موسی (ع): پیامبری که مادرش او را به نیل سپرد
چرا مادر موسی (ع) فرزندش را به آب سپرد؟
در زمان فرعون، پادشاه مصر دستور داده بود که همهٔ پسرهای تازهمتولدشدهٔ بنیاسرائیل را بکشند. مادر موسی (ع) بسیار نگران بود. او نمیخواست کودکش کشته شود. از طرفی نگهداری از او در خانه هم خطرناک بود. پس خدا به مادر موسی الهام کرد که نوزاد را در صندوقی چوبی بگذارد و به رود نیل بسپارد. این تصمیم خیلی سخت بود، درست مثل وقتی که تو تکالیف مهم خود را به دوستت میسپاری و نگرانی که نکند گم شود. اما مادر موسی به خدا ایمان داشت و میدانست که خداوند مهربانترین است.
خدا به مادر موسی وعده داد که کودکش را دوباره به او بازمیگرداند و او را از پیامبران بزرگ قرار میدهد. همانطور که وقتی تو یک نقاشی ارزشمند را به معلم میدهی تا در نمایشگاه بگذارد، به او اعتماد میکنی. مادر موسی هم با همین اعتماد، کودکش را به آب سپرد.
| کار سختی که انجام داد | مثال مشابه در زندگی دانشآموز |
|---|---|
| سپردن نوزاد به رود نیل | سپردن کیف پول به مسئول گمشدگان مدرسه با این امید که برگردد |
| قرار دادن کودک در صندوق چوبی | قرار دادن خوراکی در کولهپشتی برای اردوی مدرسه |
| دوری از فرزند برای نجات جان او | تحمل دوری از تلفن همراه در زمان امتحان برای موفقیت بهتر |
چطور خدا به مادر موسی کمک کرد؟
خداوند صندوق را به کاخ فرعون رساند. همسر فرعون که زن پاکدل و مهربانی بود، نوزاد را از آب گرفت و او را دوست داشت. از طرفی، خدا کاری کرد که موسی شیر هیچ دایهای را جز شیر مادر خودش نخورد. خواهر موسی که مخفیانه او را دنبال میکرد، خودش را به کاخ رساند و گفت: «آیا کسی را به شما معرفی کنم که برای این نوزاد دایه خوبی باشد؟» بدین ترتیب، مادر موسی به کاخ فرعون آمد و فرزندش را در آغوش گرفت. درست مثل وقتی که تو وسیلهٔ گمشدهات را در دفتر مدرسه پیدا میکنی و خوشحال میشوی.
این واقعه به ما یاد میدهد که گاهی باید به خدا توکل کنیم و کارهای درست را انجام بدهیم، هرچند سخت به نظر برسند. مادر موسی با توکل خود نه تنها موسی را نجات داد، بلکه توانست خودش هم در کاخ فرعون از او پرستاری کند و حقوق بگیرد!
سه پرسش چالشی برای بهتر فهمیدن داستان
خیر، او اشتباه نکرد. چون در آن شرایط، نگهداری موسی در خانهٔ خودشان بهیقین به مرگ او میانجامید. مادر موسی بهترین راه ممکن را انتخاب کرد: اطاعت از فرمان خدا. گاهی محافظت یعنی انجام کاری که سخت به نظر میرسد، مثل وقتی که مادرت تو را به مدرسه میفرستد تا یاد بگیری، حتی اگر دلت میخواهد در خانه بمانی.
دقیقاً به همین دلیل! چون موسی بزرگ شد تا در همان کاخ فرعون تربیت شود و بعدها در برابر ظلم فرعون بایستد. خدا از جایی که هیچکس انتظار ندارد، یاران خود را پرورش میدهد. مثل این است که بهترین دوست تو در تیم رقیب بازی کند و بعداً به تیم خودت بیاید و قهرمان شود.
بله، توکل به این معنا نیست که دست روی دست بگذاریم. مادر موسی اول تلاش کرد (صندوق ساخت، کودک را در آن گذاشت) و بعد نتیجه را به خدا سپرد. تو هم میتوانی برای امتحان خوب درس بخوانی، بعد دعا کنی و به خدا توکل کنی. یا وقتی نگران ماجرایی هستی، بهترین کار را انجام بده و بقیهٔ راه را به خدا بسپار.