عالم بیعمل: زنبور بیعسل
علم بیعمل چه فرقی با زنبور بیعسل دارد؟
زنبوری که شهد گلها را میگیرد اما عسل نمیسازد، هیچ سودی برای خودش یا دیگران ندارد. انسان هم اگر چیزهای زیادی بداند ولی از دانستههایش استفاده نکند، مانند همان زنبور بیعسل است. در کتابهای درسی خواندهایم که «علم باید همراه با عمل باشد». مثلاً اگر کسی تمام قوانین راهنمایی و رانندگی را حفظ باشد اما وقتی سوار ماشین میشود، به چراغ قرمز توجه نکند، علمش به کارش نمیآید. یا دانشآموزی که میداند زباله نباید در کوچه ریخت، اما خودش پاکت چیپس را در پیادهرو رها میکند، عالم بیعمل است.
| عالم با عمل (زنبور عسلساز) | عالم بیعمل (زنبور بیعسل) |
|---|---|
| دانستن روش مطالعه + هر روز برنامهریزی کردن | دانستن روش مطالعه اما بازی کردن به جای درس خواندن |
| بلند شدن به موقع برای مدرسه و کمک به همکلاسی | بلند شدن به موقع اما دیر رسیدن و کمک نکردن به دیگران |
| یادگرفتن نظافت و مرتب نگه داشتن اتاق | یادگرفتن نظافت اما رها کردن لباسها روی زمین |
در زندگی روزمرهی خودمان کجاها عالم بیعمل میشویم؟
حتماً برای شما هم پیش آمده که میدانید زود خوابیدن برای صبح بیدار شدن خوب است، اما باز هم تا دیروقت تلویزیون تماشا میکنید. یا میدانید که جواب تمرین ریاضی را چگونه بنویسید، ولی تنبلی میکنید و میگویید «بعداً مینویسم». این دقیقاً همان زنبور بیعسل بودن است. در حیاط مدرسه، همه میدانیم که نباید به گلها آسیب بزنیم، اما بعضی از بچهها بیدقت از بین گلدانها میدوند و گلبرگها را میشکنند. دانستن یک چیز، ارزش ندارد مگر اینکه آن را انجام دهیم. حتی در کارهای کوچک مثل مسواک زدن: همه میدانیم مسواک برای دندان خوب است، اما اگر کسی فقط بداند و مسواک نزند، دندانهایش خراب میشود.
پرسشهای چالشی برای فکر کردن
پاسخ: خیر، زیرا دانایی واقعی وقتی معنا پیدا میکند که در رفتار ما دیده شود. چنین فردی مانند قفل زرینی است که کلیدش گم شده باشد: ظاهری زیبا اما بیفایده.
پاسخ: دوست تو میداند که رازداری کار خوبی است (علم دارد) اما عمل نمیکند. درست مثل زنبوری که شهد را میگیرد ولی عسل نمیسازد. ارزش رازداری به انجام دادن آن است، نه فقط دانستن.
پاسخ: چون گاهی ترس از تنبیه یا خواستن چیزی به زودی، باعث میشود آدم برخلاف دانستههایش عمل کند. اما باید بدانیم که هر بار دروغ بگوییم، مثل این است که زنبور بیعسلتری میشویم. تمرین راستگویی از کارهای کوچک شروع میشود، مثلاً اعتراف به شکستن یک لیوان.