روشنفکری غربگرا
ریشهها و ویژگیهای اصلی این جریان فکری
روشنفکری غربگرا در دورانی شکل گرفت که برخی از تحصیلکردگان ایرانی، با دیدن پیشرفتهای علمی و صنعتی کشورهای غربی، به این نتیجه رسیدند که رمز موفقیت آنها در همهچیز، حتی در شیوهٔ زندگی و فرهنگ، نهفته است. این جریان فکری معمولاً سه ویژگی اصلی دارد:
| ویژگی | نگاه روشنفکر غربگرا | نگاه منتقدان |
|---|---|---|
| لباس پوشیدن | باید دقیقاً مانند غربیها باشیم | میتوانیم از هر دو سبک بهترینها را انتخاب کنیم |
| آموزش و پرورش | باید کتابهای درسی غربی را عیناً ترجمه کنیم | باید با حفظ هویت خود، از روشهای مفید آنها استفاده کنیم |
| هنر و رسانه | آثار غربی برترند و باید جایگزین آثار ایرانی شوند | هر دو فرهنگ میتوانند در کنار هم شکوفا شوند |
این جریان در زندگی روزمرهٔ ما چه شکلی دارد؟
شاید شما هم در مدرسه یا میان دوستان خود با کسانی برخورد کردهاید که هر چیزی را که از کشورهای دیگر میآید، بدون هیچ بررسی میپذیرند و هر چیزی را که ایرانی است، کهنه و بیارزش میدانند. مثلاً اگر یک فیلم خارجی را با یک فیلم ایرانی مقایسه کنند، بلافاصله فیلم خارجی را برتر مینامند، بدون اینکه به داستان یا پیام آن توجه کنند. یا وقتی یک کالای خارجی در بازار میآید، آن را نشانهٔ پیشرفت میدانند، ولی به تولیدات داخلی بیاعتنایی میکنند. این همان نگاه غربگرایانه است که در زندگی روزمرهٔ ما نیز دیده میشود.
یک مثال ملموس دیگر، بحث زبان است. برخی فکر میکنند که برای پیشرفت، باید حتی در صحبتهای روزمره از واژههای بیگانه استفاده کنیم، در حالی که زبان فارسی، گنجینهٔ عظیمی از کلمات زیبا و دقیق دارد. این جریان باعث میشود که نسل جدید با فرهنگ خودی بیگانه شود و این بیگانگی، خودِ بزرگترین چالش برای آیندهٔ ماست.
پرسشهای چالشی دربارهٔ روشنفکری غربگرا
پاسخ: نه، روشنفکری به معنی دانایی و آگاهی است و لزوماً به معنای غربگرایی نیست. بسیاری از روشنفکران بزرگ ایرانی، مانند سیدجمالالدین اسدآبادی، معتقد بودند که باید از دستاوردهای غرب استفاده کرد، اما بدون اینکه هویت و فرهنگ خود را از دست بدهیم.
پاسخ: یکی از دلایل آن، سادهانگاری است. بعضی فکر میکنند که پیشرفت یک نسخهٔ آماده دارد که فقط باید آن را کپی کرد. همچنین گاهی دیدن ظاهرِ پیشرفتِ غرب، باعث میشود که انسان فکر کند همهٔ اجزای آن فرهنگ برتر است، در حالی که هر فرهنگی نقاط قوت و ضعف خود را دارد.
پاسخ: بزرگترین خطر، ازدستدادن اعتمادبهنفس ملی است. وقتی نوجوانی فکر کند که هیچ چیز خوبی در فرهنگ خودش وجود ندارد، دیگر به ریشههای خود افتخار نمیکند و این باعث میشود که در بزرگسالی، هویتی سست و وابسته داشته باشد.
روشنفکری غربگرا، اگرچه از دلِ نیاز به پیشرفت و نگاه به بیرون زاده شد، اما گرفتارِ یک اشتباه بزرگ شد: یکیدانستنِ تمدنِ غرب با تمامِ خوبیها. بهیاد داشته باشیم که میتوان از هر فرهنگی چیزهای خوب را گرفت، بدون آنکه خود را فراموش کنیم. ما میتوانیم هم از علم روز دنیا استفاده کنیم و هم به زبان، ادبیات، تاریخ و آداب و رسوم خودمان افتخار کنیم. تعادل، کلیدِ اصلیِ پیشرفتِ واقعی است.