(ببخشید این سوال رو اینجا میپرسم (دوازدهم) آخه اینجا جوّش آرومتره)من 17 سالمه و میخوام در مورد اینکه الان درس بخونم و به فکر پیشرفت از طریق درس خواندن باشن یانه تصمیم بگیرم موضوع اینجاست که من مادرم مریضه ، اما پدرم این موضوع رو درک نمیکنه و از اون میخواد که کارهای خونه رو مثل قبل انجام بده که البته مادرم به اندازه کافی کار میکنه ، اما پدرم قبول نمیکنه جدا از این موضوع و موضوع های دیگه مادر و پدرم دائما با هم دعوا دارن و خیلی وقت ها پدرم خیلی مادرم رو اذیت میکنه ، خونه ما دائما پر از سر و صداست بخاطر دعواهاشون ، من یک دانش آموزم ، و کلاس یازدهمم و باید برای امتحان نهایی یازدهمم آماده بشم و درس بخونم چون تاثیر مستقیم داخل سوابق تحصیلیم داره دعوا های اونها که برخی وقت ها فیزیکی هم هست و گریه های مادرم رو در پیش داره ، من رو داخل یک جو مهیب قرار میده مخصوصاً وقتی میبینم مادرم مریضه و کاری از دستش بر نمیاد و اونطور گریه میکنه ، البته بعد از کلی دعوا کردن ، یه بازه زمانی با هم آشتی میکنن و دوباره دعواشون میشه ، دوباره و دوباره و دوباره جوّ خونمون خیلی بده ، پر از سر و صداس و احساساتم رو هم خیلی تحریک میکنه ، و باعث میشه نتونم براحتی درس بخونم من از اول سال تحصیلی تا الان خیلی زمان برای درس خواندن گذاشتم (با اینکه یه وقت هایی دوباره دعواشون میشد، تو اون مواقع شاید کمتر درس میخوندم) و اگر همینطور پیش برم میتونم نتیجه خوبی بگیرم ، اما یه مشکلی وجود داره ، اون هم اینه الان که اول اردیبهشت هست اونها بدجور باهم دعواشون شده و جو بدی تو خونمون هست ، و حتی ممکنه مثل سال تحصیلی قبلیم که کلاس دهم بودم ، دقیقا داخل زمان امتحانات (خرداد ماه) دوباره این درگیریهاشون پیش بیاد و باعث بشه مثل سال قبل امتحاناتم رو خراب بکنم و آینده و تمام تلاش هایی که تا الان کردم ، نابود بشه یکی از تصمیماتی که میتونم بگیرم اینه که ترک تحصیل کنم و برم سر کار و مادرم رو از پدرم جدا کنم و خودم خرج خودمون رو بدم ، که اینطوری آینده و استعداد و تلاش هایی که تا الان کردم نابود میشن و حتی خود مادرم هم راضی به اینکار نیست ، تازه من عمل جراحی فتق انجام دادم 6 ماه پیش و شاید نتونم خوب کار کنم، اما وقتی میبینم که پدرم اینطور اذیتش میکنه واقعا احساساتم جریحه دار میشن یکه دیگه از تصمیماتی که میتونم بگیرم اینه که راهم رو ادامه بدم ، که در این صورت باید برای تامین مخارجم به پدرم وابسته باشم که به خیلی من و مادرم رو اذیت میکنه ، و همینطور شرایط جوّی که داخل خونمون هست احساسات و حواسم رو پرت میکنه و باعث میشه نتونم درس بخونم و امتحاناتم رو خراب کنم و هم آینده ام نابود بشه و هم هر روز اشکها و گریه های مادرم رو ببینم در خصوص بیرون رفتن و درس خواندن در یک محیط دیگه هم نمیدونم کجا برم ، آخه ما داخل این شهر یا فامیلی نداریم ، یا اگر هم داریم اون هایی ان که با مادرم رابطه چندان خوبی ندارن( بعضی وقت ها فکر میکنم اون ها با حرف هاشون باعث دعوا بین مادر و پدرم میشن) و دوست ندارم برم خونه شون البته کتابخانه شهرمون هست که اون هم ساعات محدودی باز هست ، فکر میکنم 6 صبح تا 6 شب ، که اگر من همینقدر زمان هم برای درس خواندنم برای امتحان نهایی بگذارم موفق میشم ، اما شب ها که برای خواب یا ... میرم خونمون دوباره داخل این محیط قرار میگیرم و جوّ احساسی خونمون تمرکزم رو برای شرکت در امتحان نهایی خراب میکنه
تأثیر درگیری خانوادگی بر تمرکز و آینده تحصیلی دانشآموز
پاسخ ها: {{ repliesNum }}
پاسخ انتخاب شده
در پاسخ به: {{ reply.reply_to.name }}
در پاسخ به
این پیام حذف شده است.