جمله هایی ظاهرا پرسش هستن، اما در واقع پرسش نیستن بلکه می خوان خبری یا مطلبی رو مجددا به یاد ما بیارن یا دستوری و کاری رو بگن که انجام بدیم. معمولا جواب این پرسش ها هم مشخصه و هم منفیه. یعنی کسی که سوال رو میکنه، دنبال جواب نیست و می خواد یه چیزی رو به ما بفهمونه. یادتون نره تقریبا همیشه جوابش منفیه.
مثال: من فلان حرف رو گفتم؟؟؟
جواب: منظورش اینه، نه، من نگفتم.
مثال: کی می تونه از چوب خشک میوه درست کنه؟
جواب: هیچکس نمی تونه.
مثال: کجا دانند حال ما سبکساران ساحلها؟
جواب: یعنی سبکباران ساحلها حال ما رو نمی دونن.
مثال: بی نام تو نامه کی کنم باز؟
جواب: هیچ وقت باز نمی کنم.
مثال: کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟
جواب: هیچوقت نرفته ای.
مثال: چو بفروختی از که خواهی خرید؟
جواب: از هیچکس نمی توانی بخری.