری زیر آب باشد که انسانهای دوزیست در آن زندگی میکنند. نمایش اجتماعی هم گاهی آنقدر به زندگی واقعی نزدیک است که ما را به فکر فرو میبرد، مثلاً نمایشی دربارهٔ اهمیت درس خواندن برای همهٔ کودکان.
حالوهوا و تأثیر آن بر مخاطب
غیر از محتوا، یکی دیگر از راههای دستهبندی نمایشنامهها، حالوهوای آنهاست؛ یعنی این که تماشاگر هنگام دیدن نمایش چه احساسی پیدا میکند. دو گونهٔ اصلی در این بخش، نمایشهای جدی و خندهدار هستند، اما بین آنها هم ترکیبهای جالبی وجود دارد.
نمایشهای جدی معمولاً به مسائل عمیق انسانی مثل مرگ، عشق، عدالت یا جنگ میپردازند و مخاطب را به فکر وامیدارند. این نمایشها میتوانند تلخ یا تأملبرانگیز باشند، اما همیشه پیام مهمی دارند. در مقابل، نمایشهای خندهدار یا کمدی، با موقعیتهای بامزه، دیالوگهای طنزآمیز و شخصیتهای دستوپاچلفتی، مخاطب را میخندانند و فضای شادی ایجاد میکنند. کمدی میتواند ساده باشد، مثل نمایشی که در آن دو دزد دستوپا چلفتی سعی میکنند از یک موزه سرقت کنند، یا میتواند هوشمندانه باشد و با طنز، اشکالات جامعه را نشان بدهد، مثل نمایشی که رفتارهای ریاکارانهٔ برخی افراد را به تمسخر میگیرد.
البته نباید فراموش کنیم که بعضی نمایشها نه کاملاً جدی هستند و نه کاملاً خندهدار. این نمایشها که به آنها «تراژیکمدی» میگویند، تلخ و شیرین را در کنار هم دارند، درست مثل زندگی واقعی. مثلاً نمایشی دربارهٔ یک پیرمرد تنها که با نوهٔ بازیگوش خود زندگی میکند، میتواند هم لحظات غمانگیز داشته باشد و هم صحنههای بامزه.
پرسشهای چالشی دربارهٔ گونههای نمایشنامه
پرسش ۱: آیا یک نمایشنامهٔ تاریخی میتواند کاملاً واقعی باشد؟
پاسخ: نه، چون نویسنده برای جذابتر کردن داستان، ناچار است برخی جزئیات را از تخیل خود اضافه کند یا دیالوگهایی بسازد که در تاریخ ثبت نشدهاند. پس نمایشنامهٔ تاریخی، برداشت نویسنده از تاریخ است، نه خود تاریخ.
پرسش ۲: تفاوت نمایش اجتماعی با نمایش خندهدار در چیست؟
پاسخ: نمایش اجتماعی میتواند جدی یا خندهدار باشد. تفاوت اصلی در هدف آنهاست. نمایش اجتماعی میخواهد یک مشکل واقعی را نشان بدهد، اما نمایش خندهدار ممکن است فقط برای سرگرمی نوشته شده باشد، هرچند گاهی با طنز خود به مسائل اجتماعی هم میپردازد.
پرسش ۳: چرا بعضی نمایشها را «تخیلی» مینامیم در حالی که ریشهای در واقعیت ندارند؟
پاسخ: چون آنها از مرزهای واقعیت عبور میکنند و دنیایی میسازند که در آن هر چیزی ممکن است. اما نکتهٔ جالب این است که همین نمایشهای تخیلی هم اغلب دربارهٔ خود انسانها و احساساتشان حرف میزنند؛ مثلاً موجودات فضایی ممکن است نماد ترسهای ما باشند.
در این مقاله با گونههای اصلی نمایشنامه آشنا شدیم. دیدیم که نمایشها هم بر اساس محتوا (تاریخی، اجتماعی، تخیلی و رازآلود) و هم بر اساس حالوهوا (جدی، خندهدار و ترکیبی) دستهبندی میشوند. درک این گونهها به ما کمک میکند هنگام خواندن یا تماشای یک نمایش، بهتر با شخصیتها ارتباط برقرار کنیم و لایههای پنهان داستان را کشف کنیم. همچنین متوجه شدیم که بسیاری از نمایشنامهها تلفیقی از چند گونه هستند و این تنوع، هنر نمایشنامهنویسی را زیباتر و جذابتر میکند.