درسنامه آموزشی جامعه شناسی (1) کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی و معارف با پاسخ درس 4: اجزا و لایههای جهان اجتماعی
-
جامعه شناسی (1)
- درس 1: کُنشهای ما
- درس 2: پدیدههای اجتماعی
- درس 3: جهان اجتماعی
- درس 4: اجزا و لایههای جهان اجتماعی
- درس 5: جهانهای اجتماعی
- درس 6: پیامدهای جهان اجتماعی
- درس 7: ارزیابی جهانهای اجتماعی
- درس 8: هویت
- درس 9: باز تولید هویت اجتماعی
- درس 10: تغییرات هویت اجتماعی
- درس 11: تحولات هویتی جهان اجتماعی؛ هویت جهان اجتماعی و فرآیند تحولات هویتی
- درس 12: تحولات هویتی جهان اجتماعی؛ تحولات فرهنگی و از خودبیگانگی فرهنگی
- درس 13: هویت ایرانی 1؛ هویت فرهنگی ایرانی
- درس 15: هویت ایرانی 3؛ هویت سیاسی ایران
- درس 16: هویت ایرانی 4؛ هویت جمعیتی و اقتصادی ایران
جهان اجتماعی از چه اجزایی تشکیل شده است؟
در درس گذشته با کمک مقایسه، تصویری از جهان اجتماعی به دست آوردیم. میخواهیم با همین روش و به تدریج، تصویری را که از جهان اجتماعی داریم، کاملتر کنیم.
در پزشکی، دانشی به نام تشریح یا کالبدشناسی وجود دارد که اجزای بدن انسان و محل قرار گرفتن آنها را شناسایی میکند. دربارهٔ آن، چه میدانید؟
آیا میتوان همانند یک کالبدشناس، اجزا و لایههای جهان اجتماعی را شناخت؟

جهان اجتماعی همانند بدن انسان از اجزای مختلفی تشکیل شده است. دانشمندان، جهان اجتماعی را براساس معیارهای مختلف تقسیم بندی اجزای آن را شناسایی میکنند.
اندازه و دامنه
پدیدههای اجتماعی، اجزای جهان اجتماعیاند و میتوان آنها را بر اساس اندازه و دامنه از یکدیگر تفکیک کرد. به این ترتیب طیفی در جهان اجتماعی ترسیم میشود که دریک سوی آن، پدیدههای اجتماعی خرُد مانند کنشهای اجتماعی افراد، و در سوی دیگرِ آن پدیدههای کلان، مانند فرهنگ و جامعه قرار دارند.
بهنظر شما پدیدههایی مانند گروهها و سازمانها در کجای این طیف جای میگیرند؟ چرا؟
آیا میتوانید پدیدههای اجتماعی زیر را روی طیف خُرد - کلان قراردهید؟
کلاس، مدرسه، نظام آموزشی
بهنظر شما تقسیمبندی پدیدههای اجتماعی به خُرد و کلان چه فوایدی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، به میزان اثرگذاری خود بر پدیدههای اجتماعی خُرد و کلان یا اثرپذیری از آنها بیندیشید. مثلاً میتوان بیکاری و راههای درمان آن را در سه مورد زیر با یکدیگر مقایسه کرد: بیکاری فردی که خود شایستگی و مهارت لازم را ندارد؛ بیکاری افراد یک شهر که نظام توزیع مناسبی از مشاغل در شهر آنها وجود ندارد؛ و بیکاری افراد زیادی که به دلیل نبود مشاغل کافی در جامعه بیکارند. بهنظر شما حل کدام یک از مشکلات سهگانۀ مذکور آسانتر است؟ چرا؟
![]() |
![]() |
![]() |
ابعاد ذهنی و عینی
قبلاً دانستید تمامی پدیدههای اجتماعی، هویتی معنایی و ذهنی دارند؛ از این رو هیچ یک از اجزای جهان اجتماعی فاقد معنا نیستند؛ امّا همۀ پدیدههای اجتماعی، بُعد محسوس و عینی ندارند. پدیدههای اجتماعی را از جهت عینی و محسوس بودن یا ذهنی و نامحسوس بودن نیز میتوان در یک طیف قرار داد.
