ردیف معنی و مفهوم شعر و نثر درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را بارم 2/5 1 الف) ستودن نداند کس او را چو هست / میان بندگی را ببایدت بست ب معرفت این است که من در آنم گرد خویش میگردم و پیوسته در خود سفر میکنم. ب چشم تو بس مختصر و در وی نمی گنجد. ت به چشم بصیرت به خود در نگر / تو را تا در آیینه زنگار نیست ت سگ اصحاب کهف روزی چند / پی نیکان گرفت و مردم شد 2 معنی واژه های مشخص شده را بنویسید. (الف) خداوند کیوان و گردان سپهر ب چون میغ در هوا پدید آید. ب دیگران زبان نقد او هستند. ت همدم نیکو خصال خصال باعث پرورش شخصیت انسان است. درک مطلب متن زیر را با دقت بخوانید و سپس به سوالات پاسخ دهید. کج رفتار سا سعدیا ( 1) راست زوان گوی سعادت بردند دند راستی کن که به منزل نرسد کج (2) و مثل تو چون مورچه ای است که در قصر ملکی سوراخی دارد. همی (3) دانه و خوشه ، خروار شد / از آغاز هر خوشه خروار نیس نیست (4) هر یکی را آنچه به کار باید اید داد. د در این این راه بارها به به عقب می لغزیدم کمی جلو می رفتم سپس امیدوار می شدم . (الف) پیام بیت اول را بنویسید. ب عبارت دوم چه ارتباطی با درک شگفتی های آفرینش دارد؟ ب بیت سوم کدام ضرب المثل را به یاد می آورد؟ ت عبارت چهارم را توضیح دهید. ت منظور کلر از عبارت پنجم چیست ؟