ریشه صورت: جستجوی صفرکنندههای صور کسر جبری
تعریف ریشهی صورت در یک کسر جبری
هر کسر جبری از دو بخش اصلی تشکیل میشود: صورت ( Numerator ) و مخرج ( Denominator ). وقتی صحبت از "ریشهی صورت" میکنیم، منظورمان مقادیری از متغیر x است که اگر آنها را در عبارت صورت قرار دهیم، حاصل عبارت صورت برابر با صفر شود. به زبان سادهتر، ما به دنبال حل معادلهی صورت=۰ هستیم. جوابهای این معادله، همان ریشههای صورت هستند .
برای مثال، کسر جبری $\frac{x^2 - 5x + 6}{x - 2}$ را در نظر بگیرید. برای یافتن ریشههای صورت، معادلهی $x^2 - 5x + 6 = 0$ را حل میکنیم. این معادله به $(x-2)(x-3)=0$ تجزیه میشود، بنابراین ریشههای صورت اعداد 2 و 3 هستند.
تشخیص ریشهی صورت از ریشهی معادلهی کلی
یکی از بزرگترین چالشها برای دانشآموزان، تمایز بین "ریشهی صورت" و "ریشهی معادلهی کسری" است. ریشههای صورت، مقادیری هستند که صورت را صفر میکنند، اما این لزوماً به این معنا نیست که آن مقادیر، پاسخ نهایی یک معادلهی کسری باشند. برای اینکه یک مقدار، ریشهی یک معادلهی کسری (یعنی جواب معادله) محسوب شود، باید دو شرط مهم را داشته باشد :
- معادله را برآورده کند: پس از سادهسازی و حل معادله، آن مقدار در معادلهی سادهشده صدق کند.
- در دامنهی معادله باشد: یعنی مخرج هیچیک از کسرهای موجود در معادلهی اصلی را صفر نکند.
بنابراین، یک ریشهی صورت، تنها در صورتی به عنوان جواب نهایی معادله پذیرفته میشود که "مجاز" باشد، یعنی مخرج را صفر نکند. در غیر این صورت، یک ریشهی "غیرمجاز" یا "علیالظاهر" خواهد بود که باید کنار گذاشته شود.
| نوع ریشه | تعریف | شرط پذیرش در جواب نهایی |
|---|---|---|
| ریشهی صورت | مقداری از x که صورت کسر را صفر کند ($P(x)=0$). | باید حتماً در دامنه باشد ($Q(x) \neq 0$). |
| ریشهی معادلهی کسری | مقداری از x که در معادلهی اصلی صدق کند. | باید همزمان در معادله صدق کند و در دامنه باشد. |
روش محاسبه و مثالهای عینی از ریشههای صورت
محاسبهی ریشههای صورت، فرآیندی ساده و شبیه به حل معادلات چندجملهای است. مراحل کلی به این شرح است:
- جداسازی صورت: عبارت صور کسر را به تنهایی در نظر بگیرید.
- تشکیل معادله: آن عبارت را برابر صفر قرار دهید.
- حل معادله: معادلهی حاصل را حل کنید. این معادله میتواند خطی، درجه دوم یا از درجات بالاتر باشد .
- اعتبارسنجی (در صورت نیاز): اگر هدف، یافتن ریشههای معادلهی اصلی است، باید بررسی کنید که این مقادیر، مخرج را صفر نکنند.
در ادامه چند مثال متنوع را بررسی میکنیم:
? مثال ۱ (صورت خطی): کسر $\frac{2x - 8}{x+1}$. ریشهی صورت از معادلهی $2x - 8 = 0 \Rightarrow 2x = 8 \Rightarrow x = 4$ به دست میآید. عدد 4 یک ریشهی معتبر برای صورت است. اگر این کسر در یک معادله باشد، باید بررسی کنیم که آیا x=4 مخرج را صفر میکند یا خیر (4+1=5≠0)، پس مجاز است.
? مثال ۲ (صورت درجه دوم قابل تجزیه): کسر $\frac{x^2 - 5x + 4}{x-4}$. معادلهی $x^2 - 5x + 4 = 0$ را حل میکنیم. با تجزیه داریم: $(x-1)(x-4)=0$. بنابراین ریشههای صورت اعداد 1 و 4 هستند. اگر این عبارت جزئی از یک معادله باشد، x=1 (چون مخرج را صفر نمیکند: 1-4=-3≠0) یک ریشهی بالقوه است، اما x=4 باعث صفر شدن مخرج میشود، بنابراین یک ریشهی غیرمجاز است و از دامنهی تابع خارج میشود .
? مثال ۳ (صورت درجه دوم با فرمول دلتا): کسر $\frac{2x^2 + 3x - 2}{x^2 - 1}$. برای یافتن ریشههای صورت، معادلهی $2x^2 + 3x - 2 = 0$ را با استفاده از روش دلتا حل میکنیم .
بنابراین ریشههای صورت $\frac{1}{2}$ و $-2$ هستند.