در یک سوی طیف، پدیدههایی هستند که بُعد محسوس و مادّی قویتری دارند؛ مانند ساختمانهای مسکونی و اداری یا کنشهای بیرونی؛ و در سوی دیگر، پدیدههایی قرار میگیرند که بعُد معنایی و ذهنی بیشتری دارند؛ مثل عقاید، ارزشهای اجتماعی و کنشهای درونی.
شما پدیدههای اجتماعی زیر را چگونه روی طیف ذهنی عینی قرار میدهید؟
نظم، قوانین راهنمایی و رانندگی، علائم راهنمایی، سرعتگیر.
در جهان اجتماعی بُعد ذهنی پدیدهها، اهمیت بسیاری دارد. در یک بحران اقتصادی که کشورهای صنعتی دچار مشکل شده بودند، بنا به محاسبات اقتصادی میبایست نفت را به گرانترین قیمت از کشورهای نفت خیز خریداری میکردند، ولی جالب است بدانید به ارزانترین قیمت ممکن، نفت مورد نیاز خود را خریدند؛ زیرا در کشورهای نفت خیز، بُعد عینی نفت به عنوان یک سرمایه وجود داشت؛ ولی بُعد ذهنی آن مفقود بود. همانند دانش آموزی که از استعداد سرشاری برخوردار است؛ ولی خود به آن آگاه نیست و از این استعداد بهرهٔ چندانی نمیبرد!
![]() |
![]() |
هماندیشی کنید (صفحهٔ 28 کتاب درسی)
با هماندیشی جایگاه تقریبی پدیدههای اجتماعی زیر را روی دو طیف خُرد - کلان و ذهنی - عینی تعیین کنید: شهر، هدیه دادن برای روز تولد یک دوست، تصوّر من از معلم کلاس اوّل ابتدایی، عدالت اجتماعی.
لایههای جهان اجتماعی کداماند؟
آیا همۀ اعضای یک موجود زنده، اهمیت یکسانی دارند؟ مثلاً آیا قلب، مغز، چشم و دست از اهمیت یکسانی برخوردارند؟
نظر شما دربارۀ اجزای مختلف جهان اجتماعی چیست؟ آیا همۀ آنها اهمیت یکسانی دارند؟
بخشهایی از جهان اجتماعی به آسانی تغییر میکنند و تغییر آنها، تحول مهمی در جهان اجتماعی پدید نمیآورد. برخی میتوانند حذف شوند، ولی با حذف آنها جهان اجتماعی تداوم مییابد؛ اما بخشهای دیگر به آسانی تغییر نمیکنند و اگر حذف شوند، جهان اجتماعی فرو میریزد.
به بخشهایی که امکان تغییر بیشتری دارند و نقش حیاتی و اساسی ندارند، «لایههای سطحی جهان اجتماعی» و به بخشهایی که تأثیر تعیین کننده بر جهان اجتماعی دارند، «لایههای عمیق و بنیادین جهان اجتماعی» میگویند.
لایههای عمیق، تأثیرات همه جانبه و فراگیر دارند و کمتر در معرض تغییر قرار میگیرند، اما لایه های سطحی، هم تأثیرات محدودتری دارند و هم بیشتر در معرض تغییرند.
در سال گذشته با چهار لایۀ عقاید، ارزشها، هنجارها و نمادها آشنا شدید. به نظر شما عمیقترین و سطحی ترین لایههای جهان اجتماعی کداماند؟ چرا؟
میدانید که هیچ جامعهای بی نیاز از هنجارها و نمادها نیست؛ ولی هنجارها و نمادها بر حسب شرایط، در زمینههای مختلف قابل تغییرند و تغییر برخی از آنها تا زمانی که به تغییر در لایههای عمیق منجر نشود، موجب تحول و تغییر بنیادین جهان اجتماعی نمیشود.
