گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

عوامل جذب و دفع جمعیت: ویژگی‌های مناسب یا نامساعد طبیعی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که موجب جذب مهاجر یا خروج جمعیت از یک مکان می‌شود

بروزرسانی شده در: 14:47 1405/04/10 مشاهده: 47     دسته بندی: کپسول آموزشی

چرا مردم به جایی می‌روند یا از جایی می‌روند؟

بررسی کشش و رانش جمعیت با نگاهی به زندگی روزمره
چکیده: گاهی یک شهر یا روستا برای زندگی خیلی جذاب می‌شود و مردم به آن جا می‌روند؛ این را عامل جذب می‌گوییم. گاهی هم شرایط بد می‌شود و مردم مجبور می‌شوند آن جا را ترک کنند؛ این را عامل دفع می‌نامیم. این عوامل می‌توانند طبیعی (آب و هوا و بلایا)، اقتصادی (کار و پول)، سیاسی (امنیت و آرامش) و اجتماعی (مدرسه و امکانات) باشند.

چهار دسته‌ی اصلی عوامل جذب و دفع

برای اینکه بفهمیم چرا جمعیت یک منطقه کم یا زیاد می‌شود، باید به چهار گروه از عوامل توجه کنیم. این چهار دسته، مثل چهار گوشه‌ی یک خانه، کنار هم قرار می‌گیرند و تصمیم مردم را برای ماندن یا رفتن می‌سازند.

نوع عامل عامل جذب (کشش) عامل دفع (رانش)
طبیعی آب و هوای خوب، چشمه‌ها و جنگل‌های زیبا، زمین حاصلخیز برای کشاورزی سیل، زلزله، خشکسالی، آلودگی هوا، گرمای شدید یا سرمای طاقت‌فرسا
اقتصادی کار خوب با حقوق مناسب، بازار پررونق، مغازه‌ها و مراکز خرید فراوان بیکاری، حقوق کم، گرانی زیاد، نبود شغل مناسب برای بزرگ‌ترها
سیاسی امنیت کامل، آرامش، قوانین عادلانه و ثبات در کشور جنگ، ناامنی، دعواهای سیاسی، ترس از آینده، بی‌قانونی
اجتماعی مدارس خوب، بیمارستان، پارک، کتابخانه، مراکز تفریحی و ورزشی نبود مدرسه یا بیمارستان، آلودگی صوتی، ترافیک سنگین، نبود جای بازی و تفریح

به مثال ساده‌ای توجه کن: فرض کن در یک روستا، باغ‌های پر از میوه و هوای تمیز وجود دارد (جذب طبیعی)، اما مدرسه‌ی خوبی برای بچه‌ها نیست (دفع اجتماعی). این‌جاست که بعضی خانواده‌ها تصمیم می‌گیرند به شهر بزرگ‌تری بروند که هم هوای نسبتاً خوبی دارد و هم مدرسه‌های مجهز. به این ترتیب، جمعیت روستا کم و جمعیت شهر بیشتر می‌شود.

این عوامل در زندگی روزمره‌ی ما چه شکلی هستند؟

بیا به زندگی خودمان نگاه کنیم. شاید در محله‌ی شما پارک بزرگی وجود داشته باشد که همه دوست دارند آن‌جا بازی کنند. این یک عامل جذب اجتماعی است. یا شاید در خیابان شما هر روز ترافیک سنگین باشد و دود ماشین‌ها اذیت‌تان کند؛ این یک عامل دفع طبیعی (آلودگی هوا) به شمار می‌رود.

از طرفی، اگر پدر یا مادر شما شغل خوبی داشته باشند که حقوق آن کافی باشد، خانواده‌تان راحت‌تر زندگی می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی عامل جذب اقتصادی است. اما اگر شغل مناسبی نباشد و بزرگ‌ترها نگران پول باشند، ممکن است به فکر رفتن به شهر دیگری بیفتند که کار بهتری وجود دارد؛ اینجا عامل دفع اقتصادی نقش بازی می‌کند.

همچنین، وقتی در تلویزیون خبری از جنگ یا دعوا در یک منطقه می‌شنویم، می‌فهمیم که آن جا عامل دفع سیاسی دارد و مردم برای نجات جان خود آن را ترک می‌کنند. برعکس، وقتی جایی آرام و امن است، عامل جذب سیاسی باعث می‌شود که افراد بیشتری به آن جا مهاجرت کنند.

نکته: همیشه یک عامل به تنهایی باعث جذب یا دفع نمی‌شود. اغلب چند عامل با هم جمع می‌شوند. مثلاً ممکن است یک شهر هم مدرسه‌های خوب داشته باشد (جذب اجتماعی) و هم بازار کار پررونق (جذب اقتصادی) و هم هوای تمیز (جذب طبیعی). این ترکیب، آن شهر را بسیار محبوب می‌کند.

سه پرسش چالشی

پرسش ۱: اگر یک منطقه هم عوامل جذب داشته باشد و هم عوامل دفع، چه اتفاقی می‌افتد؟

در این حالت، مردم سنجش می‌کنند که کدام دسته قوی‌تر است. مثلاً اگر شهر بزرگی مدرسه‌های عالی (جذب) داشته باشد ولی آلودگی هوای شدید (دفع)، خانواده‌ای که به مدرسه اهمیت بیشتری می‌دهد، می‌ماند؛ ولی خانواده‌ای که به سلامت نفس خود اهمیت می‌دهد، ممکن است برود. این تصمیم به اولویت‌های هر فرد بستگی دارد.

پرسش ۲: چرا گاهی با وجود عوامل دفع، مردم از جایی نمی‌روند؟

گاهی عوامل دفع آن‌قدر شدید نیستند که انسان را به رفتن وادارند. یا ممکن است فرد به محل زندگی خود عادت کرده باشد و نتواند از آن جدا شود. همچنین ممکن است امکانات رفتن را نداشته باشد؛ مثلاً پول کافی برای جابه‌جایی نداشته باشد. پس همیشه دفع به معنای مهاجرت نیست.

پرسش ۳: آیا عوامل جذب و دفع همیشه ثابت هستند؟

نه، این عوامل می‌توانند تغییر کنند. یک شهر ممکن است امروز هوای پاکی داشته باشد (جذب طبیعی)، اما فردا یک کارخانه در آن ساخته شود و هوا را آلوده کند (دفع طبیعی). یا ممکن است یک منطقهٔ محروم، به مرور زمان صاحب مدرسه و بیمارستان شود و از حالت دفع به جذب تبدیل گردد. پس این عوامل پویا هستند و با گذشت زمان عوض می‌شوند.

نتیجه: حالا می‌دانیم که جذب و دفع جمعیت، مثل دو نیروی کشش و رانش، جمعیت یک منطقه را شکل می‌دهند. این نیروها از دل طبیعت، اقتصاد، سیاست و جامعه بیرون می‌آیند. وقتی این عوامل را بشناسیم، می‌توانیم بفهمیم چرا بعضی شهرها شلوغ و بعضی خلوت می‌شوند. همچنین متوجه می‌شویم که هر کدام از ما، با انتخاب‌هایمان، می‌توانیم در آینده‌ی محل زندگی‌مان تأثیر بگذاریم. پس دفعهٔ بعد که به جابه‌جایی خانواده‌ای یا تغییرات محله‌تان فکر کردید، به این عوامل نگاه کنید و ببینید کدام یک نقش اصلی را بازی می‌کند.