سلام خوبید این شعرهارو خودم نوشتم 1)دردی در سینه دارم کس نداند درد من هرشب و هر روز با آن میگذرانم کس نداند درد من جای زخم درد من را کس نمیبیند ولی حیف درمانی ندارد دردی که دارم در دلم 2)زندگی را زندگی کن عمر تو کم است حسرت امروز را فردا مخور عمرت کم است آنچه میماند ز من قطعه سنگی بیش نیست سنگ معمولی و یا مرمر نشان شخصیت نیست هیچ کس صحن و سرای خویش را با خود نبرد غم مخور این زندگی بی ارزش تر از یک خرمن است این رو من ننوشتم👇 وضع ما در گردش دنیا چه فرقی میکند زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی میکند ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی میکند سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی میکند؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست خانه من با خیابانها چه فرقی میکند مثل سنگی زیر آب از خویش میپرسم مدام ماه پایین است یا بالا چه فرقی میکند؟ فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت بی وفا! امروز با فردا چه فرقی میکند:)
شعرهای خودم...
پاسخ ها: {{ repliesNum }}
پاسخ انتخاب شده
در پاسخ به: {{ reply.reply_to.name }}
در پاسخ به
این پیام حذف شده است.