درشکه: سفری به روزگار اسب و چرخ
اسب، چرخ و جای نشستن: درشکه از چه قسمتهایی ساخته شده بود؟
درشکه شبیه یک کالسکهٔ بزرگ بود که یک یا دو اسب آن را میکشیدند. روی دو چرخ یا چهار چرخ قرار داشت و صندلیهایی برای مسافران داشت. رانندهٔ درشکه به او «درشکهچی» میگفتند. درشکهچی روی جایگاه بلندی مینشست و با دو دست افسار اسب را کنترل میکرد. مردم برای سوار شدن از یک پلهٔ کوچک که پشت درشکه بود، بالا میرفتند. سقف درشکه معمولاً از چرم یا برزنت بود تا مسافران در باران و آفتاب اذیت نشوند.
در شهرهای بزرگ قدیم، درشکهها مثل تاکسیهای امروزی در میدانها و چهارراهها منتظر مسافر میماندند. بعضی از درشکهها یک ردیف صندلی داشتند و بعضیها دو ردیف روبروی هم. اگر مدرسهتان نزدیک یک میدان قدیمی باشد، شاید تابلوهای نقاشی از آن روزگار را دیده باشید که درشکهها کنار سنگفرشها ایستادهاند.
| نوع وسیله | نیروی حرکت | سرعت تقریبی | جا برای چند نفر |
|---|---|---|---|
| درشکه | اسب (قدرت جانوران) | حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر در ساعت | معمولاً ۴ تا ۶ نفر |
| اتوبوس مدرسه | موتور دیزلی | حدود ۴۰ تا ۶۰ کیلومتر در ساعت | بیش از ۳۰ نفر |
| دوچرخه | نیروی پاهای انسان | حدود ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر در ساعت | معمولاً ۱ یا ۲ نفر |
اگر در زمان پدربزرگها زندگی میکردی، کجا سوار درشکه میشدی؟
تصور کن امروز صبح که از خواب بیدار میشوی، خبری از ماشین و اتوبوس نیست. پدرت میگوید: «بیا زود باش، درشکه منتظر است!» با کیف مدرسهات سوار درشکه میشوی. اسب قدمزنان در خیابان خاکی حرکت میکند. صدای زنگولهٔ گردن اسب به گوش میرسد. درشکهچی با مسافران دیگر سلام و احوالپرسی میکند. او همهٔ کوچهپسکوچههای شهر را بلد است، چون سالهاست همین مسیر را با اسبش رفته است.
در روزهای جمعه، خانوادهها سوار درشکه میشدند و به باغهای اطراف شهر میرفتند. بچهها خوشحال بودند چون میتوانستند در طول راه از درشکه پایین بپرند و گل بچینند، بعد دوباره سوار شوند. فروشندهٔ یخمشکی هم گاهی از پشت درشکه صدا میزد: «یخ خنک، شربت خنک!» امروزه در شهرهایی مثل شیراز، اصفهان و مازندران، هنوز هم میتوانی سوار درشکهٔ توریستی شوی، البته بیشتر برای گردش و عکس گرفتن، نه برای رفتن به مدرسه.
چند پرسش چالشی دربارهٔ درشکه
پاسخ: ماشینها سریعتر از اسب بودند. یک ماشین میتوانست در یک ساعت مسیری را برود که درشکه در سه ساعت میرفت. همچنین ماشین نیازی به خوراک روزانه و استراحت نداشت. به علاوه، کود اسب خیابانها را کثیف میکرد و بوی بدی میداد. کمککج مردم ترجیح دادند سوار اتوبوس و تاکسی شوند.
پاسخ: همهٔ مردم میتوانستند سوار شوند، اما پولدارها گاهی درشکهٔ شخصی خودشان را داشتند. آن درشکهها تزئینات بیشتری داشتند: صندلیهای مخملی، پردههای حریر، و حتی جای مخصوص برای خدمتکار. بعضی از خانهای قدیم درشکهای با چهار اسب و رانندهٔ خصوصی داشتند که نشانهٔ پول و قدرت بود.
پاسخ: بله، اما نه برای جابهجایی روزمره. در بعضی شهرهای گردشگری مانند کرمان، یزد، کاشان و مشهد، درشکههای سنتی برای سیر و سیاحت گردشگران وجود دارد. همچنین در برخی روستاها که راهها باریک و کوهستانی است، از درشکه یا گاری اسبی برای حمل محصولات کشاورزی استفاده میکنند. حتی گاهی در مراسم عروسی روستایی، عروس و داماد را با درشکهٔ گلبسته شده به خانهٔ بخت میبرند.