1396/3/5

تحقیق در مورد امپراتوری روم: تاسیس ، جغرافیا، پادشاهان و سرداران

مطالعات اجتماعی نهم دوره اول متوسطه دی

*امپراتوری روم (تاسیس ، جغرافیا، پادشاهان و سرداران):
از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از اژبون های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می شد. در سال 27 قبل از میلاد اکتاویان (63 قبل از میلاد ـ 24 میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می شود. اگوستوس، که به مدت 40 سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود بعنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می داد و آنها را گارد پراتور می نامید. کالیگولا اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (12 ـ 41 میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتینهای کوچک) معروف بود، در سال 37 میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین های سربازی کوچکی به پا می کرد. امپراتور دیوانه بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی سیوتاتیوس (69 ـ 104 میلادی) ثبت شده است، توضیح می دهد که کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. وی همچنین با خواهر خود، «دروسیلا» ازوداج کرد، اما بعدا او را کشت. اعضاء گارد محافظ او (پراتورها) در سال 41 میلادی، او را به قتل رسانند.
نرون آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (37 ـ 68 میلادی) بود. در سال 54 میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (15 ـ 59 میلادی)، شوهر دون خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (10 قبل از میلاد تا 54 میلادی) بود. در نتیجه پسر 17 ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی آگویپینا در زندگی خود سرانه فرزندش دخالت کرد، نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت.
روم در آتش در سال 64 میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر روم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمدا آتش سوزی را آغاز کرده است. اما به هر حال، نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال 68 میلادی، خود کشی کند. سال چهار امپراتور در سال بعد از مرگ نرون، 4 امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (3 قبل از میلاد تا 69 میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا بوسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (32 ـ 69 میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (15 ـ 69 میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (9 ـ 79 میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.
انتخابات جانشین وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می کرد. و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (39 ـ 81 میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت. امپراتوری استانی در قرن دوم میلادی، خانواده های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استانهای رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استانهای درون امپراتوری روم، انتخاب می شدند. تراجان امپراتور تراجان (53 ـ 117 میلادی) در یکی از استانهای روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراجان)، جشن می گرفت. این ستونها بوسیله مجسمه هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می دادند، تزئین شده بودند. هادریان پسر خوانده تراجان، هادریان (76 ـ 138 میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استانهای مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی مانده اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می کرد. لژیونر رومی ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می توانست در یک روز 32 کیلومتر (20 مایل) در حالیکه یک بسته به وزن 40 کیلو گرم حمل می کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می کرد، و در عین حال به او امکان می داد که به آسانی حرکت کند.
