شکل استاندارد معادله درجه دوم: از نظریه تا کاربرد
شناخت اجزای معادله درجه دوم
معادله درجه دوم به شکل کلی $ax^2+bx+c=0$ نوشته میشود که در آن $a$، $b$ و $c$ ضرایبی حقیقی هستند و شرط اساسی $a \neq 0$ است. دلیل این شرط آن است که اگر $a=0$ باشد، معادله به یک معادله خطی تبدیل میشود. هر یک از این ضرایب نقش مهمی در شکل نمودار و نوع جوابهای معادله دارند.ضریب a تعیینکننده جهت باز شدن سهمی است. اگر $a \gt 0$ باشد، سهمی رو به بالا و اگر $a \lt 0$ باشد، سهمی رو به پایین است. ضریب $b$ بر موقعیت محور تقارن تأثیر میگذارد و ضریب $c$ مقدار عرض از مبدأ3 را مشخص میکند.
روشهای حل معادله درجه دوم
برای حل یک معادله درجه دوم و یافتن ریشههای آن، سه روش اصلی وجود دارد که هر کدام در شرایط خاصی کاربرد دارند.۱. روش فاکتورگیری: اگر معادله به صورت حاصلضرب دو عبارت خطی قابل تجزیه باشد، ریشهها به سادگی به دست میآیند. برای مثال، معادله $x^2-5x+6=0$ به شکل $(x-2)(x-3)=0$ نوشته میشود و ریشهها عبارتند از $x=2$ و $x=3$.
۲. روش تکمیل مربع: در این روش، معادله را به صورت یک مربع کامل به اضافه یک عدد ثابت مینویسیم. برای معادله $x^2+6x+5=0$، داریم: $x^2+6x+9-9+5=0 \Rightarrow (x+3)^2-4=0 \Rightarrow (x+3)^2=4$ و در نتیجه $x+3=\pm 2$ که ریشهها $x=-1$ و $x=-5$ هستند.
۳. روش فرمول کلی (فرمول حل معادله درجه دوم): این روش عمومیترین راه حل است و برای همه معادلات درجه دوم کاربرد دارد. فرمول کلی به صورت زیر است: $x = \frac{-b \pm \sqrt{b^2-4ac}}{2a}$
مفهوم و کاربرد ممیز (دلتا)
عبارت زیر رادیکال در فرمول کلی، یعنی $\Delta = b^2-4ac$، ممیز1 نام دارد که ماهیت ریشههای معادله را مشخص میکند.| مقدار ممیز ($\Delta$) | نوع ریشهها | مثال عددی |
|---|---|---|
| $\Delta \gt 0$ | دو ریشه حقیقی متمایز | $x^2-3x+2=0$ ($\Delta=1$) |
| $\Delta = 0$ | یک ریشه حقیقی مضاعف | $x^2-4x+4=0$ ($\Delta=0$) |
| $\Delta \lt 0$ | دو ریشه مختلط (غیرحقیقی) | $x^2+x+1=0$ ($\Delta=-3$) |
کاربرد عملی در مسائل فیزیک و هندسه
معادلات درجه دوم تنها یک مفهوم انتزاعی نیستند، بلکه در حل مسائل عینی و روزمره کاربرد فراوانی دارند. مثال ۱ (مساحت مستطیل): فرض کنید طول یک مستطیل $5$ متر از عرض آن بیشتر است و مساحتش برابر $150$ متر مربع میباشد. اگر عرض را $x$ بگیریم، طول برابر $x+5$ خواهد بود. معادله مساحت به صورت زیر است: $x(x+5)=150 \Rightarrow x^2+5x-150=0$ با استفاده از فرمول کلی ($a=1, b=5, c=-150$)، ممیز برابر $\Delta = (5)^2-4(1)(-150)=25+600=625$ و جوابها $x = \frac{-5 \pm 25}{2}$ هستند. از دو جواب $x=10$ و $x=-15$، جواب منفی به دلیل مفهوم طول غیرقابل قبول است. بنابراین عرض برابر $10$ متر و طول برابر $15$ متر خواهد بود.مثال ۲ (حرکت شتابدار): در فیزیک، معادله مکان–زمان برای حرکت با شتاب ثابت به صورت $x = x_0 + v_0t + \frac{1}{2}at^2$ است. اگر جسمی از مکان اولیه صفر با سرعت اولیه $10 m/s$ و شتاب $-2 m/s^2$ شروع به حرکت کند، زمان رسیدن به مکان $24$ متری از مبدأ از معادله $24 = 10t - t^2$ یا $t^2 - 10t + 24 = 0$ به دست میآید که ریشههای آن $t=4$ و $t=6$ ثانیه هستند.
چالشهای مفهومی
اگر $a=0$ باشد، جمله درجه دوم حذف شده و معادله به شکل $bx+c=0$ در میآید که یک معادله خطی است. این معادله حداکثر یک جواب دارد، در حالی که ویژگی اصلی معادله درجه دوم داشتن دو جواب (حقیقی یا مختلط) است. همچنین نمودار آن به جای سهمی، یک خط راست خواهد بود.
در موارد خاص میتوان از روی ضرایب تخمین زد. مثلاً اگر $a$ و $c$ علامت مخالف داشته باشند (یکی مثبت و دیگری منفی)، حتماً $\Delta \gt 0$ خواهد بود و معادله دو ریشه حقیقی متمایز دارد. زیرا $b^2-4ac$ با منفی شدن $ac$، به مقدار مثبت $b^2$ یک عدد مثبت دیگر اضافه میشود.
برای معادله $ax^2+bx+c=0$ با ریشههای $x_1$ و $x_2$، داریم: $x_1 + x_2 = -\frac{b}{a}$ و $x_1 \cdot x_2 = \frac{c}{a}$. این روابط بسیار مفید هستند؛ مثلاً اگر بدانیم یکی از ریشهها $2$ است، میتوانیم دیگری را بدون حل معادله پیدا کنیم.
پاورقی
2 ریشهها (Roots): مقادیری از متغیر $x$ که در معادله صدق کرده و آن را به یک تساوی صحیح تبدیل میکنند.
3 عرض از مبدأ (y-intercept): نقطهای که نمودار تابع، محور عمودی (محور $y$ها) را قطع میکند. برای تابع $f(x)=ax^2+bx+c$، عرض از مبدأ برابر $c$ است.