دو نگاه متفاوت: سطحی در برابر کامل
گاهی ما فقط یک قسمت از ماجرا را میبینیم و سریع نظر میدهیم. به این میگویند «نگاه یکجانبه». اما آدمهای دانا سعی میکنند موضوع را از چند زاویه ببینند. برای اینکه فرق این دو را خوب بفهمی، به این جدول توجه کن:
| نگاه یکجانبه | نگاه کامل (چندجنبهای) |
|---|---|
| فقط به درد خودش فکر میکند | به فکر خودش و دیگران است |
| زود قضاوت میکند بدون اینکه تحقیق کند | اول میپرسد و دلیلها را میشنود |
| معمولاً به دردسر میافتد | دوستیهایش را حفظ میکند و کمتر اشتباه میکند |
مثالهایی از زندگی خودمان در مدرسه و خانه
فرض کن در زنگ ورزش، تیم تو بازی را میبازد. اگر فقط به این فکر کنی که «داور بد قضاوت کرد»، نگاهت یکجانبه است. اما اگر از خودت بپرسی: شاید تیم حریف بیشتر تمرین کرده بود؟ شاید ما دیروز نخوابیده بودیم؟ یا شاید سرمای هوا روی بازی ما اثر گذاشت؟ این یعنی به جنبههای مختلف نگاه کردهای. مثال دیگر: وقتی مادرت به تو میگوید «امروز تلویزیون نبین». ممکن است اول فکر کنی «او خیلی سختگیر است». اما اگر از خودت بپرسی: شاید من تکالیفم را انجام ندادهام؟ شاید مادرم خسته است و نیاز به آرامش دارد؟ اینطوری دیدگاهت کاملتر میشود و کمتر ناراحت میشوی.
چالشهای ذهنی: سه پرسش و پاسخ ساده
پرسش ۱: اگر دوستم اشتباه کند، آیا باید فقط او را مقصر بدانم؟
پاسخ: نه! شاید او خسته بوده، یا کسی او را اذیت کرده، یا نفهمیده کارش اشتباه است. کامل دیدن یعنی به همهٔ اینها فکر کنی.
پرسش ۲: آیا همیشه حق با من است؟
پاسخ: خیر. کسی که فکر میکند همیشه حق با اوست، یکجانبه نگاه میکند. حتی معلمها و پدر و مادرها هم گاهی اشتباه میکنند. شنیدن حرف دیگران نشانهٔ هوشمندی است.
پرسش ۳: چطور بفهمم دیدگاهم کامل است؟
پاسخ: یک راه ساده: از خودت بپرس «اگر جای آن شخص بودم، چه حسی داشتم؟» و «آیا کسی هست که از زاویهٔ دیگری به این موضوع نگاه کند؟» اگر جواب هر دو را پیدا کردی، دیدگاهت تقریباً کامل شده است.
آنچه یاد گرفتیم: کامل بودن دیدگاه یعنی به جای عجله برای قضاوت، چند لحظه فکر کنیم، از دیگران بپرسیم و همهٔ زاویهها را ببینیم. این کار هم در مدرسه و هم در خانه به ما کمک میکند دوستان بیشتری داشته باشیم و کمتر ناراحت شویم. یادمان باشد: هیچ موضوعی یکبعدی نیست، درست مثل یک مکعب که شش وجه دارد.