*ورود مسیحیت:
ا گسترش نفوذ مسیحیت در اروپا , و ایجاد جایگاه خاص کلیسا , پیشوایان مسیحیت نیز سلطه خود را بر جنبه های گوناگون زندگی مردم توسعه دادند . و از قرن پنجم میلادی, قدرت این گروه و خصوصا مقام پاپ ( مهم ترین آنها ) به اندازه ای افزایش یافت که حتی پادشاهان در مراسم تاجگذاری , تاج را از دست پاپ می گرفتند . حاکمیت رهبران مسیحی بدلیل نشر خرافی و اقدامات سخت گیرانه , زمینه های عقب ماندگی اجتماعی , اقتصادی , علمی و فرهنگی اروپاییان را فراهم آوردند .
رکن دیگر مهم در قرون وسطا , حاکمیت فئودال ها بود که بدلیل داشتن زمینهای وسیع , ثروت و قدرت زیادی بدست آورده بودند . هر فئودال با داشتن تعدادی کشاورز و سرباز و با ساختن یک قلعه , برای خود حکومت مستقل تشکیل میدادند
نیروی نظامی فئودال ها , شوالیه ها بودند که بیشتر در جنگ به سر می بردند . در زمان فئودالها , توجه به علم و بهبود زندگی مردم کمتر بود .
*تفکیک روم:
امپراتوری روم غربی بخش غربی امپراتوری روم، بعد از تقسیم آن در سال ۲۸۵ توسط دیوکلتیان بود. نیمه دیگر این امپراتوری، امپراتوری روم شرقی بود که از آن به عنوان امپراتوری بیزانس نیز یاد می‌شود. امپراتوری غربی بین سده ۳ و ۵ میلادی در دوره‌های گوناگون وجود داشت. تئودئوس اول(۳۷۹-۳۹۵) آخرین امپراتوری بود که بر روم یگانه فرمانروایی کرد. بعد از مرگ وی امپراتوری روم به صورت نهایی تقسیم شد. امپراتوری روم غربی به صورت رسمی در ۴ سپتامبر ۴۷۶ با کناره‌گیری رومولوس آگوستولوس و به صورت غیررسمی با مرگ ژولیوس نپوس در سال ۴۸۰ پایان یافت.
*سقوط روم:
در سال ۱۴۵۳ میلادی، ترک‌های عثمانی که تازه قدرت یافته بودند و تصمیم به ساختن امپراتوری عثمانی داشتند به طرف قسطنطنیه به حرکت در آمدند. سلطان عثمانی، محمد دوم، می‌خواست به این تنها سنگر مقاومت در برابر فرمانروایی ترک‌ها، خاتمه دهد. امپراتور بیزانس، کنستانتین یازدهم بود که در سال ۱۴۴۹ بر تخت نشست. ترک‌ها برای بیش از یک ماه، شهر را با پیاده نظام، توپ‌ها و کشتی‌ها محاصره کردند. سرانجام، در ۲۹ مه سال ۱۴۵۳، سلطان محمد فاتح حمله‌ای همه جانبه را آغاز کرد و ترک‌ها از سه طرف به شهر حمله کردند. نبرد ساعت‌ها به شدت ادامه یافت اما سرانجام، ترک‌ها آن قدر نردبان آوردند که از دیوارهای شهر بالا بروند و به اندازهٔ کافی سرباز وارد شهر کردند که اوضاع را به نفع خود تغییر دهند. هزاران نفر، از جمله کنستانتین یازدهم، در این نبرد کشته شدند. شهر کنستانتینوپول پس از تصرف توسط نیروهای عثمانی استانبول (قرائت سنتی ترکی: اسلام بول) که به فارسی مرکز اسلام می‌شود، خوانده شد.
*حضرت عیسی:
حضرت عیسی علیه السلام یکی از پیامبران اولوالعزم خداوند است. از ویژگی‌های این پیامبر بزرگ آن است که بدون داشتن پدر، از مادری به نام حضرت مریم به دنیا آمده است. پس از آنکه با اراده خداوند متعال، عیسی چشم به دنیا گشود و تهمت‌های فراوان مردم به سوی حضرت مریم سرازیر شد، مریم مأموریت یافت که پاسخ به هر گونه شبهه و سوالی را به نوزاد در گهواره واگذار کند.
با قدرت پروردگار، عیسی از داخل گهواره لب به سخن گشود و خود را چنین معرفی کرد: قال انی عبدالله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا (من بنده خدا هستم، او به من کتاب آسمانی داده و مرا پیامبر قرار داده است.)
