گروه اسمی درس هشتم رو میخوام میشه بدین خارکشِ پیری با دَلقِ دُرشت پشتهی خار همیبُرد به پُشت لنگلنگان قدمی بر میداشت هر قدم دانهی شُکری میکاشت کای فرازندهی این چرخِ بلند وی نوازندهی دلهایِ نژند کنم از جیبْ نظرْ تا دامن چه عزیزی که نکردی با من درِ دولت به رخم بگشادی تاج عزّت به سرم بنهادی حدِ من نیست ثنایت گفتن گوهر شُکرِ عطایت سُفتن نوجوانی به جوانی مغرور رَخشِ پندار همیراند ز دور آمد آن شُکرگزاریش به گوش گفت: کای پیرِ خرف گشته خموش خار بر پُشت زنی زینسان گام دولتت چیست عزیزیت کدام؟ عمر در خارکشی باختهای عزّت از خواری نشناختهای پیر گفتا: که چه عزّت زین بِه که نیَم بر در تو بالین نِه کای فلان چاشت بده یا شامم نان و آبی که خورم و آشامم شُکر گویم که مرا خوار نساخت به خَسی چون تو گرفتار نساخت به ره حرص شتابنده نکرد به درِ شاه و گدا بنده نکرد داد با این همه افتادگیم عزّ آزادی و آزادگیم اینم شعرش
گروه اسمی درس هشتم رو میخوام میشه بدین خارکشِ پیری…
پاسخ ها: {{ repliesNum }}
پاسخ انتخاب شده
در پاسخ به: {{ reply.reply_to.name }}
در پاسخ به
این پیام حذف شده است.