نرخ بیکاری: معنای واقعی و اهمیت آن در اقتصاد روزمره
جمعیت فعال و غیرفعال: چه کسانی بیکار محسوب میشوند؟
برای درک نرخ بیکاری، ابتدا باید بدانیم چه کسانی در محاسبه آن نقش دارند. اقتصاددانان جمعیت یک کشور را به دو گروه اصلی تقسیم میکنند: جمعیت فعال (یا نیروی کار) و جمعیت غیرفعال. جمعیت فعال به افرادی گفته میشود که یا شاغل هستند یا به دنبال کار میگردند. این شامل دانشآموزان، دانشجویان، بازنشستگان و افرادی که به دلایل مختلف تمایلی به کار ندارند، نمیشود. برای مثال، یک دانشآموز دبیرستانی که هنوز وارد بازار کار نشده، جزو جمعیت غیرفعال محسوب میشود. بنابراین، نرخ بیکاری نسبت افراد بیکار به کل جمعیت فعال است، نه کل جمعیت کشور.نرخ بیکاری از رابطه زیر به دست میآید:
انواع بیکاری: از جستجوی شغل تا تغییرات فناوری
بیکاری پدیدهای یکدست نیست و دلایل مختلفی دارد. اقتصاددانان معمولاً آن را به سه دسته اصلی تقسیم میکنند:- بیکاری اصطکاکی1: این نوع بیکاری کوتاهمدت است و بین شغلها رخ میدهد. مثلاً وقتی یک فارغالتحصیل به دنبال اولین شغل خود میگردد یا فردی شغل قبلی خود را رها کرده تا شغل بهتری پیدا کند. این نوع بیکاری معمولاً برای اقتصاد مضر نیست و نشانه پویایی بازار کار است.
- بیکاری ساختاری2: این نوع بیکاری زمانی اتفاق میافتد که مهارتهای کارگران با نیازهای شغلی موجود همخوانی ندارد. برای مثال، با پیشرفت فناوری، ممکن است به جای کارگران خط مونتاژ، به برنامهنویسان نیاز باشد. در این حالت، کارگران سابق به دلیل کمبود مهارت، بیکار میشوند. این نوع بیکاری میتواند طولانیمدت و مشکلساز باشد.
- بیکاری ادواری3: این نوع بیکاری به چرخههای تجاری و رکود اقتصادی مرتبط است. وقتی اقتصاد با کاهش تقاضا مواجه میشود، شرکتها تولید را کم کرده و کارگران را اخراج میکنند. برای مثال، در دوران رکود، شرکتهای ساختمانی پروژههای جدید را شروع نمیکنند و کارگران ساختمانی بیکار میشوند.
مثال عملی: محاسبه نرخ بیکاری در یک شهر فرضی
برای روشن شدن موضوع، یک شهر فرضی به نام "شهر آفتاب" را در نظر بگیرید. جمعیت این شهر 1,000,000 نفر است. از این تعداد، 250,000 نفر دانشآموز، دانشجو، بازنشسته یا به دلایل دیگر تمایلی به کار ندارند (غیرفعال). از بین 750,000 نفر باقیمانده (جمعیت فعال)، 30,000 نفر بیکار هستند. نرخ بیکاری در شهر آفتاب به این صورت محاسبه میشود:یعنی 4% از نیروی کار این شهر، بیکار هستند.
مقایسه انواع بیکاری در یک نگاه
| نوع بیکاری | مدت زمان | علت اصلی | مثال عینی |
|---|---|---|---|
| اصطکاکی | کوتاهمدت | انتقال بین شغلها | فارغالتحصیل دانشگاه در حال جستجوی اولین کار |
| ساختاری | بلندمدت | عدم تطابق مهارت با نیاز بازار | کارگران کارخانه نساجی پس از بسته شدن کارخانه به دلیل اتوماسیون |
| ادواری | متغیر (مرتبط با رکود و رونق) | کاهش تقاضای کل در اقتصاد | اخراج کارگران ساختمانی در دوران رکود اقتصادی |
چالشهای مفهومی در تفسیر نرخ بیکاری
خیر. نرخ بیکاری صفر درصد عملاً غیرممکن است. همیشه افرادی هستند که بین دو شغل جابجا میشوند (بیکاری اصطکاکی) یا صنایع در حال تغییر هستند (بیکاری ساختاری). اقتصاددانان اصطلاح «نرخ طبیعی بیکاری» را به کار میبرند که شامل بیکاری اصطکاکی و ساختاری است و بیکاری ادواری را در بر نمیگیرد. بنابراین، نرخ بیکاری در محدوده 4-6% اغلب برای یک اقتصاد سالم در نظر گرفته میشود.
گاهی اوقات افراد زمانی که بازار کار را نامناسب میبینند، از جستجوی کار دست میکشند و از جمعیت فعال خارج میشوند. در این حالت، هم تعداد بیکاران و هم جمعیت فعال کاهش مییابد و ممکن است نرخ بیکاری محاسبهشده پایین بیاید، در حالی که در واقعیت، افراد بیشتری از بازار کار ناامید شدهاند. به این پدیده «کارگر ناامید» میگویند.
خیر. نرخ بیکاری نشان نمیدهد که افراد چند ساعت در هفته کار میکنند یا آیا شغل آنها با مدرک و تخصصشان متناسب است. برای مثال، فردی که به دلیل پیدا نکردن کار تماموقت، به صورت پارهوقت کار میکند، شاغل محسوب میشود، اما در عمل «کمکار» است. برای بررسی دقیقتر، شاخصهای دیگری مانند نرخ مشارکت اقتصادی و نرخ کمکاری نیز باید بررسی شوند.
جمعبندی
پاورقی
2 بیکاری ساختاری (Structural Unemployment): نوعی بیکاری که در اثر عدم تطابق بین مهارتهای نیروی کار و نیازهای مشاغل موجود به وجود میآید.
3 بیکاری ادواری (Cyclical Unemployment): بیکاری ناشی از کاهش تقاضای کل در دوران رکود اقتصادی که با چرخههای تجاری مرتبط است.