مقاومت ضد استعماری؛ ایستادگی مردم، روحانیون و بازرگانان
سه گروه پیشتاز در مبارزه با نفوذ خارجی
وقتی یک قدرت خارجی میخواهد بر کشور ما چیره شود، همهٔ مردم به میدان میآیند. اما سه گروه نقش پررنگتری دارند: مردم کوچه و بازار، روحانیون که مردم به آنها اعتماد دارند و بازرگانانی که سرمایهشان را در خطر میاندازند. این سه گروه مانند سه زنجیر به هم متصل، یک جبههٔ نیرومند میسازند.
| گروه | روش مبارزه | نمونهٔ ساده |
|---|---|---|
| مردم عادی | تحریم کالاهای خارجی، شرکت در تظاهرات، پنهانکردن کالاهای داخلی | مثل این که بچههای مدرسه از خوردن تنقلات خارجی خودداری کنند. |
| روحانیون | سخنرانی در مساجد، روشنکردن افکار، اعلام جهاد و نهی از همکاری با بیگانگان | مانند معلمی که در کلاس دربارهٔ خطرات دوستناباب هشدار میدهد. |
| بازرگانان | قطع دادوستد با خارجیها، بستن بازار، کمک مالی به مبارزان | مثل فروشندهای که از فروش کالا به فردی که به همکلاسیاش زور میگوید، خودداری کند. |
مقاومت در زندگی روزمرهٔ ما
شاید بپرسید این مقاومت به زندگی ما چه ربطی دارد؟ خب، فرض کنید یک بچهٔ قلدر در مدرسه میخواهد همهٔ بسکتبالهای حیاط را برای خودش بردارد. اگر یک نفر بگوید «نه»، شاید فایدهای نداشته باشد، اما اگر همهٔ دانشآموزان، معلمان و حتی مدیر مدرسه بایستند، آن بچهٔ قلدر مجبور به عقبنشینی میشود. در تاریخ ما نیز وقتی انگلیسیها یا روسها میخواستند بر منابع یا تصمیمهای کشور مسلط شوند، این سه گروه با هم متحد میشدند. مثلاً در جریان تحریم تنباکو، یک روحانی بزرگ فتوای تحریم داد، بازرگانان از فروش برگ توتون به خارجیها خودداری کردند و مردم هم از کشیدن قلیان دست کشیدند. نتیجه این شد که بیگانگان مجبور شدند از خواستهٔ خود دست بردارند.
پرسشهای چالشی برای درک بهتر
چرا فقط مردم عادی برای مقاومت کافی نیستند؟
زیرا مردم ممکن است پراکنده باشند و ندانند چه کار باید بکنند. روحانیون مثل یک نقشهخوان، مسیر درست را نشان میدهند و بازرگانان مانند تأمینکنندهٔ غذا در یک سفر طولانی هستند. بدون هرکدام، کار سخت میشود.
آیا بازرگانان همیشه در برابر خارجیها میایستادند؟
نه، بعضی بازرگانان وابسته به بیگانگان بودند و از آنها سود میبردند. اما بازرگانان مستقل و میهندوست، با ضرر مالی خود، مانع نفوذ بیشتر دشمن میشدند. آنها مانند کسی هستند که برای نجات دوستش، از خوراکی موردعلاقهاش میگذرد.
آیا این مقاومت فقط در گذشته رخ میداده است؟
خیر، امروز هم نمونههایی از آن را میبینیم؛ مثلاً وقتی مردم از خرید کالاهای خاص خودداری میکنند یا هنگام توهین به ارزشهای کشور، واکنش نشان میدهند. شکل مبارزه عوض میشود، اما اصل ایستادگی همچنان پابرجاست.
برگردیم به اصل ماجرا
مقاومت ضد استعماری فقط یک واژهٔ تاریخی نیست؛ بلکه یک فرهنگ است. مردمی که پای حرف خود میایستند، روحانیونی که چراغ آگاهی را روشن نگه میدارند و بازرگانانی که سود شخصی را فدای منافع ملی میکنند، سه ضلع یک مثلث پیروزیاند. همانطور که یک دانشآموز با نه گفتن به زورگویی، به دیگران جرئت میدهد، این سه گروه نیز با همافزایی خود، استقلال کشور را حفظ میکنند. یادمان باشد که هر کدام از ما، در هر جایگاهی که هستیم، میتوانیم سهمی در این ایستادگی داشته باشیم.