در قرآن، حضرت عیسی علیه السلام یکی از بندگان شایسته خدا ذکر شده است که با اراده خداوند در عوالم بالا حضور دارد و در زمان ظهور آخرین امام معصوم شیعه - حضرت مهدی علیه السلام - و در تشکیل حکومت عدل جهانی او شرکت خواهد داشت.
گوشه هایی از زندگانی حضرت عیسی علیه السلام در قرآن کریم مطرح شده است؛ به عنوان نمونه آیات 16 تا 36 سوره مریم که بازگو کننده صحنه های پس از ولادت حضرت عیسی است. هم چنین کتاب او انجیل بوده که البته پس از او تحریف شده است.
در سن 40 سالگی جبرایل بر او نازل شد و او را نبی خدا خواند و عیسی نیز کار تبلیغات دین خود را از جلیل و بعد ها اورشلیم شروع کرد.
*توطئه برای مرگ عیسی(ع):
با ورود عیسی به اورشلیم، در شهر آشوبی بپا شد که حتی سران حکومت روم را نیز اندکی نگران کرد. او از همان ابتدا به هیکل رفت و کسانی که از آنجا به عنوان مکانی برای داد و ستد بهره می¬بردند را با ضرب و شتم بیرون راند و پس از آن نیز به موعظه¬های کوبنده خود ادامه داد.
بنابراین همه چیز برای بدام انداختن او توسط علمای یهود فراهم شده بود.در نتیجه روسای کاهنان با یکی از حواریون بنام یهودای اسخریوطی توطئه چینی کردند و قرار شد یهودا، عیسی را به ایشان تسلیم کند.
در این زمان عیسی برای وداع با یاران خود آماده شد و آخرین شام خود را با ایشان در باغی بنام جتسیمانی صرف کرد؛ شامی که تاریخ مسیحیت از آن الگو گرفت و در آیین¬های کلیسایی یاد آور گوشت و خون مسیح شد.
«… و چون ایشان غذا می¬خوردند عیسی نان را گرفته برکت داد و پاره کرده به شاگردان داد و گفت: “بگیرید و بخورید این است بدن من.” ۲۷ و پیاله را گرفته شکر نمود و بدیشان داده، گفت: “همه شما از این بنوشید ۲۸ زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته می¬شود…»
آنها (برای کشتن عیسی) مکر کردند، خدا هم مکرکرد و خدا بهترین مکر کنندگان است، آنگاه که خدا گفت: ای عیسی، من تو را بر می گیرم و به سوی خود بالا می برم و از (آلایش) کافران پاکت می‌سازم و تا روز قیامت آنان را که از تو پیروی نمایند، فرادست کافران قرار می‌دهیم سپس بازگشتشان به سوی من است و من در آنچه اختلاف می‌کردید، میانتان حکم خواهم کرد….
و (خدا جهودان را) به سبب کفرشان و تهمت بزرگشان برمریم و این سخنشان که: ما مسیح – عیسی بن مریم، پیامبر خدا – را کشتیم.
و حال آنکه او را کشتند و نه بردار کردند، بلکه برایشان مشتبه شد و کسانی که درباره او اختلاف نمودند، بی گمان در تردیدتد؛ آنان را به حال او هیچ علمی نیست، تنها پیرو گمانند و به یقین او را نکشته‌اند، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خدا پیروزمند و حکیم است هیچ یک از اهل کتاب نیست، مگر آنکه پیش از مرگش به او ایمان خواهد آورد و او در روز رستخیز بر (ایمان) آنان گواه خواهد بود.
پس به کیفر ستمی که یهودیان کردند، چیزهای پاکیزه‌ای را که برایشان حلال شده بود،‌ حرام کردیم و برای کافرانشان عذابی دردآور آماده کرده‌ایم؛‌ ولی راسخانشان در علم و آن مومنانی را که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو نازل شده ایمان می‌آورند و همچنین برپا دارندگان نماز و دهندگان زکات و مومنان به خدا و روز واپسین را پاداش بزرگی خواهیم داد.
همانا داستان عیسی نزد خدا مانند داستان آدم است؛ او را از خاک آفرید، سپس گفت: «بشو» شد. حق از پروردگار توست؛ پس از شک‌ داران مباش





لطفا به قوانین نشر محتوا در فضای مجازی احترام گذاشته و از انتشار مجدد این فایل ها خودداری کنید.

پیش نمایش صفحه اول فایل
تعداد صفحات فایل : 2
نوع آزمون : کتاب، تحقیق، جزوه و درسنامه
دانلود : 320
بازدید : 631
بروزرسانی شده در 5 خرداد 96