گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

جلال آل احمد: داستان‌نویس معروف معاصر ایرانی

بروزرسانی شده در: 4:21 1405/03/12 مشاهده: 57     دسته بندی: کپسول آموزشی

جلال آل احمد؛ نویسنده‌ای که زندگی روزمره را قلم زد

نویسنده‌ی معاصر ایرانی که ساده‌ترین چیزها را به داستان تبدیل می‌کرد
چکیده جلال آل احمد یکی از داستان‌نویسان بزرگ ایران در زمانه‌ی معاصر است. او در داستان‌هایش از چیزهایی نوشت که همه دوروبرشان می‌بینند: مدرسه، بازار، سفر و حتی وسایل ساده‌ی خانه. در این مقاله می‌خوانیم چرا نوشته‌های او تا امروز هم برای بچه‌ها و بزرگ‌ترها خواندنی است.

زندگی و سبک خاص جلال آل احمد

جلال آل احمد در سال ۱۳۰۲ در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و جلال از کودکی با کتاب و مذهب بزرگ شد. اما او بعدها راه دیگری را انتخاب کرد: راه نویسندگی. جلال مثل بیشتر بچه‌ها درس خواند، معلم شد و بعدها به جای اینکه فقط درس بدهد، شروع کرد به نوشتن از آنچه می‌دید. سبک او خیلی ساده و روان بود. او دوست نداشت از کلمه‌های قلمبه‌سلمبه استفاده کند. مثلاً اگر می‌خواست از یک کلاس درس بنویسد، همان طور که بچه‌ها می‌بینند، می‌نوشت: تخته‌ی سیاه، نیمکت‌های چوبی، کیف‌های کهنه و مدادهای کوتاه. این سبک باعث می‌شد خواننده حس کند خودش در آن داستان حضور دارد.

یکی از معروف‌ترین کتاب‌های جلال «مدیر مدرسه» نام دارد. در این کتاب، او از مشکلات یک مدیر مدرسه در روستا می‌گوید. شاید شما هم شنیده‌ باشید که بعضی مدرسه‌ها در قدیم حتی نیمکت یا تخته‌ی کافی نداشتند. جلال این مشکلات را بدون بزرگ‌نمایی نوشت تا مردم بفهمند آموزش و پرورش در برخی جاها چقدر سخت است. او درباره‌ی سفرهایش هم زیاد نوشت؛ مثلاً در کتاب «اورازان» از یک روستای کوچک و زندگی ساده‌ی مردم آن جا گفته است.

نام کتاب یا داستان موضوع اصلی مانند چه چیزی در زندگی ما
مدیر مدرسهمشکلات مدیر و دانش‌آموزان در مدرسه‌های قدیممثل وقتی معلمت از کمبود دفتر یا کتاب می‌گوید
اورازانزندگی سخت روستاییان در کوهستانمثل وقتی برای تفریح به روستا می‌روی و تفاوت زندگی را می‌بینی
نون و القلمداستانی از جنوب ایران و قصه‌های مردم آن جامثل قصه‌هایی که پدربزرگ‌ها از قدیم تعریف می‌کنند

چطور از جلال آل احمد برای نوشتن انشا استفاده کنیم؟

حتماً برایت پیش آمده که معلم انشا بدهد: «یک روز از زندگی یک معلم روستایی» یا «مدرسه‌ی ما در آینده». جلال آل احمد می‌تواند الگوی خوبی باشد. او نشان می‌دهد که لازم نیست حتماً اتفاق بزرگ و عجیبی بنویسی. می‌شوی از همین نیمکت، تخته‌ی پاک‌کن، زنگ تفریح، یا حتی از ناهار مدرسه بگویی. مثلاً اگر می‌خواهی انشایی درباره‌ی «سفری کوتاه» بنویسی، مثل جلال جزئیات کوچک را بنویس: «بوی نان تازه از نانوایی پیچیده بود. خورشید پشت کوه کم‌کم پایین می‌رفت. دو تا گنجشک روی درخت بازی می‌کردند.» این طوری نوشته‌ات جان می‌گیرد. جلال همیشه همین کار را می‌کرد: به چیزهای ساده نگاه می‌کرد و از آن‌ها قصه می‌ساخت.

نکته: وقتی داستان کوتاه می‌نویسی، مثل جلال آل احمد چند تا حس اضافه کن. مثلاً «نفس‌هایم تند شده بود» یا «قلبم مثل موتور دوچرخه می‌زد». این کار نوشته‌ات را واقعی‌تر می‌کند.

سه پرسش و پاسخ درباره‌ی جلال آل احمد

پرسش اول

آیا جلال آل احمد فقط برای بزرگ‌سالان کتاب می‌نوشت؟
خیر. بعضی از نوشته‌های او ساده و روان هستند و بچه‌های پایه‌ی ششم و هفتم هم می‌توانند بخوانند. مثلاً داستان‌های کوتاهش درباره‌ی مدرسه یا سفر برای دانش‌آموزان جذاب است. فقط بعضی کتاب‌هایش مفاهیم عمیق‌تری دارد که برای سنین بالاتر مناسب است.

پرسش دوم

چرا جلال آل احمد این قدر معروف است؟
چون او اولین نویسنده‌ای نبود که از فقر و مشکلات مردم نوشت، اما اولین کسی بود که خیلی ساده و بی‌پیرایه نوشت. قبل از او، بسیاری از نویسنده‌ها کلمه‌های سخت و قلمبه به کار می‌بردند. جلال نشان داد می‌شود با زبان خود مردم هم داستان خوب نوشت.

پرسش سوم

آیا امروز هم می‌توانیم سبک جلال را در کتاب‌ها ببینیم؟
بله، بسیاری از نویسنده‌های معاصر ایران از جلال الگو گرفته‌اند. مثلاً وقتی کتابی می‌خوانی که خیلی ساده و صمیمی است، احتمال دارد نویسنده‌اش تحت تأثیر جلال آل احمد بوده باشد. او راهی را باز کرد که نویسنده‌ها بدون ترس از ساده بودن، از زندگی واقعی مردم بنویسند.

نکته‌ی پایانی

جلال آل احمد در سال ۱۳۴۸ از دنیا رفت، اما نوشته‌هایش هنوز زنده است. او به ما یاد می‌دهد که برای نویسنده شدن لازم نیست حتماً معجزه یا اژدها توصیف کنی. گاهی نگاه کردن به اطرافمان با دقت، بهترین ایده را به دستمان می‌دهد. اگر یک دفترچه برداری و فقط از چیزهای روزمره بنویسی (مثل صدای زنگ مدرسه، بوی باران، بازی در زنگ تفریح)، تو هم قدمی برداشته‌ای در راه نویسندگی مثل جلال آل احمد. پس قلم را بردار و از زندگی ساده‌ات بنویس.