آزمون هوش منطقی-ریاضی پایه ششم
باباپنجعلی و سپهرخان تصمیم گرفتند در بین راه با هم ناهار بخورند. باباپنجعلی 5 قرص نان و سپهرخان 3 قرص نان در سفره گذاشتند. قبل از اینکه لقمهای بخورند مسافری خسته سر رسید و او را به سفرۀ خود دعوت کردند. تمام 8 نان خورده شد و مهمان که از جوانمردی آن دو به وجد آمده بود 8 سکهی طلا به آنها بخشید تا بین خود تقسیم کنند اما بر سر تقسیم سکهها اختلاف نظر پیدا شد؛ باباپنجعلی میگفت «پنج سکه برای من و سه سکه برای تو» ولی سپهرخان میگفت «هر کدام چهار سکه». اگر فرض کنیم هر سه نفر به یک اندازه نان خورده…
