نمایشنامهنویس؛ خالق زندگی روی صحنه
اجزای اصلی کار نمایشنامهنویس
| عنصر | توضیح به زبان ساده | نمونهٔ ملموس |
|---|---|---|
| داستان | ماجرایی که قرار است اتفاق بیفتد؛ شامل شروع، اوج و پایان. | داستان پسری که در یک شهر کوچک، یک کتابخانهٔ قدیمی را نجات میدهد. |
| شخصیتها | افرادی که داستان را پیش میبرند. هرکدام باید هدف، ترس و ویژگی خاص خود را داشته باشند. | پسر کنجکاو، کتابدار پیر و خردمند، و یک تاجر حریص که میخواهد کتابخانه را خریداری کند. |
| گفتوگو | کلماتی که شخصیتها با هم حرف میزنند. این بخش نشاندهندهٔ شخصیت و احساسات آنهاست. | گفتوگوی پسر با کتابدار دربارهٔ ارزش کتابهای قدیمی و یا بحث او با تاجر برای محافظت از کتابخانه. |
نمایشنامهنویس باید طوری بنویسد که خواننده یا تماشاگر بتواند فضا را در ذهن خود تصویر کند. برای همین، او در ابتدای هر صحنه توضیح میدهد که صحنه در کجا میگذرد، چه وسایلی در آنجا هست و حتی نور و صدا چگونه است. به این بخش از نوشته، صحنهآرایی میگویند. همچنین او برای بازیگران راهنمایی مینویسد که مثلاً شخصیت هنگام گفتن یک جمله، چه حالتی دارد یا چه کاری انجام میدهد. این راهنماها کمک میکنند تا تمام عوامل اجرایی، از کارگردان گرفته تا طراح صحنه و بازیگران، یک تصویر مشترک از نمایش داشته باشند.
نمایشنامهنویس چطور ایدههایش را به اثر تبدیل میکند؟
کار نمایشنامهنویس با یک جرقهٔ کوچک شروع میشود؛ یک فکر، یک خاطره یا حتی یک رویا. اما تبدیل این جرقه به یک نمایشنامهٔ کامل، چند مرحله دارد. در مرحلهٔ نخست، او دربارهٔ موضوعش بسیار فکر میکند و اطلاعات جمعآوری میکند. اگر داستانش دربارهٔ یک دانشمند باشد، شاید دربارهٔ آزمایشگاهها و اصطلاحات علمی مطالعه کند. سپس، برای هر شخصیت یک پیشینهٔ ذهنی میسازد؛ یعنی در ذهنش تصمیم میگیرد که آن شخصیت در گذشته چه تجربههایی داشته که او را به اینجا رسانده است. مثلاً ممکن است تصمیم بگیرد شخصیت اصلی داستان، دوران کودکی سختی داشته و به همین دلیل، در بزرگسالی به دنبال عدالت است.
یکی از کارهای جذاب نمایشنامهنویس، خلق گرهافکنی یا همان نقطهٔ اوج داستان است. جایی که تنش به بیشترین حد خود میرسد و تماشاگر واقعاً دوست دارد بداند سرنوشت شخصیتها چه میشود. در نمایشنامهٔ مدرسه، این میتواند لحظهای باشد که تیم فوتبال مدرسه در ثانیههای آخر مسابقه، شانس گل زدن پیدا میکند. هنر نمایشنامهنویس در این است که مخاطب را تا آن لحظه با خود همراه کند و سپس با گرهگشایی، او را راضی و خوشحال به پایان برساند. تمام این مراحل، نیازمند تمرین، بازنویسی و گاهی مشورت با دیگران است تا متن نهایی، روان و قابل اجرا شود.
پرسشهای رایج دربارهٔ نمایشنامهنویسی
آیا نمایشنامهنویس باید حتماً خودش بازیگری هم بلد باشد؟
خیر، الزامی نیست. اما آشنایی با اصول بازیگری و کارگردانی به او کمک میکند تا دیالوگها و حرکات را بهتر بنویسد. خیلی از نمایشنامهنویسان بزرگ با بازیگران گفتوگو میکنند و حتی متن خود را برای آنها میخوانند تا ببینند آیا جملات روی صحنه طبیعی به نظر میرسد یا نه.
تفاوت داستان کوتاه و نمایشنامه چیست؟
مهمترین تفاوت این است که در داستان کوتاه، راوی همه چیز را برای خواننده شرح میدهد، ولی در نمایشنامه، داستان فقط از طریق گفتوگو و حرکت شخصیتها روایت میشود. نمایشنامهنویس نمیتواند بنویسد «او خیلی ناراحت شد»؛ بلکه باید کاری کند که بازیگر، آن ناراحتی را نشان دهد و تماشاگر آن را ببیند.
چرا گاهی یک نمایشنامه، بارها بازنویسی میشود؟
چون نمایشنامه، نوشتهای است که باید روی صحنه کار کند. ممکن است یک دیالوگ در ذهن نویسنده عالی باشد، اما وقتی بازیگر آن را بلند میخواند، سنگین و غیرطبیعی به نظر برسد. به همین دلیل، نمایشنامهنویسان حرفهای بعد از هر بار خوانش یا تمرین، متن خود را ویرایش میکنند تا به بهترین شکل ممکن برسد. این بازنویسیها بخشی طبیعی از فرایند خلق یک نمایش خوب هستند.
یک نمایشنامهنویس تازهکار از کجا شروع کند؟
بهترین شروع، نوشتن از موقعیتهای ساده و روزمره است. مثلاً میتواند گفتوگوی دو دوست را در حیاط مدرسه بنویسد و سعی کند هرکدام را با حرفزدنشان معرفی کند. بعد از آن میتواند یک مشکل کوچک به داستان اضافه کند و ببیند شخصیتها چطور آن را حل میکنند. خواندن نمایشنامههای ساده و حتی تماشای فیلمها با نگاه تحلیلی هم خیلی کمککننده است.
نمایشنامهنویس دروازهبان دنیای تئاتر است. او با قلم خود، پلی میسازد بین تخیل و واقعیت و به ما امکان میدهد تا زندگی را از زاویهای دیگر ببینیم. شاید برای شروع، لازم نباشد داستانهای بزرگ و پیچیده بنویسیم؛ همین که بتوانیم یک گفتووی ساده و گیرا بنویسیم و در آن، شخصیتهای زنده خلق کنیم، قدم بزرگی در این مسیر برداشتهایم. پس میتوانید با نوشتن یک صحنه از زندگی روزمرهتان، اولین تجربهٔ نمایشنامهنویسی خود را آغاز کنید و دنیای تئاتر را از پشت میز تحریرتان بسازید.