مکتبخانه؛ نخستین مدرسهٔ ایرانیان
مکتبخانه چگونه جایی بود؟
مکتبخانه معمولاً اتاقی ساده در خانهٔ معلم یا نزدیک مسجد بود. کف آن را گلیم یا حصیر میپوشاندند و بچهها روی زمین، دور تا دور استاد (مکتبدار) مینشستند. هر کودک لوحهٔ چوبی یا تختهسنگ کوچکی داشت که با مرکبِ قلمنی روی آن مینوشت. لوحه مانند دفتر امروزی بود، با این تفاوت که میتوانستند آن را بشویند و دوباره استفاده کنند. پسرها و گاهی دخترها از خانوادههای گوناگون در کنار هم درس میخواندند. پدرها و مادرها برای اینکه فرزندشان آیات قرآن را یاد بگیرد و بتواند حسابِ خرید و فروش را بنویسد، او را به مکتب میفرستادند.
چه چیزهایی در مکتبخانه آموزش داده میشد؟
آموزش در مکتبخانه سه مرحله داشت: نخست، الفبای فارسی و روخوانی قرآن؛ بچهها حروف را با زمزمه و تکرار میآموختند. دوم، نوشتن؛ آنها با قلمنی روی لوحه، اسم خود، چند بیت شعر و جملهٔ کوتاه را تمرین میکردند. سوم، ادبیات و احکام دینی؛ مثل خواندن گلستان سعدی، شاهنامه یا آموزش وضو و نماز. همهٔ درسها با لحن آهنگین و گروهی خوانده میشد تا در خاطر بماند. برای نمونه، اگر امروز شما برای حفظ شعر از تکرار و بلندخوانی استفاده میکنید، دقیقاً همان روشی است که در مکتبخانه رایج بوده است.
| ویژگی | مکتبخانه | مدرسهٔ امروزی |
|---|---|---|
| وسایل نوشتن | لوحهٔ چوبی و قلمنی | دفتر، خودکار و مداد |
| محل نشستن | روی زمین و دور استاد | میز و نیمکت در کلاس |
| روش آموزش | تکرار و بلندخوانی گروهی | تدریس توسط معلم و تمرین نوشتاری |
| مواد درسی | قرآن، شعرهای کهن و احکام | کتابهای درسی با موضوعات گوناگون |
یک نمونه از زندگی روزمره در مکتبخانه
فرض کنید مثل یکی از بچههای قدیم، صبح زود با لوحه و قلمنی به مکتب میروید. استاد از شما میخواهد که سورهٔ حمد را بخوانید و سپس چند بیت از شاهنامه را روی لوحه بنویسید. اگر خطایتان را میدید، با مهربانی تذکر میداد و گاهی برای تشویق، به شاگرد ممتاز یک نقل یا شیرینی میداد. بعد از ظهر، بچهها کمکم کمک با هم مسابقهٔ خوشنویسی میدادند یا شعرهایی را که حفظ کرده بودند برای هم میخواندند. این فضای صمیمی، مانند یک خانوادهٔ بزرگ بود که در آن بزرگترها به کوچکترها ادب و دانش میآموختند.
چالشهای مفهومی دربارهٔ مکتبخانه
چرا در مکتبخانه از لوحه استفاده میشد، نه دفتر؟
پاسخکاغذ در گذشته کمیاب و گران بود. لوحه را میتوانستند بارها با آب بشویند و دوباره روی آن بنویسند. این کار هم صرفهجویی در هزینه بود و هم تمرین نوشتن را بیشتر میکرد. مثل این میماند که شما امروز از تختهٔ وایتبورد استفاده کنید و بارها پاک کنید.
آیا دختران هم به مکتبخانه میرفتند؟
پاسخبله، اما تعداد آنها کمتر از پسران بود. در شهرهای بزرگ، بعضی مکتبخانهها مخصوص دختران یا مختلط (با رعایت فاصله) برگزار میشد. بیشتر خانوادهها دوست داشتند دخترانشان خواندن قرآن و اصول دین را یاد بگیرند تا بتوانند نماز و دعا را درست بخوانند.
چرا درس ادبیات فارسی در مکتبخانه اهمیت داشت؟
پاسخچون مردم آن زمان بیشتر داستانها و پندها را به صورت شعر میشنیدند و حفظ میکردند. شاهنامه و گلستان، مانند کتاب داستان امروزی، پر از حکایتهای آموزنده بود که کودکان با خواندن آنها، هم زبان فارسی را زیبا یاد میگرفتند و هم اخلاق و تاریخ را میآموختند.
نکتهٔ پایانی
مکتبخانه تنها یک مکان آموزشی نبود، بلکه پایهگذار فرهنگ کتابخوانی و ادبپروری در ایران به شمار میرفت. امروزه با وجود مدرسههای مجهز، هنوز هم میتوان از روشهای مکتبخانه، مانند بلندخوانی گروهی، حفظ شعرهای کهن و احترام به استاد، الهام گرفت. اگر به کتابهای درسی فارسی یا قرآن توجه کنید، ردپای همان آموزشهای مکتبخانهای را در آنها خواهید یافت.