تحلیل عبارت: «منطق از ذات انسان سرچشمه میگیرد» یعنی:
منطق امری ذاتی، درونی و وابسته به ساختار ذهن انسان است، نه چیزی که انسان آن را با تجربه یا علم به وجود آورده باشد.
بررسی گزینهها:
1) از خطاهای منطقی گریزی نیست.
این جمله درباره غیرقابلاجتناب بودن خطا صحبت میکند و هیچ ارتباطی با «ذاتی بودن منطق» ندارد.
پس بیربط است.
2) دانش و علم انسان قادر به شناخت آن نیست.
این یعنی منطق شناختپذیر نیست.
ولی وقتی میگوییم منطق از ذات انسان میآید، منظور این نیست که قابل شناخت نیست؛ فقط میگوییم *ساختهٔ انسان نیست*.
پس نادرست است.
3) اراده انسانی در توجه به آن نقشی ندارد.
این میگوید انسان نمیتواند انتخاب کند به منطق توجه کند یا نه.
اما «ذاتی بودن» الزاماً به معنای «غیرارادی بودن» نیست؛ پس این نتیجهگیری درست نیست.
پس نادرست است.
4) دانش و علم انسان در ایجاد آن نقشی ندارد.
این دقیقاً مطابق با مفهوم «ذاتی بودن» است:
اگر چیزی از ذات انسان میآید، یعنی انسان آن را **با علم و تجربه تولید نکرده**؛ بلکه بخشی از ساختار طبیعی ذهن اوست.
پس گزینه درست همین است.