عقاید و ارزشها عمیقترین لایههای جهان اجتماعی هستند. عمیقترین لایۀ جهان اجتماعی، عقاید کلانی هستند که بر ارزشهای اجتماعی تأثیر میگذارند. باور و اعتقاد انسانها نسبت به اصل جهان، جایگاه انسان در آن و تفسیرشان از زندگی و مرگ خود، عمیقترین پدیدههای اجتماعی به حساب میآیند.
جامعهای که جهان را به زندگی دنیا محدود میکند و دل به آن میسپارد، ارزشها، هنجارها و نمادهای خود را متناسب با همان شکل میدهد؛ امّا جامعهای که هستی را فراتر از زندگی دنیا میبیند، ارزشها، هنجارها و نمادهای خود را متناسب با این عقیده سازمان میدهد.

نهادها
تاکنون اجزا و لایههای جهان اجتماعی را جداگانه تجزیه و تحلیل کردیم. حال می خواهیم اجزا و لایههای جهان اجتماعی را در ارتباط با هم بررسی کنیم. وقتی اجزا و لایههای جهان اجتماعی را در ارتباط با هم در نظر بگیریم، «نهادهای اجتماعی» آشکار میشوند.
افراد انسانی بدون آب، غذا، سرپناه، امنیت، رابطه با دیگران، دوستی، احساس رضایت از زندگی، حقیقت جویی، پرستش و … قادر به ادامۀ زندگی نیستند. به نظر شما جهان اجتماعی برای بقا چه نیازهایی دارد؟
برای تأمین نیازهای جهان اجتماعی و افراد، راههای متفاوتی وجود دارد؛ ولی معمولاً در هر جهان اجتماعی، نوع خاصی از این رو شها، پذیرفته میشود و قابل قبول است. در هر جهان اجتماعی این کار به کمک نهادهای اجتماعی صورت میگیرد.
«نهاد اجتماعی» مجموعهای از عقاید، ارز شها، هنجارها و نمادهایی است که برای رفع نیازهای معینی از افراد و جهان اجتماعی اختصاص پیدا میکند. هر نهاد اجتماعی شیوۀ قابل قبول تأمین بعضی از نیازهای افراد را معین میسازد و متقابلاً شیوههای غیر قابل قبول را طرد میکند. مثلاً نهاد اقتصاد، راه درست و مقبول یا کژراهههای به دست آوردن ثروت را در جهان اجتماعی تعیین میکند. خانواده، تعلیم و تربیت، سیاست و اقتصاد از مهمترین نهادهای اجتماعی اند. نهادها در تمامی جهانهای اجتماعی وجود دارند ولی انواع و اشکال متفاوتی دارند. آیا میدانید چرا؟
تفسیر و تکمیل کنید (صفحهٔ 31 کتاب درسی)
تمرین کنید (صفحهٔ 32 کتاب درسی)
متن زیر را به دقت مطالعه کنید و لایههای مختلف جهان اجتماعی اسلام و جهان اجتماعی عرب پیش از اسلام را استخراج کنید.
با ظهور اسلام، ارکان جهان اجتماعی جاهلی، درهم ریخته شد و جهان اجتماعی جدیدی پدید آمد. اسلام زبان مردم را تغییر نداد و بسیاری از مناسبات و روابط اجتماعی را حفظ کرد ولی اموری را تغییر داد که به مرگ جامعۀ پیشین و تولدِ جهانی جدید منجر شد. شرک، بت، قبیله، خون، شمشیر، شهوت و پول از معانی و مفاهیم جامعه پیشین بودند. این مفاهیم هم سامان اجتماعی شبه جزیرۀ عربستان را شکل میدادند و هم جهان بینی اعراب قبل از اسلام را تعیین و مسیر شناخت آنها را مشخص میکردند. بتها که در کانون نگاه مشرکانه جهان اجتماعی جاهلی بودند، هویتی قومی و قبیلهای داشتند و هر فرد هویت خود را در ارتباط با قبیله خود میشناخت و شأن و جایگاه اجتماعی او به شأن و قدرت قبیله او وابسته بود؛ خدایان متنوع، نمادها و صورت های مربوط به قبایل بودند که در خانۀ خدای گذارده شده بودند. جامعه عرب، جهان را از افق قدرت قبایل مختلف میدید و مناسبات و روابط را در حاشیه این قدرت سازمان میداد. قانون و مقرراتی فراسوی پیمانهای قبایل مختلف وجود نداشت و شأن و مرتبه هر فرد و حقوق او به منزلت قبیلۀ او و موقعیت او در قبیله بازمیگشت.