کاربرد عملی در حل معادلات کسری
بیایید با یک مثال کامل، نقش ریشهی صورت را در حل یک معادلهی کسری بررسی کنیم. معادلهی زیر را در نظر بگیرید :
مرحله ۱: تعیین دامنه. ابتدا مقادیر غیرمجازی که مخرجها را صفر میکنند پیدا میکنیم: $x-1=0 \Rightarrow x=1$ و $x+3=0 \Rightarrow x=-3$. بنابراین دامنهی معادله همهی اعداد حقیقی به جز 1 و -3 است .
مرحله ۲: حذف مخرجها. کوچکترین مضرب مشترک (ک.م.م) مخرجها، $(x-1)(x+3)$ است. دو طرف معادله را در آن ضرب میکنیم :
مرحله ۳: سادهسازی و حل. معادلهی سادهشده یک معادلهی درجه دوم است:
برای حل این معادله از روش دلتا استفاده میکنیم :
از آنجایی که $\Delta \lt 0$ است، این معادلهی درجه دوم در مجموعهی اعداد حقیقی ریشه ندارد.
مرحله ۴: نتیجهگیری. اگر معادلهی سادهشده ریشهای نداشت، یعنی معادلهی اصلی نیز هیچ ریشهای ندارد. مجموعهی جواب تهی است. در این مثال، ریشهی صورت (که خود میتوانست کسر را صفر کند) هرگز به دست نیامد، زیرا معادلهی صورت ($x=0$ از صورت کسر $\frac{x}{x-1}$) مطرح نبود، چرا که معادله به صورتی بود که هر دو طرف آن کسر داشتند.
چالشهای مفهومی
❓ چالش ۱: آیا هر ریشهی صورت، حتماً نمودار تابع را روی محور x قطع میکند؟
پاسخ: خیر. اگر ریشهی صورت، مخرج را نیز صفر کند، در آن نقطه تابع تعریفنشده است. در این حالت، نمودار تابع در آن نقطه یک حفره (hole) خواهد داشت، نه یک نقطهی عبور از محور. به عنوان مثال در کسر $\frac{x-2}{x-2}$، عدد 2 صورت را صفر میکند، اما تابع در x=2 تعریف نشده و نمودار آن یک خط افقی y=1 با یک حفره در x=2 است.
❓ چالش ۲: اگر صورت یک عدد ثابت (مثلاً 5) باشد، آن کسر چند ریشهی صورت دارد؟
پاسخ: یک عدد ثابت غیرصفر هرگز صفر نمیشود. بنابراین چنین کسری هیچ ریشهای برای صورت ندارد. این بدان معناست که خود کسر هرگز مقدار صفر پیدا نمیکند، مگر آنکه صورت صفر باشد. اما اگر صورت خود صفر باشد ($\frac{0}{x+1}$)، آنگاه کل کسر برای همهی مقادیر x (به جز نقاط نامعلوم دامنه) برابر صفر است.
❓ چالش ۳: در حل یک معادلهی کسری، پس از حذف مخرجها به یک معادلهی خطی ساده رسیدهایم. جواب این معادلهی خطی، یکی از ریشههای صورت است. آیا این جواب، پاسخ نهایی معادله است؟
پاسخ: همیشه خیر! شما باید حتماً این جواب را در مخرجهای معادلهی اصلی امتحان کنید. اگر این جواب، مخرج را صفر کند، یک ریشهی غیرمجاز است و باید از مجموعهی جواب حذف شود . به عنوان مثال در معادله $\frac{x^2-4}{x-2}=0$، ریشههای صورت $2$ و $-2$ هستند. پس از سادهسازی، $x+2=0$ و $x=-2$ به دست میآید. ریشهی $2$ غیرمجاز است و حذف میشود، بنابراین تنها جواب، $-2$ خواهد بود.
پاورقیها
1صورت ( Numerator ): به بخش بالایی یک کسر گفته میشود که بیانگر تعداد قسمتهای انتخاب شده از یک کل است. در کسر $\frac{a}{b}$، عبارت a صورت نام دارد.
2مخرج ( Denominator ): به بخش پایینی یک کسر گفته میشود که نشاندهندهی تعداد کل قسمتهای یک کل است. در کسر $\frac{a}{b}$، عبارت b مخرج نام دارد و شرط اساسی آن است که هرگز صفر نباشد.
3دامنهی تابع ( Domain ): به مجموعهی همهی مقادیر ورودی (معمولاً x) که یک تابع برای آنها تعریف شده است، دامنه میگویند. برای توابع گویا، دامنه مجموعهی همهی اعداد حقیقی است به جز آنهایی که مخرج را صفر میکنند .
4ک.م.م ( Least Common Multiple - LCM ): کوچکترین مضرب مشترک دو یا چند چندجملهای، سادهترین عبارتی است که بر همهی آن چندجملهایها بخشپذیر است. از آن برای حذف مخرجها در معادلات کسری استفاده میشود .