فرار شاه؛ واپسین روزهای پادشاهی پهلوی
۱. فضای پرفشار سیاسی و اجتماعی پیش از ۲۶ دی
برای درک دلیل خروج شاه، نخست باید به روزهای پیش از آن نگاه کرد. از پاییز ۱۳۵۷، اعتراضات مردمی علیه حکومت شاه روزبهروز گستردهتر میشد. مردم در شهرهای بزرگ مانند تهران، تبریز، مشهد و اصفهان به خیابانها میریختند و شعارهایی مانند «مرگ بر شاه» سر میدادند. بسیاری از بازاریان، کارگران، دانشجویان و حتی روحانیون در این تظاهرات شرکت داشتند. حکومت نظامی در چندین شهر اعلام شد، اما ارتش و نیروهای امنیتی نمیتوانستند جمعیت عظیم معترضان را مهار کنند.
یکی از نمونههای بارز این ناتوانی، حادثهٔ جمعهٔ خونین در میدان ژاله (انقلاب امروزی) بود که در آن، نظامیان به روی مردم آتش گشودند و شمار زیادی کشته و زخمی شدند. این رویداد نهتنها خشم مردم را بیشتر کرد، بلکه بسیاری از افرادی را که تا آن زمان سکوت کرده بودند، به صف مخالفان شاه کشانید. همچنین اعتصابات گسترده در صنعت نفت، ادارات و دانشگاهها، چرخهای اقتصادی کشور را به کندی انداخته بود و کارِ دولت را برای ادارهٔ کشور بسیار دشوار ساخته بود.
۲. نقش ارتش، دولت و همپیمانان خارجی در تصمیمگیری شاه
شاه پیش از خروج، چندین بار با مقامات بلندپایهٔ ارتش و دولت خود جلسه گذاشته بود. برخی از فرماندهان ارتش به او پیشنهاد کردند که با قدرت بیشتری با معترضان برخورد کند، اما شاه میدانست که این کار باعث خونریزی بیشتر و از دست رفتن آخرین پشتیبانیهای مردمی خواهد شد. از سوی دیگر، دولت آمریکا که تا آن زمان از شاه حمایت میکرد، به او پیام داد که دیگر نمیتواند در برابر خواست مردم مقاومت کند و بهتر است راهی آرام برای انتقال قدرت پیدا کند.
در دیماه ۱۳۵۷، شاه نخستوزیر خود، شاپور بختیار را مأمور تشکیل یک دولت «ملی» کرد تا شاید بتواند اوضاع را آرام کند. اما بختیار هم نتوانست نظر مخالفان را جلب کند، زیرا مردم خواهان برکناری کامل شاه بودند، نه فقط تغییر دولت. سرانجام، در بامداد ۲۶ دی، شاه و همسرش شهبانو فرح، سوار بر هواپیمایی شدند که در فرودگاه مهرآباد منتظرشان بود و ایران را به مقصد مصر ترک کردند. این خروج، بسیاری را شگفتزده کرد، چرا که کمتر کسی باور داشت شاه پیش از پیروزی کامل انقلاب، کشور را ترک کند.
| ویژگی | پیش از ۲۶ دی ۱۳۵۷ | پس از ۲۶ دی ۱۳۵۷ |
|---|---|---|
| وضعیت سیاسی | حکومت پهلوی هنوز پابرجا بود، اما قدرت عمل نداشت. | حکومت عملاً متزلزل شد و راه برای پیروزی انقلاب باز گردید. |
| واکنش مردم | ترس، امید و ناامیدی در جامعه موج میزد. | شادی و شور انقلابی در خیابانها آشکار شد. |
| نقش ارتش | ارتش میان فرمان از شاه و همراهی با مردم سرگردان بود. | بسیاری از سربازان و افسران به سمت مردم گرایش پیدا کردند. |
۳. پرسشهای کلیدی دربارهٔ خروج شاه
آیا شاه واقعاً «فرار» کرد یا «سفر» رفت؟
بسیاری از شاهدان و تاریخنگاران معتقدند که خروج شاه یک فرار بود، زیرا او در شرایطی کشور را ترک کرد که نه برنامهای برای بازگشت داشت و نه قدرت نظامیاش برای مهار انقلاب کافی بود. خود شاه این حرکت را «سفری موقتی» خواند، اما وقایع بعدی نشان داد که او هرگز به ایران بازنگشت. در واقع، این خروج، پایان قطعی پادشاهی او بود.
چرا شاه پیش از خروج، دولت بختیار را روی کار آورد؟
شاه میخواست با دادن امتیازِ تشکیل یک دولت غیرنظامی و بهظاهر مستقل، شاید بتواند از شدت اعتراضات بکاهد و جانش را نجات دهد. اما بختیار نتوانست نظر رهبران انقلاب را جلب کند، زیرا آنها خواستار کنارهگیری کامل شاه بودند، نه فقط تغییر نخستوزیر. این تصمیم، بیشتر شبیه به یک تاکتیک برای خریدن زمان بود که نتیجهای نداد.
آیا آمریکا در تصمیم شاه برای خروج نقش داشت؟
بله. آمریکا که از چند ماه پیش از آن، نگران سقوط شاه و روی کار آمدن دولتی مخالف منافعش بود، به شاه پیام داد که دیگر نمیتواند روی حمایت بیقید و شرط واشنگتن حساب کند. برخی اسناد نشان میدهد که مقامات آمریکایی به شاه توصیه کردند که کشور را ترک کند تا از خونریزی بیشتر جلوگیری شود و شاید بعداً بتواند با یک راهحل سیاسی بازگردد. اما این توصیه، در عمل به معنای رها کردن شاه بود.
۴. پیامدهای بیدرنگ و بلندمدت فرار شاه
با خروج شاه، خیابانهای تهران و دیگر شهرها شاهد جشن و شادی بیسابقهای بودند. مردم باور کرده بودند که پیروزی نزدیک است و کمتر از ۲۰ روز بعد، در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، انقلاب به پیروزی کامل رسید و نظام پادشاهی برای همیشه برچیده شد. فرار شاه، نهتنها به انقلاب شتاب بخشید، بلکه معادلات منطقهای و جهانی را نیز دگرگون کرد. ایران از یک کشور وابسته به غرب، به کشوری با نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد که بر استقلال خود تأکید داشت.
از نگاه بسیاری از مورخان، خروج شاه، نماد پایان یک دوران بود؛ دورانی که در آن پادشاهان خود را سایهٔ خدا بر روی زمین میدانستند. این رویداد به نسل جوان ایران آموخت که میتوان در برابر قدرتهای بزرگ ایستاد و برای تغییر، هزینه داد. هرچند که مسیر پس از انقلاب نیز پر از فراز و نشیب بود، اما بیگمان، روز ۲۶ دی، یکی از سرنوشتسازترین روزهای تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.
نکتهٔ پایانی
خروج محمدرضاشاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷، نقطهٔ عطفی در تاریخ ایران است که نشان میدهد هیچ قدرتی، هرچند بزرگ، نمیتواند در برابر خواست جمعی مردم دوام آورد. این رویداد به ما یادآوری میکند که تاریخ، همیشه از آنِ کسانی نیست که تخت و تاج دارند، بلکه از آنِ مردمی است که برای آیندهشان تصمیم میگیرند. درک این روز، به ما کمک میکند تا بهتر بفهمیم چگونه یک ملت میتواند سرنوشت خود را تغییر دهد و راهی تازه در پیش گیرد.