در این جهان، علم از برخورد چهرهبهچهره و زندگی مشترک درون این جهان پدید میآمد و در حفظ و استمرار آن دخیل بود و بر این اساس علم انساب برترین علوم بود، زیرا هویت نظام قبیلهای را حفظ میکرد.
جهان اسلام با مجموعه معناهایی شکل میگیرد که از وحی الهی بر سینۀ سترگ رسول خاتم، نازل شد و از آنجا در بستر تاریخ جریان یافت. الله، توحید، تقوی، وحی، عقل، علم، حقیقت، فضیلت، عدالت، قسط، ایمان، کفر و نفاق از مفاهیم محوری این نظام معنایی هستند. این معانی با برخی از مفاهیم جاهلی در ستیز آشکار قرار میگیرند و جز به حذف و نابودی آنها راضی نمیشوند و به بازخوانی و بازسازی برخی دیگر از مفاهیم جامعۀ جاهلی میپردازند. از دسته اول شرک، بت، ظلم و ربا و از دسته دوم قبیله، عشیره، عهد، پیمان، غضب و شهوت، معانی و مفاهیمی هستند که ابتدا ارتباط آنها با دیگر مفاهیم مرکزی جهان شرک قطع میگردد و سپس در حاشیه مفاهیم محوری جهان اسلام بهصورت صلۀ رحم، عفت
و شجاعت، جهاد و شهادت بازخوانی میشوند. قرآن کریم روابط و مناسباتی که بر محور عصبیّت قبیلهای شکل میگرفت به روابطی بر محور اعتقاد به خدای یکتا تبدیل میکند و روابط دنیوی را در حاشیه معانی الهی و قدسی به خدمت میگیرد و کسانی را که مناسبات قومی و قبیلهای را مقدم میدارند و باورها و اعتقادات دینی را در خدمت این مناسبات قرار میدهند، توبیخ کرده و ظالم و فاسق مینامد.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 33 کتاب درسی)
نهاد اجتماعی، تشریح، پدیدهای اجتماعی خُرد، پدیدههای اجتماعی کلان، پیوستار جهان اجتماعی، ابعاد ذهنی، ابعاد عینی، کنش درونی، کنش بیرونی، لایهٔهای سطحی، لایههای عمیق و بنیادین، عقاید کلانی
خلاصه کنید (صفحهٔ 33 کتاب درسی)
اجزای جهان اجتماعی را می توان به صورت های مختلفی طبقه بندی کرد.
- تأکید بیش از حد به تشابهها، استفاده نادرست از مفهوم مقایسه است.
- تقسیم بندی پدیدههای اجتماعی بر اساس اندازه و دامنه، پیوستار خُرد - کلان را ایجاد میکند.
- همهٔ پدیدههای اجتماعی، هویتی معنایی و عینی دارند.
- همهٔ پدیدههای اجتماعی، بُعد محسوس و عینی ندارند.
- تغییر پذیری زیاد یا حذف، بدون نقش حیاتی و اساسی از ویژگیهای لایههای سطحی جهان اجتماعیاند.
- تأثیرات همه جانبه، تغییرات ناچیز و داشتن نقش حیاتی و اساسی، از ویژگیهای لایههای بنیادین و عمیق جهان اجتماعی هستند.
- نهاد اجتماعی مجموعهای از لایههای اجتماعی است که برای رفع نیازهای افراد و جهان اجتماعی ایجاد میشود.