هدف زندگی؛ چراغ راهی برای رشد و معنای روزمره
هدف زندگی از چه بخشهایی ساخته شده است؟
هدف زندگی یک چیز بزرگ و ترسناک نیست. میتوان آن را به سه بخش ساده تقسیم کرد: دوست دارم چه کاری انجام دهم؟ (مثل حل مسئلهٔ ریاضی یا کمک به دوستم)، دوست دارم چه ویژگیهایی پیدا کنم؟ (مثل مهربانی، تلاشگری یا صبوری) و میخواهم چه تأثیری روی دیگران بگذارم؟ (مثل شاد کردن خانواده یا همکلاسیها). این سه بخش با هم به تو جهت میدهند.
| بدون هدف مشخص | با یک هدف ساده |
|---|---|
| صبح ها حوصلهٔ مدرسه رفتن را ندارد. | میداند درس میخواند تا مهندس یا معلم خوبی شود. |
| بعد از مدرسه هیچ برنامهای ندارد و وقت تلف میکند. | بعد از مدرسه تمرین میکند (مثل نقاشی یا ورزش) تا به هدفش نزدیک شود. |
| احساس بیحوصلگی و سردرگمی دارد. | احساس میکند هر روز دارد رشد میکند و زندگی برایش معنا دارد. |
هدف زندگی در کارهای کوچک روزانه
فرض کن میخواهی در درس علوم نمرهٔ خوبی بگیری. هدف بزرگتر تو میتواند این باشد: «کسی که دنیا را بهتر بشناسد و اختراع مفید کند». پس هر شب ۲۰ دقیقه مطالعهٔ علوم، تو را به آن هدف نزدیک میکند. یا اگر هدف تو «کمک به دیگران» است، پس هر روز کمک به همکلاسی در انجام دادن تکالیف، یک قدم کوچک به سوی هدف بزرگت است. حتی کارهایی مثل مرتب کردن کیف یا رعایت نوبت در بازی، تمرین هدفداشتن هستند. هدف زندگی مثل یک درخت است: ریشهاش در دلت، تنهاش ویژگیهای خوب تو و شاخههایش کارهای روزمرهات هستند.
سه پرسش چالشی دربارهٔ هدف زندگی
پاسخ: نگران نباش. گاهی هدف عوض میشود. کافی است از خودت بپرسی: «از چه کاری لذت میبرم؟ دوست دارم در آینده چه کاره شوم؟» سپس یک هدف کوچک برای همین هفته تعیین کن، مثلاً هر روز یک صفحه کتاب داستان بخوانم تا به «نویسنده شدن» نزدیک شوم.
پاسخ: نه، ما میتوانیم چند هدف داشته باشیم. مثلاً یک دانشآموز میتواند هم هدف «ورزشکار قهرمان شدن» را داشته باشد، هم هدف «فرزند خوبی بودن برای پدر و مادر». مهم این است که این هدفها با هم جور دربیایند و به تو انرژی بدهند، نه خستگی.
پاسخ: بعضی بچهها هنوز به این فکر نکردهاند. تو میتوانی با حرف زدن و مثال زدن، آنها را هم به فکر کردن دربارهٔ هدف زندگی تشویق کنی. هر کسی در زمان خودش به این موضوع میرسد.