گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

روابط حکومت‌های ایرانی با عباسیان: گونه‌های متفاوت تعامل سیاسی از فرمانبری ظاهری و استقلال داخلی تا دشمنی و سلطه بر خلافت

بروزرسانی شده در: 14:23 1405/04/7 مشاهده: 35     دسته بندی: کپسول آموزشی

روابط حکومت‌های ایرانی با عباسیان

از فرمانبری و خودمختاری تا رقابت و چیرگی بر خلافت
پس از روی کار آمدن عباسیان، حکومت‌های ایرانی رفتارهای گوناگونی در برابر خلافت از خود نشان دادند. برخی با پذیرش ظاهریِ خلافت، درون مرزهای خود مستقل عمل کردند، گروهی با خلفا به دشمنی برخاستند و شماری حتی توانستند بر دستگاه خلافت چیره شوند. این مقاله به بررسی این گونه‌های متفاوت تعامل سیاسی می‌پردازد.

سه گونهٔ اصلی تعامل با خلافت

حکومت‌های ایرانی در دورهٔ عباسیان را می‌توان به سه دستهٔ کلی تقسیم کرد که هرکدام رویکردی ویژه در برابر خلفا داشتند. این رویکردها مانند رفتار دانش‌آموزان در برابر مدیر مدرسه است: برخی کاملاً از دستورها پیروی می‌کنند، برخی در کارهای خود مختارند و گروهی نیز به رقابت با مدیر می‌پردازند.

گونهٔ تعامل ویژگی‌ها نمونهٔ تاریخی
فرمانبری ظاهری، استقلال داخلی نام خلیفه را بر سکه می‌زدند و در خطبه‌ها یاد می‌کردند، اما در ادارهٔ کشور کاملاً مستقل بودند. سامانیان و طاهریان
دشمنی و رویارویی برخی حکومت‌ها با عباسیان به مخالفت برخاستند و حتی با سپاه آنان جنگیدند. علویان طبرستان و صفاریان
سلطه بر خلافت فرمانروایان ایرانی قدرت را از خلفا گرفتند و آنان را زیر نفوذ خود قرار دادند. آل بویه

فرمانبری با خودمختاری؛ مانند درس خواندن بدون نگرانی از ناظم

بسیاری از حکومت‌های ایرانی، مانند سامانیان و طاهریان، راهی میانه را برگزیدند. آنان در برابر خلفای عباسی اطاعت ظاهری نشان می‌دادند؛ یعنی نام خلیفه را روی سکه‌ها ضرب می‌کردند و در نماز جمعه به نام او خطبه می‌خواندند. اما در عمل، کارهای داخلی مانند گرفتن مالیات، لشکرکشی و تعیین والیان را خودشان انجام می‌دادند. این وضعیت مانند وقتی است که شما در مدرسه قوانین کلی را می‌پذیرید، اما در انجام تکالیف و برنامهٔ شخصی‌تان کاملاً آزاد هستید و کسی دخالت نمی‌کند.

دشمنی و شورش؛ مانند اعتراض به یک قانون ناعادلانه

گروهی دیگر از حکومت‌های ایرانی، مانند صفاریان و علویان طبرستان، با عباسیان به مخالفت برخاستند. یعقوب لیث صفاری، که از سیستان برخاسته بود، چندین بار با سپاه خلیفه جنگید و حتی به سوی بغداد لشکر کشید. علویان که از خاندان پیامبر بودند، حکومتی مستقل در شمال ایران تشکیل دادند و خلافت عباسی را به رسمیت نمی‌شناختند. این رویارویی‌ها مانند زمانی است که دانش‌آموزی به قانونی اعتراض دارد و برای تغییر آن تلاش می‌کند، حتی اگر با مسئولان مدرسه درگیر شود.

چیرگی بر خلافت؛ وقتی دانش‌آموز مدیر مدرسه می‌شود

برجسته‌ترین نمونهٔ سلطهٔ ایرانیان بر خلافت، آل بویه بود. این خاندان از دیلمستان برخاستند و در میانهٔ سدهٔ چهارم قمری بغداد را گشودند. آنان خلفای عباسی را بر تخت نگه داشتند، اما همهٔ کارهای مهم کشور به دست امیران بویه‌ای انجام می‌شد. خلیفه تنها نامی بیش نبود و فرمانروایان ایرانی همهٔ قدرت را در دست داشتند. این وضعیت مانند این است که یک دانش‌آموز بتواند مدیر مدرسه را به گونه‌ای تحت تأثیر خود قرار دهد که همهٔ تصمیم‌ها را او بگیرد، اما مدیر همچنان در جایگاه خود باقی بماند.

نکته: رفتار حکومت‌های ایرانی یکسان نبود و به عوامل گوناگونی مانند قدرت نظامی، موقعیت جغرافیایی و میزان نفوذ خلفا بستگی داشت.

پرسش: چرا برخی حکومت‌ها فقط ظاهراً از خلیفه فرمان می‌بردند؟

زیرا خلیفه برای آنان مشروعیت دینی ایجاد می‌کرد و مردم نیز نام او را بر سکه و در خطبه می‌پذیرفتند. اما از آنجا که خلفا توانایی دخالت در مناطق دوردست را نداشتند، آن حکومت‌ها در عمل خودمختار بودند.

پرسش: آیا همهٔ حکومت‌های ایرانی با عباسیان دشمن بودند؟

خیر، بسیاری از آنان مانند طاهریان و سامانیان، با خلافت به خوبی کنار آمدند و حتی برخی از خلفا به آنان لقب و فرمانروایی دادند. دشمنی بیشتر از سوی حکومت‌هایی بود که خود را وارث شاهنشاهی ایران می‌دانستند.

پرسش: چرا آل بویه نتوانست خلافت را کاملاً برچیند؟

زیرا خلیفه همچنان نماد دینی و معنوی بسیاری از مسلمانان بود. برچیدن خلافت می‌توانست شورش‌های گسترده‌ای را در پی داشته باشد. به همین دلیل، آل بویه ترجیح داد خلفا را به عنوان یک نماد نگه دارد و قدرت واقعی را خود در دست گیرد.

به طور کلی، روابط حکومت‌های ایرانی با عباسیان طیفی از فرمانبری ظاهری تا سلطهٔ کامل را دربرمی‌گرفت. این تنوع نشان می‌دهد که ایرانیان در آن دوره، همزمان با پذیرش چارچوب خلافت، همواره در پی حفظ استقلال و گاه افزایش قدرت خود بودند. این تعاملات نه تنها سرنوشت ایران، بلکه مسیر تاریخ جهان اسلام را نیز دگرگون ساخت و الگویی از همزیستی، رقابت و چیرگی را به نمایش گذاشت.