بیت زیر با کدام گزینه، ارتباط مفهومی دارد؟چرا «تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی *** گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش» 1 ) حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست *** که آشنا سخن آشنا نگه دارد 2 ) هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد *** خداش در همه حال از بلا نگه دارد
بیت زیر با کدام گزینه، ارتباط مفهومی دارد؟
پاسخ ها: 4

فک کنم.فک اضافی هست چون اگه حذفش کنی جمله بازم معنی میدع
هر آن که جانب اهل وفا (خدا) نگه دارد / خداش در همه حال از بلا نگه دارد - جانب: طرف/ اهل وفا: وفاداران/ بلا: گرفتاری -> هر کسی که طرفدار انسان های وفادار باشد، خداوند هم او را در همه حال از گرفتاری و مصیبت حفظ می کند. - تکرار واژۀ نگه دارد/ جانب کسی را نگه داشتن: کنایه از حمایت کردن و طرفداری کردن/ تلمیح به آیۀ «و من یتوکل علی الله فهو حسبه»/ جناس ناهمسان بین هر و در - 1- هر آن که / 2- جانب اهل وفا [را] / 3- نگه دارد/ 4- خدا / 5- او (=ش) [را] / 6- در / 7- همه حال / 8- از / 9- بلا / 10- نگه دارد نقش کلمات: 1- نهاد / 2- مفعول [نشانۀ مفعولی] / 3- فعل / 4- نهاد / 5- مفعول [نشانۀ مفعولی] / 6- نشانۀ متمم / 7- متمم / 8- نشانۀ متمم / 9- متمم / 10- فعل - خدا و بلا / نگه دارد 2- حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد - حدیث: ماجرا، حکایت، سخن/ حضرت: درگاه/ دوست: معشوق/ آشنا: یار و دوست -> حکایت و ماجرای دوست داشتنِ معشوق را فقط به خودِ معشوق می گویم؛ چراکه فقط یک دوست، راز و حکایت دوست را نگه می دارد. - تکرار در واژه های دوست و آشنا/ تکرار صامت «سین»، «گ» - [من] / حدیث دوست [را] / مگر / به / حضرت دوست / نگویم / که / آشنا / سخن آشنا [را] / نگه دارد. - آشنا/ نگه دارد 3- دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای / فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد - دلا: ای دل/ معاش: زندگی/ گر: اگر/ بلغزد: از لغزیدن، خطا کردن -> ای دل! چنان زندگی که اگر روزی خطا و اشتباهی کردی، فرشته، با دعایش تو را از بلا و گرفتاری حفظ کند. - کنایه در بلغزد پای/ دل، پا و دست: مراعات نظیر یا تناسب - دلا! / چنان / معاش کن / که / اگر / پای / بلغزد / فرشته / تو (= ت) [را]/ به / دو دست دعا / نگه دارد - دعا / نگه دارد 4- گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان / نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد - گر: اگر/ هوا: میل و آرزو/ نگسلد: قطع نکند، پاره نکند/ پیمان: وعده و قرار -> اگر به دنبال آن هستی که معشوق به قرار و وعدۀ خود وفادار بماند، تو نیز وفادار بمان و سررشتۀ وفاداری را نگه دار. - هوای چیزی را داشتن: کنایه از میل و اراده برای انجام کاری/ پیمان گسستن کنایه از قطع کردن و روی برگرداندن/ جناس ناقص افزایشی در نگه و نگاه/ رشته: استعاره از پیوند/ جناس ناهمسان بین گر و سر - اگر / [در وجود تو]/ هوا / است [وجود دارد]/ که / معشوق/ پیمانت [را] / نگسلد / سر رشته [را] / نگاه دار / تا / نگه دارد - تا / نگه دارد 5- صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد - صبا: باد بهاری/ زلف: مو/ ار: اگر/ لطف: محبت -> ای باد بهاری! اگر در میان موهای معشوق، دل من را دیدی، از روی لطف و محبّت، به زلف معشوقم بگو که مراقب دل من باش یا به دلم بگو که مراقب جایگاهت باش. - تشخیص در ای صبا/ دل، زلف: تناسب/ دل در سر زلف یار دیدن: کنایه از عاشق یار شدن/ جا نگه داشتن: کنایه از مراقب بودن - [ای] صبا! / ار / دل مرا / بر / آن سر زلف / بینی / از روی / لطف / [به] او (= ش)/ بگو / که / جا [را] / نگه دارد - جا / نگه دارد 6- چو گفتمش که دلم را نگاه دار، چه گفت؟ / ز دست بنده چه خیزد، خدا نگه دارد - چو: هنگامی که/ ز دست بنده چه خیزد: از دست من کاری برنمی آید -> وقتی به زلف معشوقم گفتم که مراقب دل من باش، چه پاسخی داد؟ پاسخ داد که از دست من کاری بر نمی آید، إن شاء الله خدا مراقب دلت باشد! - نگه داشتن دل: کنایه از وفاداری و حمایت کردن/ بین دست و دل: تناسب/ استفهام انکاری در ز دست بنده چه خیزد؟/ تکرار صامت «د» - چو / [به] او (=ش)/ گفتم / که / دلم را/ نگاه دار/ چه [چیزی را]/ گفت/ از / دست بنده/ چه [چیزی یا کاری] / خیزد / خدا / نگه دارد - خدا / نگه دارد 7- سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری / که حقّ صحبت مهر و وفا نگه دارد - زر: طلا/ حق صحبت: حق همنشینی/ مهر و وفا: محبت و وفاداری -> تمام وجود و دار و ندارم فدای آن معشوقی بشود که حق همنشینی و دوستی را نگه می دارد و وفادار است. - بین سر و دل و جان: تناسب/ سر و زر: جناس ناهمسان/ سر و زر و دل و جان: مجازاً همه چیزم/ تکرار مصوت کوتاه ــُـ / تلمیح در مهر و وفا که نام دو شخصیت داستانی بوده است/ حق چیزی را نگه داشتن: کنایه از وفادار ماندن - سر و زر و دل و جانم / فدای آن یاری / [شود] / که / حق صحبت مهر و فا [را] / نگه دارد - وفا / نگه دارد 8- غبار راهگذارت کجاست تا حافظ / به یادگار نسیمِ صبا نگه دارد - راهگذار: گذرگاه و معبر -> گرد و خاک محل عبور تو کجاست تا حافظ به قصد و نیت یادگاری، از نسیم صبا بگیرد و نگه دارد. - تخلص در بیت/ تکرار صامت «ر» - غبار راهگذار تو / کجا / است / تا / حافظ / به / یادگار نسیم صبا / نگه دارد - صبا / نگه دارد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