کمال گرایی به انسان قدرت میبخشد، تا در برابر جهان طبیعت عرض وجود کند، و به آنچه هست قانع باشد،و برای دستیابی به آنچه باید باشد یعنی حقیقت تلاش مداوم نماید و از این رهگذر به گنجینه راز های آفرینش راه یابد و سعادت و خوشبختی خود را با نیل به سرچشمه کمال تامین کند. نیوتون با اثر شگرفش در جریان این جهان بیشتر نمایشگر زمانه خود بودتا خالق خود توسعه سلیوهای علمی و کاربردش در نجوم فیزیک و فلسفه احتمالا میتواند به گالیله مربوط داده شود که همان سالی درگذشت که نیوتون به دنیا آمد. روح هنر اسلامی سیر از ظاهر به باطن اشیا و امور است، و هنرمند در مقام انسانی است که به صورت و حقیقت اشیا در ورای عرایض و ظواهر میپردازد، و در نقش و نگاری که در صورتهای خیالی خویش از عالم بیرون میبیند. جلوه حسن و جلال و جمال الهی را یابد. اسلویی جامع که به وسیله آن همه شعور بتواند به محاسبات کاهش بیابد چنین چیزی میتواند همزمان در حکم زمان یا متنی باشد بی نهایت متفاوت از همه آنچه تاکنون مطرح گشته زیرا نمادها و حتی واژه ها در چنان در چنان متنی عاطف به عقل خواهند بود و فعلا و صرفاً بازتاب لغزش در محاسبات خواهد بود به استثناء خطاهایی که ربطی به واقعیت دارند. انسان کامل توصیف شده شده در قرآن کمال عقلی دارد و ضمن تایید همه آنچه در مورد دل و عشق و سیر و سلوک وعلم حفاظی و علم معنوی و تکذیب نفش گفته میشود برون گر جامعه او جامعه گرا نیز هست. دوری از طبیعت مخصوص که کار خداست و پرهیز از سایه روشنکاری ساختن پکرههای کامل و رفتن به جهان و برای محسوسات با صور تمثیلی از اشکال هندسی و اسلیمی و ختایی گره هاست که فضای روانی این نگاره ها میبخشد. همه آنچه که علت و بیان میدارد یکسان نیست، آنچه واقعا روی میدهد این است که دو رویداد که مکرراً در فضا و زمان به صورت جدا روی میدهد ،پیوند مفروضی در میان یکدیگر دارند که بنابر آن میگوییم علت دیگر است جسم طبیعت که در مرتبه سایت بوده، هرگز در هنر خصوص نگار های ایرانی وجود ندارد و هر نشانه ی حقیقتی ماورای این جهان یافته و چون نماد مبتنی بر دلایل و وجودی و عوالم عالیه بوده هنر نگاره گر ایرانی نیز به تغییر عرفانی محل ظهور حقیقت بوده است.
تأثیر کمالگرایی و هنر اسلامی در فلسفه و علم
پاسخ ها: {{ repliesNum }}
پاسخ انتخاب شده
در پاسخ به: {{ reply.reply_to.name }}
در پاسخ به
این پیام حذف شده است.