کتابخانه الموت؛ گنجینهای که از آتش نجات یافت
گنجینه دانش در دل کوهستان
شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید در دل کوهستانهای الموت، نزدیک قزوین امروزی، زمانی یکی از بزرگترین کتابخانههای جهان اسلام قرار داشته است. این کتابخانه درون قلعه الموت، مقر حکومت اسماعیلیان، ایجاد شده بود. بنیانگذار این کتابخانه، حسن صباح، فرمانروای الموت، به علم و دانش علاقه زیادی داشت و دستور داد کتابها و ابزارهای علمی را از سراسر ایران و حتی کشورهای دیگر جمعآوری کنند .
با گذشت زمان، این کتابخانه به یکی از مراکز مهم علمی تبدیل شد. گفته میشود که تعداد کتابهای آن به حدود ۴۰۰ هزار جلد میرسید! برای یک دانشآموز امروزی شاید این عدد بزرگ باشد، اما تصور کنید که در آن زمان که کتاب با دست نوشته میشد، داشتن چنین گنجینهای یعنی در اختیار داشتن تمام دانش بشری. دانشمند بزرگی مانند خواجه نصیرالدین طوسی نیز چند سالی را در این کتابخانه به تحقیق و مطالعه پرداخت .
این کتابخانه تنها محل نگهداری کتاب نبود، بلکه مرکزی برای آموزش فرستادگان و پژوهشگران بود. در واقع، میتوان آن را یکی از نخستین کتابخانههای دانشگاهی در ایران به شمار آورد که میراث علمی کتابخانههای بزرگ پیش از خود را نیز حفظ کرده بود .
یک تصمیم سرنوشتساز در میان آتش و خون
در سال ۶۵۴ هجری قمری، ارتش مغول به فرماندهی هلاکوخان به قلعه الموت حمله کرد و آن را ویران ساخت. در این میان، سرنوشت کتابخانه بزرگ الموت در هالهای از ابهام قرار داشت. فرمان هلاکوخان بر سوزاندن کتابهایی بود که درباره عقاید اسماعیلیان نوشته شده بود. این دستور، بسیاری از کتابهای ارزشمند را در معرض نابودی کامل قرار میداد .
در این لحظه تاریخی، عطاملک جوینی، تاریخنگار و سیاستمدار ایرانی که در خدمت هلاکوخان بود، نقشی حیاتی ایفا کرد. جوینی که خود اهل علم و ادب بود، به خوبی میدانست که این کتابها چقدر برای تاریخ و فرهنگ ایران ارزش دارند. او با درایت و هوشمندی، از فرمانروای مغول اجازه گرفت تا قرآنهای نفیس، کتابهای علمی نادر و ابزارهای نجومی را از میان آن همه کتاب نجات دهد .
برای درک بهتر این اقدام، فرض کنید که کتابخانه مدرسه شما قرار است تعطیل شود و تمام کتابهای آن را دور بریزند. حالا یک نفر با پیدا کردن راهی، موفق میشود بهترین و مهمترین کتابهای علمی و فرهنگی را از این سرنوشت نجات دهد. کار جوینی دقیقاً همین بود؛ او با انتخاب هوشمندانهاش، مانع از نابودی کامل میراث علمی یک تمدن شد.
پرسش و پاسخهای مفهومی
پاسخ: جوینی یک مورخ و سیاستمدار بود. او میدانست که قرآنها و کتابهای علمی، میراثی عمومی و فراتر از یک مذهب خاص هستند و نجات آنها برای تمام ایران اهمیت دارد. اما کتابهای عقیدتی همان گروهی بود که مغولها با آنها میجنگیدند و نجات آنها ممکن بود جان خود جوینی را هم به خطر بیندازد. او بین «علم» و «سیاست» تفاوت قائل شد و علمیترین بخش را انتخاب کرد.
پاسخ: فرق بزرگ این بود که کتابخانه الموت، فقط یک سالن مطالعه نبود. یک مجموعه عظیم بود که تعداد کتابهایش از مجموع کتابهای چندین مدرسه امروزی بیشتر بود. همچنین کتابها همه دستنویس بودند و هر کدام، یک گنج منحصربهفرد به شمار میرفتند. از دست دادن هر کدام، به معنای از بین رفتن یک اثر بینظیر بود.
پاسخ: بله، این کتابها و وسایل علمی، تنها گنجینهای بودند که از دل آن آتشسوزی بزرگ بیرون آمدند. گفته میشود که این مجموعه، بعدها منبعی برای شکلگیری کتابخانههای بزرگ دیگری مانند کتابخانه ربع رشیدی در تبریز شد و دانشمندان از آن استفاده کردند . این یعنی جوینی با کار خود، نه تنها کتابها را نجات داد، بلکه به آینده علم در ایران هم کمک کرد.