گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

درشکه: وسیله‌ی نقلیه‌ی قدیمی اسبی برای جابه‌جایی مردم.

بروزرسانی شده در: 14:26 1405/03/18 مشاهده: 129     دسته بندی: کپسول آموزشی

درشکه: سفری به روزگار اسب و چرخ

چگونه مردم قدیم با کالسکه‌های اسبی به خرید، مسافرت و دید و بازدید می‌رفتند
چکیده: درشکه یکی از وسایل نقلیهٔ قدیمی بود که با نیروی اسب کار می‌کرد و مردم را از این نقطه به آن نقطه می‌برد. در این مقاله می‌خوانیم درشکه چه شکل و اندازه‌ای داشت، چه فرقی با اتوبوس و تاکسی امروزی دارد، و چرا با آمدن ماشین‌ها کم‌کم از خیابان‌ها کنار رفت. همچنین می‌بینیم که هنوز هم در برخی شهرهای توریستی از درشکه استفاده می‌شود.

اسب، چرخ و جای نشستن: درشکه از چه قسمت‌هایی ساخته شده بود؟

درشکه شبیه یک کالسکهٔ بزرگ بود که یک یا دو اسب آن را می‌کشیدند. روی دو چرخ یا چهار چرخ قرار داشت و صندلی‌هایی برای مسافران داشت. رانندهٔ درشکه به او «درشکه‌چی» می‌گفتند. درشکه‌چی روی جایگاه بلندی می‌نشست و با دو دست افسار اسب را کنترل می‌کرد. مردم برای سوار شدن از یک پلهٔ کوچک که پشت درشکه بود، بالا می‌رفتند. سقف درشکه معمولاً از چرم یا برزنت بود تا مسافران در باران و آفتاب اذیت نشوند.

در شهرهای بزرگ قدیم، درشکه‌ها مثل تاکسی‌های امروزی در میدان‌ها و چهارراه‌ها منتظر مسافر می‌ماندند. بعضی از درشکه‌ها یک ردیف صندلی داشتند و بعضی‌ها دو ردیف روبروی هم. اگر مدرسه‌تان نزدیک یک میدان قدیمی باشد، شاید تابلوهای نقاشی از آن روزگار را دیده باشید که درشکه‌ها کنار سنگ‌فرش‌ها ایستاده‌اند.

نوع وسیلهنیروی حرکتسرعت تقریبیجا برای چند نفر
درشکهاسب (قدرت جانوران)حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر در ساعتمعمولاً ۴ تا ۶ نفر
اتوبوس مدرسهموتور دیزلیحدود ۴۰ تا ۶۰ کیلومتر در ساعتبیش از ۳۰ نفر
دوچرخهنیروی پاهای انسانحدود ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر در ساعتمعمولاً ۱ یا ۲ نفر

اگر در زمان پدربزرگ‌ها زندگی می‌کردی، کجا سوار درشکه می‌شدی؟

تصور کن امروز صبح که از خواب بیدار می‌شوی، خبری از ماشین و اتوبوس نیست. پدرت می‌گوید: «بیا زود باش، درشکه منتظر است!» با کیف مدرسه‌ات سوار درشکه می‌شوی. اسب قدم‌زنان در خیابان خاکی حرکت می‌کند. صدای زنگولهٔ گردن اسب به گوش می‌رسد. درشکه‌چی با مسافران دیگر سلام و احوالپرسی می‌کند. او همهٔ کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر را بلد است، چون سال‌هاست همین مسیر را با اسبش رفته است.

در روزهای جمعه، خانواده‌ها سوار درشکه می‌شدند و به باغ‌های اطراف شهر می‌رفتند. بچه‌ها خوشحال بودند چون می‌توانستند در طول راه از درشکه پایین بپرند و گل بچینند، بعد دوباره سوار شوند. فروشندهٔ یخ‌مشکی هم گاهی از پشت درشکه صدا می‌زد: «یخ خنک، شربت خنک!» امروزه در شهرهایی مثل شیراز، اصفهان و مازندران، هنوز هم می‌توانی سوار درشکهٔ توریستی شوی، البته بیشتر برای گردش و عکس گرفتن، نه برای رفتن به مدرسه.

نکتهٔ جالباسب درشکه هم مثل راننده خسته می‌شد. به همین دلیل درشکه‌چی‌ها هر چند ساعت یک بار به اسب آب و جو می‌دادند و اجازه می‌دادند استراحت کند. بعضی درشکه‌ها دو اسب داشتند تا کار سنگین‌تر را انجام بدهند.

چند پرسش چالشی دربارهٔ درشکه

پرسش ۱: چرا درشکه بعد از آمدن ماشین از خیابان‌ها کنار رفت؟
پاسخ: ماشین‌ها سریع‌تر از اسب بودند. یک ماشین می‌توانست در یک ساعت مسیری را برود که درشکه در سه ساعت می‌رفت. همچنین ماشین نیازی به خوراک روزانه و استراحت نداشت. به علاوه، کود اسب خیابان‌ها را کثیف می‌کرد و بوی بدی می‌داد. کمک‌کج مردم ترجیح دادند سوار اتوبوس و تاکسی شوند.
پرسش ۲: آیا درشکه فقط برای مردم عادی بود یا پولدارها هم سوار می‌شدند؟
پاسخ: همهٔ مردم می‌توانستند سوار شوند، اما پولدارها گاهی درشکهٔ شخصی خودشان را داشتند. آن درشکه‌ها تزئینات بیشتری داشتند: صندلی‌های مخملی، پرده‌های حریر، و حتی جای مخصوص برای خدمتکار. بعضی از خان‌های قدیم درشکه‌ای با چهار اسب و رانندهٔ خصوصی داشتند که نشانهٔ پول و قدرت بود.
پرسش ۳: آیا امروز هم در هیچ جای ایران از درشکه استفاده می‌شود؟
پاسخ: بله، اما نه برای جابه‌جایی روزمره. در بعضی شهرهای گردشگری مانند کرمان، یزد، کاشان و مشهد، درشکه‌های سنتی برای سیر و سیاحت گردشگران وجود دارد. همچنین در برخی روستاها که راه‌ها باریک و کوهستانی است، از درشکه یا گاری اسبی برای حمل محصولات کشاورزی استفاده می‌کنند. حتی گاهی در مراسم عروسی روستایی، عروس و داماد را با درشکهٔ گل‌بسته شده به خانهٔ بخت می‌برند.
درشکه یکی از نمادهای حمل‌ونقل در روزگار قدیم بود. هرچند امروزه ماشین‌ها جای آن را گرفته‌اند، اما خاطرهٔ صدای سم اسب بر سنگ‌فرش‌ها و مهربانی درشکه‌چی‌های پیر هنوز در دل فیلم‌ها و کتاب‌های قدیمی زنده است. اگر روزی به یک شهر تاریخی سفر کردی و سوار درشکه شدی، به اسب و راننده‌اش نگاه کن؛ تو داری سفری کوتاه به صد سال پیش را تجربه می‌کنی، وقتی که مردم بدون عجله و با آرامش از کوچه به کوچه می‌رفتند.